الف آتوسا نام دختر كوروش و اردشير دوم آرزو خواهش، مراد، آرميتا پارسا، فروتن آزاده آن كه در بند نباشد، آزيتا آزاده آسيه ستون و عمود آفرين شادباش و ستايش آمنه توده، چوب ريزه خشك آناهيتا نام رب النوع آب در ايران باستان آنوشا نغمه، صدا آوا آهنگ، آواز آهو غزال، چابك آيدا ماه وش، ماه روشن احترام بزرگ داشتن، اختر ستاره، كوكب، ستاره بخت و اقبال اعظم بزرگ تر، بزرگوارتر افسانه سرگذشت، حكايت افسر تاج، گرامي تر الماس يكي از سنگ هاي قيمتي الناز ايلناز(تركي) الهام وحي، تلقين كردن، الهه رب النوع، بت انگاره برگه محاسبات، بازگويي سرگذشت ها(انگاره مي كند) ب بتول پارسا، نوراني، كسي كه از دنيا بريده باشد و از ازدواج خودداري كرده باشد. بنفشه گلي زيبا و معروف كه طبيعت آن سرد است. بهار زيبايي، بتخانه چين بهاره كشت بهاره، گروه زنبوران ونام دهي بهرخ خوش چهره، نيك روي بهناز باناز خوب، خوش ناز بيتا خانه، يكتا، بي ماند پ پانته آ نام زن زيبايي كه مادي ها او را براي كوروش آوردند ولي كوروش او را به شوهرش بازگردانيد.زماني كه شوهرش در جنگ با مصري ها كشته شد او هم خودكشي كرد. پرستو نام پرنده اي كوچك كه در بهار تابستان پيدا مي شود. پروانه نام حشره اي كه خود را به چراغ و شمع مي زند، حكم و فرمان، دليل، رهبر پروين چند ستاره كوچك نزديك به هم(ثريا) پريچهر بسيار زيبا، نام زن جمشيد پريسا افسونگر، تسحير كننده پري فرشته، همزاد پگاه بامداد، صبح پيروزه جواهري كه نگاه كردن به آن روشنايي چشم را مي افزايد. ت تبسم خنده، لبخند ترانه آهنگ، آواز، طنز، خوش طبعي توتيا سنگ سرمه چشم توران استاني كه فريدون به پسر بزرگ خود(تور) داده و به توران موسوم شد تينا به زبان( زند و پازند) به معني گل ث-ج-چ ثريا ستاره، پروي جلوه خودنمايي، آشكار كردن جوهر گوهر چهره روي، صورت چيكا نام پرنده است. ح حرمت آبرو، احترام حليمه زن بردبار، نام دايه پيامبر حميده ستوده، پسنديده حميرا زن سپيد و سرخ، لقبي كه پيامبر به عايشه داده بود. حوا زن گندمگون، حوري زن بهشتي، زيبا و سفيد خ خاتون خانم، باوي بزرگ خاطره يادبود،سرگذشت خجسته مبارك، فخنده خديجه بچه شتر، نام اول پيامبر خيرالنساء بهترين زنان، لقب حضرت فاطمه د-ذ دردانه يك دانه مرواريد، در يكتا درنا پرنده اي بزرگ و سفيد دريا آب زياد، اقيانوس دنيا جهان، هستي ديبا نوعي پارچه ابريشمي كنايه از روي زيبا ذكيه تيزهوش ر رابعه آهنگي در موسيقي چهارم راحله كوچ كننده راضيه شادمان ربابه همسر دوم امام حسين، واحد تنبور رخساره رخ، چهره رايحه بوي خوش رعنا خوش اندام، متكبر، خودخواه رقيه دختر امام حسين، آنچه براي به دست آوردن چيزي يا به جهت حفظ و نگه داري خود به كار ببرند از قبيل دعا ركسانا نوراني، روشن روشنك روشن، پرچم روشنايي رويا خيال، هر چيزي كه از زمين برويد ز-ژ زبيده گل هميشه بهار زري ساخته از زر، طلايي زهرا درخشان، پرنور، لقب حضرت فاطمه زهره شكوفه، سپيدي، دومين ستاره منظومه شمسي به نام ناهيد زيبا خوب روي، خوش سيما زينب در خت خوشبوي و خوش منظر زينت زيبا، زيور زيور آلات آرايشي كه زنان به خود بياويزند ژاله قطرات باران، سرشگ هوا ژيلا جيلا(گيلكي) س ساحل كرانه، كناره دريا سارا، ساره خالص، صاف، نام زن حضرت ابراهيم و مادر اسحاق ساغر باده شراب، پياله مي ساناز نام گلي خوشبو سايه منطقه تاريك سپيده سحرگاه، روشني ستاره كوكب، علم و پرچم ستوده ستايش شده سحر پيش از آفتاب سروناز سرو سهي، نام نوايي در موسيقي سكينه دختر امام حسين سمانه بلدرچين، كرك سميرا زن گندمگون، نام محلي در راه مكه سميه همنام، همتا سودابه دختر پادشاه هاماروان، زن كيكاووس سوزان سوزنده، آفتاب و زيبايي سوسن نام گياهي سوگلي محبوب ، برگزيده سولماز زني كه پژمرده نمي شود( تركي) سهيلا نرم، ملايم سيما چهره، روي، نقره نام سيمين خوب، ظريف، نقره گون ش شادي خوشحال، شادان شبنم قطره، آبي كه سحرگاه بر روي برگ و گل نشيند شعله شرار آتش، زبانه آتش شقايق گل سرخ، قرمز وحشي شكفته گشاده، بازشده، هر گل سرخ بزرگ شكوفه گل درختان ميوه، غنچه درختان نورس شكوه حشمت شكيبا بردبار،صبور شكيلا داراي شكل و ظاهري زيبا شهربانو زيباي شهر، كسي كه در آن شهر از او زيباتر نباشد شهرزاد شهري، در شهر تولد يافته شهره مشهور، نامور، شهلا چشم درشت شاداب، چشم سياه و فريبنده شهناز ناز شاه، از آهنگ هاي موسيقي شهين منسوب به شاه شيدا ديوانه، عاشق و شوريده شيرين نام زن خسرو پرويز، معشوقه فرهاد زن خسرو شيلا موقع نهار خوردن، سفره امرا و بزرگان، شيما زن خال دار شيوا بليغ، نيكو ص صحرا بيابان، دشت صديقه زن كوچك تر، راستگو صغري زن كوچك تر صفورا دختر شعيب و زن حضرت موسي صنوبر كاج، هميشه سبز ط-ظ طاهره پاك، مطهر، لقب و نام حضرت فاطمه(س) طراوت شادابي، طلا زر، پر بها طلعت ديدار، برآمدن ستاره طيبه پاك، مطهر، لقب و نام حضرت فاطمه(س) ظريفه ظريف، لطيف ع-غ عاتكه زن خوشبو، كمان، دختر عبدالمطلب جد پيامبر عاليه بزرگوار، بلند مرتبه، ارجمند غزال آهو غزل نوعي شعر، عشقبازي كردن ف فاطمه زني كه بچه دو ساله را از شير گرفته است، از شير گرفته شده، نام دختر پيامبر فخري متكبر، كسي كه به ديگران فخر بفروشد فرح شادماني، سرور فرخ لقا نام زن در كتاب امير ارسلان فرناز ناز باشكوه، داراي ناز زيبا فرنگيس دختر افرسياب فروغ روشنايي فريبا فريب دهنده دل، زيبا فريده ر.ك فريد فوزيه زن رستگار شده فيروزه ر.ك پيروز ق-ک قمر ماه كبري مونث اكبر، بزرگتر كتايون جهان بانو، زني كه پادشاه باشد كلثوم نيكو روي وفربه، گوشتالود كوكب ستاره، اختر كيجا دختر بچه كيميا مكر، اكسير، ماده اي كه تغيير ماده ديگر را سبب شود گ گل بهار كسي چون گل بهاري گوهر جواهر، اصل گيتا جهان، دنيا،گلي بسيار خوشبو گيتي جهان، دنيا،گلي بسيار خوشبو گيسو موي سر ل لادن نام گلي خوشبو لاله گلي خودرو كه در بيابان مي رويد و سرخ رنگ است. لعيا زن حضرت يعقوب ليدا از نام هاي متداول ايران ليلا معشوقه مجنون، لحني از موسيقي م مائده سفره، خوردني ها ماريا زن سپيد و درخشان مرجان درخت و شاخه هاي آهكي كه در دريا برويد مرجانه ر.ك مرجان مرضيه مورد پسند، نيكو مرواريد مرجان، جسمي در ميان صدف مريم زن عبادت كار مژده بشارت، نويد مژگان جمع مژه مستانه مانند مستان مطهره زن پاكيزه، مقدس معصومه بي گناه مليكا پادشاه ملينا مهربان و نرم خو منير نوراني، درخشان منيژه خودخواه، تكبر مهتاب نور و درخشندگي ماه مهتاج تاج ماه، ماهتاج مهرآذر دوستدار آتش مهرناز داراي مهر و ناز مهري مهر مانند، مانند خورشيد مهسا مانند ماه، ماه گون مهستي ماه بانو، ماه خانم مهشيد شعاع ماه، پرتو ماه مه لقا ماه رو، زيبا مهناز ناز ماه مهين بزرگتر و بزرگترين ميترا خداي مهر ميشا هميشه، گل هميشه بهار مينا آينه، شيشه رنگي ن ناتاشا نامي براي خانم ها نازنين لطيف مانند ناز، دوست داشتني نازيتا پرناز وآنكه بسيار ناز كند ناهيد ستاره زهره نجمه كوكب، خوشه پروين ندا فرياد نرگس گلي است سفيد و كوچك نسا زنان نسترن گلي خوشبو نسرين گلي است سفيد و كوچك نسيم باد ملايم نغمه آواز، ترانه نگار محبوب، معشوق، تصوير نگين سنگ پرارزشي كه روي انگشتر نصب مي كنند نيكتا خوب نيكي احسان، خوبي نيلوفر گياهي است كه مانند پيچك بالا مي رود. و-ه وجيهه زن زيبا، چهره گشاده و خوش چهره هاجر زن حضرت ابراهيم، جدايي كننده هايده توبه كننده، بازگشت به حق هدا راهنما هديه ارمغان، پيش كش هستي وجود، بودن هليا خورشيد، بگذار، باشد هما مرغي افسانه اي، خجستگي، هنگامه فرياد، جمع مردم كه بر سر چيزي گرد آيند هويدا روشن، پيدا
اسم دختر امروزی اسم معنی ریشه 1 آوینا عشق اوستایی-پهلوی,فارسی 2 آیلی مهتاب ترکی 3 آیلین بانوی ایرانی ترکی 4 آرنیکا آریایی نیک پندار، آریایی نیک خو,نام یک گیاه دارویی - آریایی نیک خو فارسی 5 آریسا اریسا، ایرسا، رنگین کمان، همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند فارسی 6 الیسا بانی و ملکه ی افسانه ای کارتاژ [از سرزمین های شمالی افریقا که جمعی از مهاجر نشینان فنیقیه بنا نهادند (در حدود 880 قم) ] که دختر شاه صدر بود و گویند اَلیسا نام داشت - دختری که مانند گل انار لطیف است + مرکب از الیس (عربی) به معنای گل انار و الف تانیث فارسی فارسی 7 الین منسوب به ایل، (به مجاز) هم نژاد و هم خون ترکی 8 آنیا خدای دریا اسپانیایی 9 آیسان مثل ماه، همانند ماه، مهسا، (به مجاز) زیبارو - آی (ترکی) + سان (فارسی) زیبا، مانند ماه فارسی - ترکی 10 آدلیا - - 11 آنیسا مانند عشق - مبارز بزرگ، آنیس یونانی به معنای مقاومت و اعتراض + الف تعظیم فارسی یونانی- فارسی 12 آیلا - - 13 آترین منسوب به آتش، آتشین، (به مجاز) زیبارو - آذرین مانند آتش، زیبا و پر انرژی فارسی 14 آروشا درخشان، نورانی باهوش، نام دختر داریوش سوم فارسی 15 آرامیس - - 16 آنا - - 17 آدرینا - - 18 آدریس - - 19 آرمانا امیدوار، آرزومند فارسی 20 بنیتا - - 21 پارمین - - 22 پرشانا - - 23 بارلی - - 24 بارانا - - 25 پانیا - - 26 پادمیرا جاویدان، نگهبان مهر، نگهدارنده عشق فارسی 27 پادینا در گویش همدانی به گل پونه یا پودینه گفته میشود فارسی 28 تیارا در گویش لری به معنای چشم و آرا به معنای آراینده میباشد، چشم آرا، زیبا لری 29 تیدا - - 30 تیانا - - 31 ترلان ترلان اسم دخترانه است، معنی ترلان: 1- (در ترکی) مرغی از جنس باز شکاری را گویند؛ 2- (در کردی) 1) به معنی زیبا؛ 2) نام نوعی اسب است. ترکی - کردی 32 تیسا در گویش مازندران خالص فارسی 33 دیانا دیانا: 1- (اوستایی) نیکی رسان، نیکویی بخش؛ (در اسطورههای رومی) الههی ماه، جنگلها، جانوران و زایمان، همتای آرتمیس یونانی. اوستایی 34 دانژه غنچه گل نیمه باز کردی 35 دایانا (دایا (زر سرخ و طلا) + پسوند اسم سازِ (نا) ) به معنی مثل زر سرخ و (به مجاز) زیبا روی - زیبا و گرانمایه مانند زر سرخ، همچنین نام دیگر آناهیتا الهه آب فارسی 36 دریتا در (عربی) + ی (فارسی) + تا (فارسی) مانند در، مانند مروارید عربی 37 دنیز دریا ترکی 38 دیانا (اوستایی) نیکی رسان، نیکویی بخش؛ (در اسطورههای رومی) الههی ماه، جنگلها، جانوران و زایمان، همتای آرتمیس یونانی فارسی 39 رایکا رَستن، رهیدن + ا (پسوند)، رستگار شده، رهایی یافته و خلاص شده فارسی 40 روشان روشن فارسی 41 روژان روزها کردی 42 ریما - - 43 رامیلا - - 44 رایا - - 45 روشا دارای چهرهی شاد، شاداب فارسی 46 رزا - - 47 رَستا رستگار شده، رهایی یافته و خلاص شده فارسی 48 رزیتا - - 49 رومیسا - - 50 ساینا - - 51 سونیا (سو = نور + نیا) نورِ نیاکان، (در یونانی) خرد و عقل، دختر نور، دختری که در اجتماع رتبه بالایی داشته باشد ترکی 52 سلنا - - 53 ستیا - - 54 سدنا - - 55 سوین شادباش - عشق، محبت، علاقه شدید ترکی 56 سایا یکرنگ، بی ریا، (در فارسی) ساینده - در ترکی یک رنگ و بی ریا و در فارسی به معنای ساینده است فارسی 57 سانیا سایه روشنِ جنگل - در گویش مازندران سایه روشن جنگل فارسی 58 سیتا جهان، گیتی - 59 سپینود در شاهنامه دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور فارسی 60 سادنا - - 61 شایلین بی همتا ترکی 62 شادلین شاد رویِ نرمخو و آرام - نرمی و ملایمت، شاد روی نرمخو، آرام و خوش چهره، مرکب از شاد بعلاوه لین فارسی 63 شاینا شاهدانه - شاهدانه فارسی 64 شایلی بی همتا ترکی 65 شارونا سرزمین پربار و حاصلخیز آشوری 66 شادلی شاد روی نرمخو و آرام - 67 فرنیا مایه ی جلال و شکوه + نیا = پدربزرگ، جد) (به مجاز) ویژگی آن که مایه ی جلال و شکوه نیایش می باشد - اصیل، دارنده اصل و نسب فارسی 68 کیارا تاسه، میل و خواهش به خوردن چیزهای بی قاعده (ناباب) چنانکه این حالت در زنان آبستن پدید می آید (دکتر معین در جلد پنجم برهان (ص 239) آورده است بنا بر قاعده ی تبدیل ' و ' به ' گ ' به نظر می رسد اصل کلمه ' گیار ' بوده [= ویار] و ' ا ' آخر کلمه الف اطلاق است در آخر شعر، و فرهنگ نویسان آن را جزو کلمه گرفته اند و در همین کتاب [منظور برهان] این اشتباه نظیر دارد) - اندوه و ملالت، میل شدید به خوردن انواع خوردنی جات فارسی 69 کارولین نام ناحیه ای در آمریکای شمالی فرانسه 70 کامیلا محافظ معبد، نام دختری جنگجو در افسانه تروا اسم دختر لاتین 71 گلوریا فرانسه از لاتین، مجلل، بزرگ، سرافراز لاتین 72 لیانا منسوب به لیان، لَیان - بانوی درخشان و زیباروی، مرکب از لیان به معنای درخشان و الف تأنیث فارسی 73 لنا نصیب و بهره - نمکین، مرکب از لن (نمک سانسکریت) + الف نسبت فارسی فارسی 74 لیندا قشنگ، زیبا 75 لامیا نام شهری است از تسالی عبری 76 لنیا (فارسی- سنسکریت) دختر ملیح، نمکین، مرکب از لن (سنسکریت) + ی نسبت (فارسی) + الف تانیث سنسکریت 77 لیدا بانوی گرامی، خانم - 78 مایسا مثل مادر - 79 مانیا خانه، سرای، (در پهلوی) برابر با واژه ی مان به معنی خانه و مسکن، (در اعلام) نام زن زِنیس حاکم ولایت اِاُلی جزو ایالات تحت فرماندهی فرناباذ [سردار بزرگ ایران در زمان اردشیر دوم هخامنشی] - معرب از یونانی، دیوانگی، جنون یونانی 80 مانیسا اندیشمند و متفکر - 81 مرسانا هدیه خداوند عبری 82 مهدا اول شب، پاسی از شب، آرامش شب - اول شب، قسمتی از شب عربی 83 مهنیا آنکه اجداد و پدرانش از بزرگان و نیکان است، از نسل بزرگان، بزرگ زاده، مرکب از مه به معنای بزرگ بعلاوه نیا به معنای اجداد و نیاکان - آنکه اجداد و پدرانش از بزرگان و نیکان است، از نسل بزرگان، بزرگ زاده، مرکب از مه به معنای بزرگ بعلاوه نیا به معنای اجداد و نیاکان فارسی 84 ملورین در بلورین، رویه شفاف فارسی 85 مهتا مثل ماه، ماهگونه - همتای ماه، زیبا و درخشان چون ماه 86 مایا منش نیک، بخشنده؛ (در روم باستان) اِلههی فراوانی سبزه و بهار در نزد رومیان فارسی 87 مانِلی پری دریایی برایم بمان (بمان به نام علی، امام اول شیعیان)، در گویش مازندران بمان برایم، نامی دخترانه در شمال ایران، نام پسری در شعری از نیما یوشیج فارسی 88 ماهورا به معنی مثل ماه، در زیبایی همانند ماه، شبیه ماه، زیبا رو فارسی 89 وندا (در زند و پازند) خواهش و خواسته، (در اوستا) ستایش کننده، نیایش کننده - هزوارش است به معنی خورشید آرامی 90 ویشکا نام روستایی نزدیک رشت فارسی 91 نیلیا (نیلی + ا (پسوند نسبت) )، منسوب به نیلی، نیلی - به زنگ نیلی، منسوب به نیلی، مرکب از نیلی و الف نسبت فارسی 92 نیلا آبی دریا - نیل (سنسکریت) + ا (فارسی) به رنگ نیل، نیلی فارسی 93 هیلدا شکوفه درخت هلو - نیرومند، قوی لاتین 94 هانا زنهار، دادخواهی، امید، بینایی، خواهش - پناه، امید، نفس، فریاد کردی 95 هانیسا شاد و مسرور - 96 هیما بانوی عاشق، مرکب از هیم (عربی به معنای عاشق و شیفته) + الف تانیث فارسی عربی,فارسی 97 یاشیل سبز چمنی، سبز، کبود - سبز کبود، سبز چمنی، کبود 98 یارا توانایی، قدرت فارسی