باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام باز هم زائرتان نیستم از دور سلام با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام به سلیمان برسد از طرف مور سلام
کاشکی بازم تو حرم با کفترات بپرم پیش تو پر بکیرم ازت خبر بگیرم جناب پاتر سلام مارا هم برسونید اگر رفتین زیارت
تب عشق است که درجان ودلم افتاده توبگو من چه کنم باعطش دیدارت مهربانا! ز کرم بازمراهم تو بخوان باز من را بطلب از کرم سرشارت