درگلشن زهرا گل دلخواه حسین است ماجمله غلامیم وفقط شاه حسین است شاهی که به جود وکرم خودببخشید، یک کوه گنه را به پر کاه حسین است درعالم اگر هرکه به هرچیز بنازد، مارا شرف ومنزلت وجاه حسین است آواره ی او باش به بازار مصیبت، چون مشتری هردل پر آه حسین است مهمان شب اول قبر همه ی ما، والله درآن لحظه ی جان کاه حسین است
حسین ، کشته دیروز و رهبر روز است قیام اوست ، که پیوسته نهضت آموز است تمام زندگی او ، عقیده بود و جهاد اگر چه مدت جنگ حسین ، یک روز است ...
قلبها برای آرامش دستها برای حک کردن عشق بر روی سینه عقل در انتظار جنون نفس ها به شماره افتاده آری “محرم” آمده . .
دستی از شانه جدا شد سرمست از جام بلا شد دادی بر دست خدا دست جانت لبریز صفا شد ... در سوگت ناله ی زهرا شد ..