گفتی سیگار نکش ! قول میدهم که جایش را پُر کنم برایت . . به زور تو ترکش کردم من آخر . . اما تو پَر زدی و رفتی که . . حالا چه ؟ وجودم پر از دود شده ! اما تو نیستی تا بگویی که نکش.. لعنتی .
خمیازه های کشدار، سیگار پشت سیگار شب گوشهای به ناچار، سیگار پشت سیگار این روح خسته هر شب، جان کندنش غریزیست لعنت به این خودآزار، سیگار پشت سیگار ... پای چپ جهان را، با ارهای بریدن چپ پاچههای شلوار، سیگار پشت سیگار در انجماد یک تخت، این لاشه منفجر شد پاشیده شد به دیوار، سیگار پشت سیگار بر سنگفرش کوچه، خوابیده بیسرانجام این مرده کفن خوار، سیگار پشت سیگار صد صندلی در این ختم، بیسرنشین کبودند مردی تکیده بیزار، سیگار پشت سیگار تصعید لاله گوش، با جیغهای رنگی شک و شروع انکار، سیگار پشت سیگار مردم از این رهایی، در کوچههای بنبست انگارها نه انگار، سیگار پشت سیگار این پنچ پنجه امشب، هم خوابگان خاکند بدرود دست و گیتار، سیگار پشت سیگار ماسیده شد تماشا، بر میله میله پولاد در یک تنور نمدار، سیگار پشت سیگار صد لنز بیترحم، در چشم شهر جوشید وین شاعران بیکار، سیگار پشت سیگار در لابلای هر متن، این صحنه تا ابد هست مردی به حال اقرار، سیگار پشت سیگار اسطورههای خاین، در لابلای تاریخ خوابند عین کفتار، سیگار پشت سیگار عکس تو بود و قصّه، قاب تو بود و انکار کوبیدمش به دیوار، سیگار پشت سیگار مبهوت رد دودم، این شکوهها قدیمیست تسلیم اصل تکرار، سیگار پشت سیگار کانسرو شعر سیگار، تاریخ انقضاء خورد سه، یک، ممیز چهار، سیگار پشت سیگار ته ماندههای سیگار، در استکانی از چای هاجند و واج انگار، سیگار پشت سیگار خودکار من قدیمیست، گاهی نمینویسد یک مارک بیخریدار، سیگار پشت سیگار
حآلآ کـ ِ هستے کــآم مے گیـرمـ اَز عُمق ِ " بودنت " دود مے کنمـ همـ ِ ے ِ فـآصلـ ِ ـهآ رآ بــآ یکــ پُکــ ِ عمیق اَز "داشتنـ َتـــــــ ـــ ـ"
تعجبـــ می کنم ! خیلی از انسانها، دلـــشان افسرده استـــ و اکثر اوقاتـــ چیزی به نام "آرامش" ندارند . . چـرا جای دـ ر دـ ،، سیگار نمیکشند ؟!
دلم سيگار ميخواهد و پکهاي عميق يک سينه پر از درد و دودهاي غليظ و يک دوربين که داد ميزند براي يک بار هم که شده فقط مرا ببين عينکِ آفتابي و عکسي که يک روز بگي اين بود آخرين دو ليتر بنزين و يک .... کبريت
حقیقت تلخ تر از آن بود که شب اش به سیــــــگاری سرانجام یابد . یک نخ سیگار و کلی خاطره از تو! امشب همه را دود می کنم ...
حرفهايي هست براي نزدن كه من آنها را بيشتر دوست مي دارم حرف هایی که با سیگار در اندرونم فرو میخورم ...
ماشینم بوی سیگار می دهد تنم لباسم دفتر کارم حتی قهوه های دو نفره ی فرانسوی هم بوی سیگار می دهد از زمستان 2 سال پیش تمام لحظه های من که بوی تو را می داد... فقط بوی سیگار می دهد...!
راستش را بخواهی از موقعی که رفتی هیچ چیز تغییر نکرده است، - من هنوز قهوه می خورم - سیگار می کشم - پیاده میرم هستم ؛ اما - تلخ تر - تنهاتر ...