1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ღ ღ ღ♥ܓ بـــاغ احــــــــســــــاسܓ ♥ღ ღ ღ

شروع موضوع توسط hileya ‏16/8/15 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    دستم را اگر نگرفته بودی

    چگونه می آموختم

    در غیبت خورشید هم

    می شود خندید ؟!

    صدایت که ببارد

    یک قطره ماه هم

    در کاسه ی آبم بیفتد

    کافی ست :

    من نور می شوم …
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    روی ملحفه هایی
    که هنوز بوی تو را می دهند
    غلت میزنم..
    میخواهم از صفر شروع کنم
    درست مثل همه بازنده ها
    و بی خیال، روی طبل بی عاری ضرب بگیرم
    حتی میتوانم لبخند بزنم
    اتفاق خاصی نیافتاده
    جز اینکه رفته ای
    و این اصلن اهمیتی ندارد!
    ببین
    دارم با تنهایی
    در ملحفه هایی با بوی تو
    عشق بازی می کنم
    من و تنهایی
    با هم، به ریش دنیا میخندیم!
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    فرقی نمی کند موهایت را پشت گوش بیاندازی
    یا حرف های مرا!
    یک جای تقدیر می لنگد
    که آینه روی تنهایی ات چشم هیز می کند
    و آغوشت به عروسک هایی ارث رسیده
    که هیچ گاه کوک نمی شوند از تو برایم بگویند
    حالا منم و انگشت های جنون زده ای
    که به درد وفادارترند تا به استخوان
    انگشت هایی که به سبیل نیچه نمی رود
    با قلم سر گوشواره هایت
    یکی به دو می کند
    برای شعرهایی
    که دلشان از گوش هایت پر است
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلن به تو افتاد مسیرم که بمیرم
    یا چشم بپوش از من و از خویش برانمیا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم.
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلن به تو افتاد مسیرم که بمیرم
    یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریاافتادم و باید بپذیرم که بمیرم
    یا چشم بپوش از من و از خویش برانمیا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
    این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی استمن ساخته از خاک کویرم که بمیرم
    خاموش مکن آتش افروخته ام رابگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم.
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    عشق یعنیاز من دور باشیدکمه های پیراهنت رابا انگشت های من باز کنی..از تو دور باشمچایم را با لب های تو بنوشمخوابم را با چشم های تو ببینمو نفسم بسته به نفس های تو باشد...

    عشق یعنیسرم را برگردانم،تو از فاصله های دور

    برایم دست تکان بدهی...و من بی پروادستت را بگیرم..!
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    تقصیر من نیست نازنین!بی خوابی های تو از سر فریادهایی ستکه شعرهای من بر سرت می زنندوگرنه از دختر هزار ساله ی بارانجز مشتی سکوت چیزی در نمی آید..!کاش هرگز شاعر نمی شدمکه این شعرها به چشم های تو وفادارترند

    تا خیال ترک خورده ی من..


    کاش دیگر ننویسم

    آخر می دانی؟من از این دوباره نوشتندوباره نخواندنو آن همه سکوت گره خورده ی محض می ترسمبا توام جادوی بزرگ کلمات!پاره کن!من باز دارم می نویسم...
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    تا دیدار تو

    یک شیشه فاصله است

    و من مثل ماهی

    میانِ تُنگ و تُنگ میان دریا!

    آه!

    اگر بشکند این دیوار شیشه‌ای...
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    با یاد دو چشمانت، می‌میرم و می‌دانم

    تا صبح قیامت من، از غیر گریزانم

    پیمانه دوچندان کن، ای شاهد بازاری

    من مست می ناب و بی دوست پریشانم
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/15
    ارسال ها:
    3,406
    تشکر شده:
    14,270
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    juristic
    یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود

    دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود


    در دلم بود که بی "دوست" نباشم هرگز

    چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود.
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.