سیگارم را آتش میزنم... دود می کنم به سلامتی همه نبودن هایت... خنده ام می گیرد حتی سیگار هم نبودنت را سرفه می کند!
تو به احساست بیاموزد نفس نکشد هوای دل ها آلوده است اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است...!
دلم .. ن عشق آتشین میخواهد ن دروغ های قشنگ ... ن سکوت تلخ شاعرانه .. ن ادعاهای بزرگ ... ن بزرگی های پر ادعا ... دلم یک فنجان قهوه ی داغ میخواهد و یک نخ سیگار و ... یک دوست که بشود با او حرف زد ... !!
در فکر گفتگوی تو سیــــگار می کشد وقتی که می روی و دلش تنگ می شود بی شک به جستجوی تو سیــــگار می کشد این بار بی تو فاصله ها را نمی دود در سوگ آرزوی تو سیــــگار می کشد زخمی تر از همیشه نگاهش به دست توست در وصف داروی تو سیــــگار می کشد وقتی نفس زنان به کنار تو می رسد با عطر رنگ و بوی تو سیــــگار می کشد هرگز سخن نگفت و سکوتش ترانه شد اهنگساز روی تو سیــــگار می کشد اهسته عکس تورا در بغل گرفت و بعد با بوسه بر گلوی تو سیــــگار می کشد لب را نمی گشاید و رسوا نمی کند «در حفظ ابروی تو سیــــگار می کشد»
ماشینم بوی سیگار میدهد تنم لباسم خیابان جمهوری بوی سیگار میدهد. دفتر کارم تمام ملودی های گیتارم دفتر شعرم حتی قهوه های دو نفره ی فرانسوی همبوی سیگار می دهد از زمستان سال پیش تمام لحظه های من که بوی تو را میداد.... فقط بوی سیگار میدهد
سيگار كه نميكشم هوس و بوي سيگار در سرم غوغا ميكند سيگار كه ميكشم بوي تو در سرم ميپيچد.. آخر همه جا به تو مي رسم ! با اينكه ميدانم ديگر هيچ گاه به تو نميرسم ..
پر رنگ ترین خیالت را به غلیظ ترین پک سیگار می سپارم این بدرقه ی خاطرات توست "یادم تو را فراموش" ... نه نمی کند...!! اشک های من پشت سر تمام خاطراتت بازنده من...!!
کمبود آرامش... بایک شب گریه کردن و پکی سیگار حل می شود کمبود خدا... با دلی دست به دعا سایر کمبوده هم علاجی دارند باکمبود عشقت چه کنم...
اكر تمام خاکسترهاي تمام سيگارهايم را هم جمع كني به اندازه ي ذره اي از خاكستر سوختن در عشق تو نيست....