مهارت های زندگی مهارت زندگی کردن در دنیای امروز که پیچیدگیهای خاص خود را دارد، ضرورتی انکارناپذیر به شمار میرود اما اگر قرار باشد درباره مهارت زندگی بحث کنیم، ابتدا باید قیاسی با گذشته انجام دهیم. در اولین گام باید این سوال را پرسید که زندگی در جهان کنونی، در قیاس با صدسال گذشته، چه اندازه تغییر کرده است؟ واقعیت این است که زندگی و چگونه زندگیکردن یکی از مفاهیمی است که هم عموم مردم و هم نخبگان درباره آن سخنان زیادی گفتهاند. سوالی که دانشمندان علوم انسانی را به خود مشغول کرده، این بوده که زندگی خوب، سالم و سازنده، چگونه است و برای رسیدن به آن، چه باید کرد؟ زمانی هم که ما از مهارتهای زندگی حرف میزنیم، درواقع از راههایی صحبت به میان میآید که میتواند انسان را به این نوع زندگی نزدیک کند و خوشبختی به همراه بیاورد. برای بهتر شدن درک مفهوم مهارتهای زندگی باید از دو نگاهی حرف بزنیم که درباره زندگی وجود دارد. در یک نگاه ایدهآلی، زندگی خوب، زندگیای است که در آن هیچ تنشی وجود ندارد و هیچ دستاندازی، زندگی فرد را دچار تشویش نمیکند. فرد در موقعیتی رویایی زندگی میکند و هیچگونه گرفتاری و کشمکشی نمیتواند زندگی او را دچار تغییر کند. اما یک نگاه دیگر نیز وجود دارد که اساس زندگی را با ناراحتی و سوگ، از دستدادن و کشمکش عجین میداند. اینکه با گذشت هر روز، یک روز از عمرمان از دست میرود و پیرتر میشویم، هر چند وقت یکبار متوجه موی سفیدی میشویم و چین و چروکهای صورتمان را نگاه میکنیم. وقتی پذیرفتیم که زندگی همیشه و در همه موقعیتها، خوشایند نیست، باید راهی را انتخاب کنیم که به وسیله آن آرامش بیشتری داشته باشیم در بارزترین شکل ما معتقدیم زمان و سلامتیمان هر روز برای ادامه زندگی کمتر میشود. از طرف دیگر مدام در زندگی با این مسأله روبهرو هستیم که باید از خواستههایمان بگذریم و با خود مرور میکنیم که جمعشدن خیلی از خواستههایمان باهم، سازگاری ندارد. حالا اگر قرار باشد این دو نگاه را کنار یکدیگر بگذاریم و بعد از مهارتهای زندگی حرف بزنیم، باید بگوییم مهارتهای زندگی در وهله اول، پذیرش نگاه دوم و قبول آن است. بعد وقتی پذیرفتیم که زندگی همیشه و در همه موقعیتها، خوشایند نیست، باید راهی را انتخاب کنیم که به وسیله آن آرامش بیشتری داشته باشیم. مهارت زندگی به ما یاد میدهد که چه راهی را باید انتخاب و چگونه باید زندگی کرد تا سازگاری بیشتری به دست آورد و آرامش بیشتری داشت تا بتوان از آن لذت برد. مهارتهای زندگی ساختن یک شهر رویایی نیست که در آن هیچ گرفتاری وجود ندارد و سوگ، تلخی و ناکامی در آن بیمعناست بلکه بخش مهمی از مهارتهای زندگی کنار آمدن با همین تلخیهاست که عنصر مهمی در ساخت زندگی است و کسی که میتواند سازگارتر باشد درواقع مهارت بهتری دارد. در مجموع میتوان گفت آدمهایی که مهارت بهتری دارند بهتر با ناکامیها کنار میآیند، تنشهای خود را حل میکنند و راهحلهای گوناگونی دارند و میتوانند آن را در شرایط مختلف استفاده کنند. این توانایی ها (مهارت های زندگی)فرد را قادر می سازد تا مسئولیت و نقش های اجتماعی اش را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران، با خواست ها، انتظارات و مشکلات رو به رو شود. ده مهارت زندگی که سازمان بهداشت جهانی مشخص نموده، عبارتند از: 1- مهارت خودآگاهی 2- مهارت همدلی 3- مهارت روابط بین فردی 4- مهارت ارتباط موثر 5- مهارت مقابله با استرس 6- مهارت مدیریت هیجان 7- مهارت حل مسئله 8- مهارت تصمیم گیری 9- مهارت تفکر خلاق 10- مهارت تفکر خلاقانه اگر بخواهیم فواید و کاربرد های مهارت های زندگی را تیتر وار برای تان بشمریم ،مهمترین فواید و کاربرد های آن عبارتند از: 1- نحوه کنار آمدن با انتظارات متفاوت خود، خانواده، همسر، فرزندان، دوستان، همکاران و جامعه 2- برقراری رابطه لذت بخش با امکانات، تکنولوژی و محیط زندگی 3- دفع فشارهای روانی از طرف محیط 4- سازگاری با مسائل اقتصادی و نیازهای معیشتی 5- تقویت مدیریت خانواده و تربیت فرزندان 6- تقویت اعتماد به نفس 7- تقویت مهارت های ارتباطی 8- تامین سلامت جسمی و بهداشت روانی 9- تامین آرامش و لذت زندگی 10- خود شکوفایی، بالندگی، خوشبختی و شادابی امید واریم که با مطالعه ی مطالب این بخش با مهارت های زندگی بیشتر آشنا شوید و در زندگی روزمره تان به کار ببرید. جام جم سرا
مهارت های مورد نیاز زندگی سالم هدف اصلی زندگی همه آدم ها روی کره زمین، رسیدن به تعادل، آرامش و خوشبختی است، اما به دلیل تفاوت های فردی چه از نظر آموزش های عمومی مثل مدرسه و رسانه ها و آموزش های اکتسابی مثل کلاس های مختلف و مطالعه کتب و چه از منظر وضعیت هیجانی و عاطفی و روانی افراد و موقعیت های مختلف و تفاوت در فرهنگ، همه خانواده ها به یک درجه و میزان خوشبختی را تجربه نمی کنند و در این جریان نیز، خانواده های فراوانی هستند که به ندرت تعادل و نهایتاً خوشبختی را تجربه می کنند. لذا اینگونه خانواده ها باید قبل از پرداختن به آخرین راه حل که متاسفانه برای خیلی ها طلاق و جدایی اولین راه حل ، می باشد، بتوانند مهارت های اجتماعی و مهارت های مقابله با اختلافات زناشویی و تعارض و... را کسب کنند که در جهت اصلاح ساختار موجود از دانش، تجربه و تبحر بیشتری برخوردار گردند.عمده ترین مهارت های مقابله با اختلافات در روابط زناشویی: - مشخص کردن هدف در یک رابطه نزدیک صمیمی - ارزیابی میزان رضایت از خود - مسئولیت پذیری فعالانه - ارزیابی انتظارات از خود و همسرتان - حساس بودن نسبت به حوزه های مطلوب تغییر - تمرین تحمل کردن (بردباری) - ایجاد تعادل بین اعمال مثبت و منفی شریک زندگی خود - شناخت حقوق خود برای تعیین نیازها - غلبه بر حسادت - ارتباط و مذاکره - خوشبین بودن در قضاوت نسبت به دیگران - اجتناب از سرزنش کردن و تفکر منفی چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد فن رفع تعارض و دلخوری در روابط زناشوییشما از همسرتان دلگیر هستید، حرفی پیش آمده و یا اتفاقی افتاده، می توانید تا از در نیامده و لباس عوض نکرده و تا وقتی خسته از کار روزانه است، همه حرفهایی را که از صبح در ذهنتان مرور کردید را یک دفعه به شوهرتان شلیک کنید، او هم غافلگیر می شود و ماشاءا... کم هم نمی آورد و او هم با نامهربانی با شما برخورد می کند، تمام شد، هم حقتان را نگرفتید، هم دو تا خوردید و هم شب و احتمالا فردایتان هم خراب شد. آقایان هم همینطور، وقتی که از خانمتان عصبانی هستید و می بینید که او خسته و یا مشغول انجام کاری است، چرا سر حرف را باز می کنید که یک هو عصبانی شود؟ اصلا چرا از محل کارتان به او زنگ می زنید و ناراحتیتان را مستقیما می گویید و بعد منتظر پاسخش نمی شوید و با بهانه این که کار دارید گوشی را قطع می کنید؟ فقط می خواستید آرامش او را تا بعد از ظهر که به منزل می روید به هم بزنید؟ نتیجه این سلب آرامش همسرتان ، سلب آرامش شما و فرزندان هم هست! چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد. مراحل مناسب حل اختلاف میان زوجین - ابتدا محل و زمان گفتگو مهم است، هر دو شاد و آرام باشند، خسته نباشند، در حضور بچه ها و دیگر اعضای خانواده نباشد، کار به خصوصی نداشته باشند و ... - پیش از طرح موضوع، ابتدا عین موضوع را روی کاغذ نوشته و سهم خود را در پیشامد مربوطه مشخص می کنیم، نوشتن ماجرا باعث آرامش روانی می شود و به فرد کمک می کند، موضوع را بهتر بشناسد. - پیش از صحبت کردن، سعی کنید خود را به جای همسرتان (طرف مقابل) قرار دهید. - پیش از صحبت کردن با همسر، هرگز موضوع را با دیگران مطرح نکنید، زیرا یا وارونه شده و یا شاخ و برگ می گیرد. - در ابتدا تأکید کنید که مقصود از طرح موضوع اختلاف، رسیدن به تفاهم و رفع مشکل است. - تأکید کنید شاید اصل ماجرا، یک سوء تفاهم باشد و قصد دارید آن را رفع کنید. - سعی کنید از نکات مثبت کارهای اخیر او و یا آنچه از او پسندیده اید، ذکر کنید تا فضا صمیمی تر گردد. - لحن دوستانه و مهربانانه داشته باشید و سعی کنید در طول گفتگو به هیچ وجه خشمگین نشوید و بر رفتار خود مسلط باشید. - تأکید کنید ممکن است مقصر ماجرا خودتان باشید و تقصیرهای خود را نیز بر زبان بیاورید تا او به اشتباهاتش پی ببرد. - سعی کنید از کنایه، زخم زبان، تحقیر و تمسخر استفاده نکنید. گفتگوی خوب، صحبتی بدون تهدید، ترس، وحشت و... می باشد. - مقایسه نکردن همسر (طرف مقابل)، با دیگران و ذکر نکردن مزیت دیگران، مقایسه رفتار خوب با رفتار نامناسب او انجام شود یعنی مقایسه بین رفتارهای مثبت و منفی شخص باشد و نه رفتارهای او با دیگران. - از دلخوری ها و رنجش های کوچک شروع کنید و از گذشته دور، یاد نکنید. - به زمان حال و همین مکان توجه کنید (اینجا و اکنون). تبیان