1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

کلاس نقد ادبی "2" [Mehrnu$h]

شروع موضوع توسط *selena* ‏21/8/15 در انجمن نویسندگان تاپ فروم

  1. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏7/8/15
    ارسال ها:
    26
    تشکر شده:
    150
    امتیاز دستاورد:
    28
    جنسیت:
    مرد
    خورشید به بهانه نگاهت طلوعی دوباره خواهد داشت .... امیدوارم امروز طلوعی طلایی تر از همیشه داشته باشید برنگ واقعیت .. صبح همگی بخیر و شادی باشه ...
    من اینجا از همه دوستان بالاخص مهرنوش خانم عذر خواهی می کنم بابت قضاوت شخصیتی ایشان و من بجای گفتگو خصوصی متاسفانه اینجا فرستادم که هم این تایپیک جای گفتن نبود و هم در حد حوصله دیگران و بازم عذر خواهی می کنم ...
    امیدوارم که ایشان و بقیه این عذر خواهی را بپذیرند ...
     
    وضعیت سفید، سایه، Tabassom و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏23/6/14
    ارسال ها:
    465
    تشکر شده:
    3,817
    امتیاز دستاورد:
    113
    انقدر خوب حرف زدین که چیزی جز تشکر به ذهنم نمیرسه !
    کیِ که از تعریف بدش بیاد ؟ :دی ..
    ممنونم بابتِ لطفی که بهم دارین ..
    و شخصیتی که برای آیندم ؛
    متصور شدین .. :giggle:
    ممنون از حضورتون ..
    خیلی ممنون .. @};-

    @مـرجانه ❤
     
    وضعیت سفید، Mani، میترا و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏28/6/15
    ارسال ها:
    320
    تشکر شده:
    2,607
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    سلام @};-
    اینکه بخوام بگم چقدر عمق داشت این نوشته، از دست و زبان که بر اید که از عهده گفتنش به در آید؟ :دی
    برای من مهم نبود چی نوشتی برای کی نوشتی برای چه حس و حالی نوشتی.. نه اصلاً
    چیزی که خیلی مهم بود اون آشفتگی پس توی ذهنت بود.
    احتیاجی نبود انقدر بنویسی تا متوجه بشم. همین که نوشتی "فرض را بر این بگذار که "ما" شاد هستیم .." کاملاً همزادپنداری کردم.
    میدونی احتیاجی نیست از سر اینکه باید بنویسی، بنویسی.
    خودت رو مجبور به انجام کاری نکن. این حق طبیعی تو هست که همیشه "انقدر" خوب نباشی!
    احتیاجی نیست که همیشه سعی کنی هر حسی رو که میخوای به من انتقال بدی رو خودت مو به مو برای من توصیفش کنی
    گاهی اوقات بذار خودم کشفت کنم.
    خودم به هرجایی که میخوای منو برسونی، برسم.
    گاهی فقط تماشا کن
    به من اعتماد کن
    " و "تلاش و تقلای من رو تماشا کن
    ببین اصلاً من همونی هستم که شناختی؟
    همون راهی رو میرم که میخواستی؟
    به همون جایی رسیدم که باید میرسیدم؟
    اینطوری هم برای خودت خوبه، هم من. بعدش دیگه احتیاج نیست هیچ فرضی در نظر بگیریم
    هیچ مسئله ای نیست برای اینکه من یا تو حلش کنی. هر چی هست برای "ما" ست.
    هرچی میمونه واقعیت محض هست.
    میدونی که، شادی رو هیچ جا پیدا نمیکنی
    جز در واقعیت.

    -تو خودت هستی و من هرکسی که تو میخواهی بفهمه!-


    چالش بزرگ تو همین بود جانم. احتیاجی هم نیست بگم چقدر دوستش داشتم
    خودت بهتر میدونی:x@};-
     
    وضعیت سفید، Mani، میترا و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏23/6/14
    ارسال ها:
    465
    تشکر شده:
    3,817
    امتیاز دستاورد:
    113
    مرسی عزیزم ..
    همین بس که ؛ درکش کردی ..
    فقط با یه جمله ..
    بلاتکلیفی ـم اینجا هم هست که ؛
    کوتاه .. یا بلند .. :دی
    اوهوم موضوعِ اصلی همین بود .. !
    مرسی بازم ..
    مرسی که لمسش کردی ! :x

    @Mrs.Xiii
    (آروم خوندم ترسم بریزه|:)
     
    وضعیت سفید، Mani، مـرجانه و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/6/15
    ارسال ها:
    4,491
    تشکر شده:
    6,079
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Engineering Management
    بابت تاخیر عذرخواهی میکنم...چون واقعا با حداقل امکانات اومدم و بهتر از این نمیتونستم عمل کنم @};-
    ---------
    شعرِ خانومِ مهرنوش عزیز..بسیار زیبا و قشنگ بود و واقعا خیلی لذت بردم...بارها خوندم و چیزایی که به ذهنم رسید رو فقط میتونم بگم..که همش تقریبا تمجید میشه
    _______________
    میگه فکر من مثل نسیمی که همه جا میره تو ذهنم میچرخه و خیسی بارونم که میخوره بهش هوشیارش میکنه
    ذهنشو میره به جاهای دور...جایی که انقدر دوِ که کسیب بهش هیچ وقت نمیرسه..
    جایی که بدونِ ترس بشه عاشقی کرد
    و اینکه تیکه ی اولش از اینجا به بعد..داره حالت های مختلف عاشقی رو میگه..یعنی منظور این هست که عاشق هر چیزی میشه شد.....در کل من فکر میکنم تو شعر این گونه هست که باید عاشق همه چیزای زیبا شد...و هم هی لحظاتت عاشقانه باشه
    ---------
    بنظر من شعرشون از نوع شعرهای خیلی ساده بود و همه چیز شفاف و گویا بود حداقل برای منِ نوعی..به همین دلیل چیز بخصوصی نبود و واقعا لذت بردم از خوندنش
    موفق باشید..خانومِ جوان ;)@};-
    :p
     
    Tabassom، میترا، وضعیت سفید و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    سلام عرض ادب و احترام


    نفسم کار قشنگتو بیش از سه بار خوندم خیلی عالی بود یه چیزی که بیشتر از همه نظرمو جلب کرد ایمان در عشق بود.اینکه تحت هیچ شرایطی تا انتهای متن کوتاه نیومدی و حتی تصمیم گرفتی با معادلات جالب هم مخاطبت رو هم شخص مورد خطابت رو توجیح کنی ،واقعا ایستادگی در عشق قابل تحسینه،این نشون میده نویسنده باید علی رغم احساسات نازک دخترونه انسان سرسخت و هدفمندی باشه افرین@};-


    مرجانه ی عزیزم نقد زیبایی زدن یه جایی از نوشته هاشون فرمودن:


    (مضامین نوشتاری اش به عاطفه و دخترانگی گره خورده و ابر غلیظ اروتیک و احساس متنهایش را زیر سایه ای مطبوع و ملایم نگه داشته همیشه.)





    من هرچی کنکاش کردم جایی رو از متن نفسم ارتباط بدم به اروتیک و احساسات اروتیکی قانع نشدم در واقع کار نفسو یه کار واقع گرایانه دیدم که با احساسات زیبای واقعی گره خورده بود.


    در واقع تن کامه یا اروتیک به منظور برانگیختن شهوت جنسی و یا به قصد توصیف صحنه‌های عشق بازی خلق میشه و نفس تم غالب کارش عشق بازی با این مضمون حس نمیشه که باشه.ولی عاطفه رو به شدت تایید میکنم که زیباییش درینه که این احساسو بی حد به پای شخص مقابلش نریخته و به قول معروف (رندانه گفته و نگفته)


    یک مقدار جایت را عوض کن .. آخر بر این باور بودی که ؛مکان هم در حلِ مسئله شرط است ..


    افرین ازاین قسمت کارت فوق العاده خوشم اومد،دو نکته ی جالب داشت:


    1-تغییر مکان فانتزی موزیکالی بود دروود@};-


    2-استفاده از استدلال معشوق علیه تزفکری او،این ینی همون پازلینگ روابط که در کارهای فلسفی بیشتر به کار میره،نفس اینجا فلسفه ی ملایمی بکار بردی زیبا بود

    فرض کن که من حتی به اندازه ـی یک بندِ انگشتِ کوچکِ مورچه هم ؛



    خب بکار بردن قلقلکهای خاص شاعر در باره کلمات قشنگه ولی چون متن داره جدی میره جلو و از ابتدا هم خیلی اتو کشیده استارت خورده اینجا رو اگه تغیر بدی و هم ارتفاع بقیه تصاویر جلو ببری بهتره نفس این تیکه خدایی نسبت به بقیه متن ضعیفه در واقع یکم جا خوردم اینجا مخاطب یهو دچار سکته میشه متن ازاون ارتفاع یهو ول میشه بعد دوباره خودشو پیدا میکنه


    مثله این میماند که یک نفر بپرسد چه میکنی ؟!بگویم شربتِ پرتقال مینوشم ..بپرسد چه طعمی میدهد ؟!بگویم ؛به یاد ندارم ..


    خیلی عالی بود اگه اوپرا بود به خاطر این تیکه حتما بلند میشدم کف زنانم بلند میشدم. نفس عالی بود این قسمت@};-




    آری .. این مسئله جواب ندارد ..نگاه کن ..!این یک معادله ـی چند مجهولی ـست ..


    تیکه اول جالبه ینی حرف حرف منه دیگه مرغم یه پا داره من میگم دوست دارم حله ،دیگه بهانه و معادله نساز تو ،خودم صورت مساله میدم .خیلی خوبه هم قدرت هم ایمان هم جسارت عالیه@};-

    فقط کاش بند دوم رو نمیاوردی

    این یک معادله ـی چند مجهولی ـست ..

    این کار رو ضعیف کرده معادله اگه گفتی و طرفم ریاضیش قویه دگه مجهولاش هرچند تا هم باشه حلش میکنه کارتو خرا ب میکنه اون بالا گفتی ریاضیتم قویه عاشق ریاضیم که هست
    /:)/:)/:)

    استدلالم وسطش گرفتی اخرشم خودت حلش کردی پس دیگه نیازی به اوردن معادله چند مجهول نیست میدونی وقتی متنو خودت با پایان میبری دیگه اوردن این تیکه میشه توضیح واضحات این تیکه از دید من حذف بشه خیلی بهتره@};-@};-

    اینکه اطناب تو کارت نبود خیلی خوب بود@};-

    یه چیزی هم بگم من با چند بار خوندن حس کردم محتوای کارت و مفاهیمش از حد کلمات فراتره ینی اینو میخوام بگم یه بار نفس یه کارتونی نگاه میکردم فوتبالیستها یادته؟سوباسا میگفت:توپ دوست ماست.نخند نفس گوش بده میخوام منم تحریفش کنم بگم کلمات دوست ماست یکم باید باهاشون بازی کنیم تو یکم سفت گرفتی دستتو، قلمو میگم منظور اینکه نذاشتی کلمات ازادتر بچرخن محکم چسبوندیشون به صفحه جم نمیخورن مث خانم ناظم ما;)/:)

    کارت عالی بود نفسم لذت بردم بازم منتظر کارهای قشنگت هستم@};-@};-:*
     
    Mani، مـرجانه، Mehrnu$h و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏23/6/14
    ارسال ها:
    465
    تشکر شده:
    3,817
    امتیاز دستاورد:
    113
    سلام عزیزم اول اینکه مرسی از نقدِ خوبت ،
    در موردِ این تیکه میخوام برات توضیحِ خیلی کوچیچکی بدم ؛
    من این حرف دبیر ریاضیم یادم بود که گفت ؛
    "معادله فقط باید یه مجهول داشته باشه وگرنه حل نمیشه"
    از همین جمله استفاده کردم ..
    طرف اینجا هیچ اطلاعاتی نداره ..
    حتی از عشقه من هم مطمئن نیست ..
    واسه همین حتی اگه بهترین ریاضی دانم که باشه نمیتونه حلش کنه ..
    باید بیاد کناره من ..
    تا اطلاعاتی بهش بدم که بتونه از راهای دیگه حل کنه ..

    مرسی از حضورت مامی@};-:x


    @میترا
     
    وضعیت سفید، مـرجانه، Tabassom و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏23/6/14
    ارسال ها:
    465
    تشکر شده:
    3,817
    امتیاز دستاورد:
    113
    من چرا حس کردم جوابتُ دادم !؟
    ببخشید :دی !
    مرسی از تمامِ تعاریفی که کردی م.رضا :دی
    و ممنون بابتِ حضورتُ ؛
    حسِ خوبت ..

    @Mani
    @};-
     
    وضعیت سفید، Tabassom، مـرجانه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.