1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شیخ بهایی

شروع موضوع توسط MiTra ‏30/11/10 در انجمن ایران

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    شیخ بهاء الدین ، محمدبن حسین عاملیمعروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است. اصل وی از جبل عامل شام بود. بهاءالدین محمد ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایرانرهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آنسکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغولگردید.
    مرگ این عارف بزرگ و دانشمند را به سال 1030 و یا 1031 هجری در پایانهشتاد و هفتمین سال حیاتش ذکر کرده اند.وی در شهر اصفهان روی در نقاب خاک کشید ومریدان پیکر او را با شکوهی که شایسته شان او بود ، به مشهد بردند و در جوار حرمهشتمین امام شیعیان به خاک سپردند.
    شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر و فخر فروشینفرت داشت و این خود انگیزه ای برای اشتهار خالص شیخ بود.شیخ بهایی به تایید وتصدیق اکثر محققین و مستشرقین ، نادر روزگار و یکی از مردان یگانه دانش و ادب ایرانبود که پرورش یافته فرهنگ آن عصر این مرز و بوم و از بهترین نمایندگان معارف ایراندر قرن دهم و یازدهم هجری قمری بوده است. شیخ بهایی شاگردانی تربیت نموده که بهنوبه خود از بزرگترین مفاخر علم و ادب ایران بوده اند، مانند فیلسوف و حکیم الهیملاصدرای شیرازی و ملاحسن حنیفی کاشانی وعده یی دیگر که در فلسفه و حکمت الهی و فقهو اصول و ریاضی و نجوم سرآمد بوده و ستارگان درخشانی در آسمان علم و ادب ایرانگردیدند که نه تنها ایران ،بلکه عالم اسلام به وجود آنان افتخار می کند. از کتب وآثار بزرگ علمی و ادبی شیخ بهایی علاوه بر غزلیات و رباعیات دارای دو مثنوی بوده کهیکی به نام مثنوی "نان و حلوا" و دیگری "شیر و شکر" می باشد و آثار علمی او عبارتنداز "جامع عباسی، کشکول، بحرالحساب و مفتاح الفلاح والاربعین و شرع القلاف،اسرارالبلاغه والوجیزه". سایر تالیفات شیخ بهایی که بالغ بر هشتاد و هشت کتاب ورساله می شود همواره کتب مورد نیاز طالبان علم و ادب بوده است.
    تا کی به تمنایوصال تو یگانه
    اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
    خواهد که سرآید غم هجران تویا نه
    ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
    جمعی به تو مشغول و تو غایبزمیانه
    رفتم به در صومعه عابد و زاهد
    دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
    درمیکده رهبانم و در صومعه عابد
    گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
    یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه
    روزی که برفتند حریفان پی هر کار
    زاهد سوی مسجد شد و منجانب خمار
    من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
    حاجی به ره کعبه و من طالبدیدار
    او خانه همی جوید و من صاحب خانه
    هر در که زنم صاحب آن خانه توییتو
    هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
    در میکده و دیر که جانانه توییتو
    مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
    مقصود تویی ...کعبه و بتخانهبهانه
    بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
    پروانه در آتش شد و اسرار عیاندید
    عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
    یعنی همه جا عکس رخ یار تواندید
    دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
    عاقل به قوانین خرد راه توپوید
    دیوانه برون از همه آئین تو جوید
    تا غنچهء بشکفتهء این باغ کهبوید
    هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
    بلبل به غزل خوانی و قمری بهترانه
    بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
    هر چند که عاصی است ز خیل خدمتوست
    امید وی از عاطفت دم به دم توست
    تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
    یعنیکه گنه را به از این نیست بهانه
    "شیخ بهایی"