1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

عاشقانه های نادر ابراهیمی + زندگینامه

شروع موضوع توسط Mah$a ‏4/9/15 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. √ye Donya qaribam kojaee aZzam

    تاریخ عضویت:
    ‏21/3/15
    ارسال ها:
    1,380
    تشکر شده:
    2,770
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    STU
    [​IMG]




    کودکان دوامِ محدود‌ِ شادی‌هایشان را باور نمی‌کنند. آن‌ها به لحظه‌های سنگین ندامت نمی‌اندیشند. برای کودکان مرگ سوغاتی‌ست که تنها به پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها می‌رسد...

     
    وضعیت سفید، *Mitra*، Haniye. و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. √ye Donya qaribam kojaee aZzam

    تاریخ عضویت:
    ‏21/3/15
    ارسال ها:
    1,380
    تشکر شده:
    2,770
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    STU
    دلم مي خواست سياستمدار بشوم ، يك سياستمدار واقعي ؛ سياستمداري كه به مردم راست بگويد و به خاطر آزادي همانقدر بجنگد كه به خاطر رفاه ، به خاطر وطن همانقدر كه به خاطر اعتقاد . افسوس اما كه ديگر گذشته است و تابوتم را بر سر دست مي برند.



    هرگز به این فکر نکن که در برابر فاجعه ای که هنوز اتفاق نیفتاده، چگونه عزا بگیری.




    نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد
    گل از تو گلگون تر
    امید از تو شیرین تر
    نمی شود، پاییز
    فضای نمناک جنگلی اش
    برگ های خسته ی زردش
    غمگین تر از نگاه تو باشد.
    ...
    نمی شود که بهار از تو سبز تر باشد ...
    و صدای عابر پیری که آب می خواهد
    به عمق یک سلام تو باشد


    نادر ابراهیمی
     
    مَـأوا، وضعیت سفید، M!TRA و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,116
    تشکر شده:
    84,756
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، Haniye. و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,116
    تشکر شده:
    84,756
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    هر آشنایی تازه، اندوهی تازه است... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی است . نادر ابراهیمی



    سخن عاشقانه گفتن دليل عشق نيست...عاشق كم است سخن عاشقانه فراوان... عشق عادت نيست، عادت همه چيز را ويران مي كند از جمله عظمت دوست داشتن را...از شباهت به تكرار مي رسيم، از تكرار به عادت، از عادت به بيهودگي از بيهودگي به خستگي و نفرت نادر ابراهیمی



    به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس می‌دارد، یک مرد هر چه را که می‌تواند به قربان‌گاهِ عشق می‌آورد، آن‌چه فدا کردنی‌ست فدا می‌کند، آن چه شکستنی‌ست می‌شکند و آن‌چه را تحمل‌سوز است تحمل می‌کند، اما هرگز به منزل‌گاهِ دوست داشتن به گدایی نمی‌رود. نادر ابراهیمی


    بانوی بزرگوار من!
    به راستی که چه در مانده اند آنها که چشم تنگشان را به پنجره های روشن و آفتابگیر کلبه های کوچک دیگران دوخته اند...

    و چقدر خوب است که ما (تو و من) هرگز خوشبختی را در خانه همسایه جستجو نکره ایم. نادر ابراهیمی
     
    مَـأوا، وضعیت سفید، M!TRA و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,116
    تشکر شده:
    84,756
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    عشق قیام پایدار انسان های مقتدر است در برابر ابتذال

    نادر ابراهیمی

    [​IMG]
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، Haniye. و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,116
    تشکر شده:
    84,756
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    بانوي من!
    يك روز عاقبت قلبت را خواهم شكست _ يك روز عاقبت.
    نه با سفري يك روزه
    نه با سفري بلند
    بل با آخرين سفر
    يك روز عاقبت قلبت را خواهم شكست _ يك روز عاقبت.
    نه با كلامي كم توشه از مهرباني
    نه با سخني توبيخ كننده
    بل با آخرين كلام.
    يك روز عاقبت قلبت را خواهم شكست _ يك روز عاقبت.
    تو بايد بداني عزيز من
    بايد بداني كه دير يا زود _ اما، ديگر نه چندان دير_ قلبت را خواهم شكست؛ و كاري جز اين هم نمي توان كرد. اما اينك، عليرغم اين شكستن محتوم قريب الوقوع _ كه مي دانم همچون درهم شكستن چلچراغي بسيار ظريف و عظيم، فرو ريخته از سقفي بسيار رفيع خواهد بود _ آنچه از تو مي خواهم _ و بسياري از ياران، از يارانشان خواسته اند _ اين است كه بر مرده ام دل نسوزاني، اشك بر گورم نريزي، و خود را يكسره به اندوهي گران و ويرانگر وانسپاري...
    اينك احساس و اقرار مي كنم كه آرزويي مانده است _ آرزويي بر آورده نشد؛ و آن اين است كه تو را از پي مرگم اشك ريزان و نالان و فرياد زنان و نفرين كنان نبينم، همچنان فرزندانم را، دوستانم را، ياران و هم انديشانم را...
    اینبار هم دیر شد...نادر ابراهیمی[​IMG]

    [​IMG]
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، Haniye. و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,116
    تشکر شده:
    84,756
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    قلب، خاک خوبی دارد. در برابر هر دانه که در ان بنشانی هزار دانه پس می دهد. اگر ذره ای نفرت کاشتی، خروارها نفرت درو خواهی کرد. و اگر دانه ای از محبت نشاندی، خرمن ها بر خواهی داشت.


    ابن مشغله /نادر ابراهیمی

    1e7556402a144c96b420b73dc98c1192.jpg
     
    مَـأوا، وضعیت سفید، M!TRA و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    می دانی؟
    وقتی قبل از برگشتن فعل رفتنی در کار باشد
    محبت خراب می شود
    محبت ویران می شود
    محبت هیچ می شود
    باور کن
    یا برو یا بمان
    اما اگر رفتی ...هیچ وقت برنگرد.
    هیچ وقت.


    "نادر ابراهیمی"


    (بار دیگر شهری که دوست می داشتم)

    @};-
     
    مَـأوا، M @ H @ K و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن


    عاشق متن هاي مرحوم " نادر ابراهيمي " بودم ! در شركت صنايع مس ايران ؛ بصورت اتفاقي ؛ همسر اون عزيز رو براي اخذ مجوز چاپ كتابهاي صنعتيشون ؛ ملاقات كردم ! نجيب بودند و آرام !
    از دهانم دررفت كه : مرحوم استاد ابراهيمي ....
    همسرمهربانشون اخمي كردن و گفتن : جناب حلاجيان ! من دارم با نادرجان زندگي ميكنم ! امروز باهاش صبحونه خوردم ! اون در جاي جاي خونه ي ما و منزل دلم ؛ هست و نفس ميكشه !

    [​IMG]

    بانو! بانوی بخشنده ی بی نیازِ من!
    این قناعت تو،دل مرا عجب می شکنداین چیزی نخواستنت،و با هر چه که هست ؛ ساختنت...
    این چشم و دست و زبانِ توقع نداشتنت،و به آنسوی برچین ها نگاه نکردنت...
    کاش کاری می فرمودی دشوار و ناممکن،که من به خاطر تو سهل و ممکنش می کردم!کاش چیزی می خواستی مطلقاً نایاب،که من به خاطر تو آن را به دنیای یافته ها می آوردم! کاش میتوانستم همچون خوب ترین دلقکان جهان،تو را سخت و طولانی و عمیق بخندانم!
    کاش می توانستم همچون مهربان ترین مادران،ردِ اشک را از گونه هایت بزدایم...
    کاش نامه یی بودم،حتی یکبار،با خوب ترین اخبار
    کاش بالشی بودم،نرم،برای لحظه های سنگینِ خستگی هایت!
    کاش ای کاش که اشاره یی داشتی،امری داشتی،نیازی داشتی،رویای دور و درازی داشتی
    آه که این قناعت تو،این قناعت تو دل مرا عجب می شکند

    نادرابراهیمی
    کتاب:چهل نامه ی کوتاه به همسرم
    نشر:روزبهان

    قاسم حلاجيان
     
    M @ H @ K، *faeze*، mohana. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9/9/17
    ارسال ها:
    315
    تشکر شده:
    981
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    موسیقی و نجوم
    نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران به‌دنیا آمد. پدرش عطا الملک ابراهیمی، فرزندِ آجودان حضورو از نوادگانِ ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدارِ کرمان در عصر قاجار بود، که رضا شاه پهلوی او را، ضمنِ خلعِ درجه از کرمان به مشکین شهر تبعید نمود، که هنوز قلمستانی به نام او در حومهٔ مشکین شهر وجود دارد (قلمستان عطا) و هنوز فامیل او (ابراهیمی‌های کرمان) در شهر و استان کرمان شناخته شده و مشهور هستند. مادرِ نادر ابراهیمی هم از لاریجانی‌های مقیم تهران به شمار می‌آمد. نادر ابراهیمی تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش یعنی شهر تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکدهٔ حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی به درجهٔ لیسانس رسید. او از ۱۳ سالگی به یک سازمان سیاسی پیوست که بارها دستگیری، بازجویی و زندان رفتن را برایش درپی داشت. ارایهٔ فهرست کاملی از شغل‌های ابراهیمی، کار دشواری است. او خود در دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیت‌های گوناگون خود نیز پرداخته‌ است. از جملهٔ شغل‌های او بوده‌است: کمک کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمن صحرا ، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحه‌بندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجرهٔ فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران‌شناسی عملی و چاپ مقاله‌های ایران‌شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتاب‌های کودکان، مدیریت یک کتاب‌فروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاه‌ها و…
     
    M @ H @ K، tranquillity و "Fatemeh" از این ارسال تشکر کرده اند.