دلم جز به مهر تو سامان ندارد دمی زندگی بی تو امکان ندارد نباشد فقیر آن که بی مال و پول است فقیر آن که مثل تو سلطان ندارد
دل هزاران درد دارد یک دوا آن هم تویی صدهزاران غصه دارد یک شفا آن هم تویی سفره ی دل را نکردم باز من بهر کسی یک نفر با درد من هست آشنا آن هم تویی
ای کاش دلم شبیه گنبد میشد عالم همگی شبیه مشهد میشد ای کاش دلم شبیه یک فرش فقط از داخل صحنهای او رد می شد
تو این روزا دلم فقط یه حرم میخواد.. دلم فقط یه گنبد طلا پر از کبوتر و صفا میخواد.. دلم فقط شنیدن نقاره از گل دسته ی حرم امام رضا می خواد.. دلم فقط مشهد الرضا میخواد... دلم فقط پیاده رفتن از مقدم تا خود ضریحت رو میخواد..