1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

کلاس نقد ادبی [~!Ala!~]

شروع موضوع توسط *selena* ‏2/8/15 در انجمن نویسندگان تاپ فروم

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    159
    تشکر شده:
    1,980
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن


    [​IMG]

    ✿ همه چیز ابتدا ازخواندن شروع میشود ؛ مثل دانه ای در خاک که آن را می کارند! بعد از آنکه ریشه های خواندن رشد کرد و کم کم حرفُ حروفِ نوشتن از دلِ وجودِ خاکی ـمان سربرآورد ؛ جوانه زد و آرام آرام رشد کرد ؛ حالا نیاز به آبیاری دارد! نیاز به مراقبت دارد ؛ خیلی بیشتر که رشد کرد و بالغ شد ؛ نیاز به هرس کردن دارد!! و اینجا قرار است قدم کوچکی برداریم برای بهتر نوشتن و بهتر خواندن! قرار است با کمک هم از نوشته های همدیگر مراقبت کنیم!


    ❤ کلام نخست:


    ✿ سلام من به همه شما عزیزان
    ✿ همراهتان هستیم با پنجمین جلسه از سری کلاس های نقد ادبی! در آغاز بی‌نهایت سپاسگذاریم از تمام عزیزانی که در کلاس اول شرکت کردند. امیدواریم تا پایان راه و رسالتمان نیز گرم و صمیمی همراهمان باشید.

    ✿ تصمیم گرفتیم کلاس ها را با یکسری تغییرات ادامه بدهیم.
    هدفمان در ابتدا اگر نقد کلی نوشته و برطرف کردن ایرادات و اشکالات بود، من بعد از این با دید وسیع تری پا در عرصه نقد نوشته دوست میگذاریم.
    امروز قرارمان بر این شد که بگذاریم وسط! هرچه که از خواندن نوشته دوستمان به ذهنمان رسید. قرار شد حسابی حرف بزنیم از هدفی که نویسنده از نوشتن داشت.
    قرار شد به چالش بکشیم! بپرسییم چرا؟ چطور شد که به اینجا رسید؟ اصن از کجا به اینجا رسید؟ از گذشته غمگین قصه اش بپرسم، همدردی کنیم! دل بسوزانیم.. قطره اشکی بریزیم..
    و بخواهیم که باز برایمان بنویسد... از آینده اش... امیدش... دلیل شادی‌ و نگرانیش..
    قرار شد که امید و انگیزه بدهیم... حسی تازه به نویسنده ببخشیم...
    و قرار گذاشتیم دوست داشته باشیم. اصلا از فرط دوست داشتن قلم و دستِ دوست را ببوسیم!
    که نوشتن هنریست بسیار لطیف، مبادا که با گفتن بدیهی‌ها، نامیدی‌ها و نوشته بی‌فکرمان.... برنجانیم خاطر دوست را...
    مبادا که دست و دلش بلرزد از نوشتن بابت تخم کجی که ما کاشتیم در گلدان خاطرش...
    که اگر این اتفاق شوم بیفتد... ما می‌مانیم و وجدانی که درد عمیق به سینه دارد...
    پس برای گفتن ابتدا کمی بیشتر از کمی اندیشه کنیم!
    اشکالات و ایرادات نگارشی را جزو نقدمان محسوب نکنیم. اگر ایرادات نگارشی به حدی بود که "واقعا" احتیاج به تذکر داشت، لطفا به صورت خصوصی با نویسنده در میان بگذارید.
    امیدارم که کلام نخست ما را با دقت مطالعه کرده و متوجه هدفمان از برگزاری کلاس های نقد ادبی شده باشید.


    ✿ اکنون ...
    چشم هایتان را ببندید و این بار با چشم دل و بصیرت وارد شوید.
    و لطفا در هنگام ورود، کمی هم عشق و دوستی برایمان به یادگار بیاورید.


    ✿ در پست دوم اطلاعات مختصری از نویسنده و در پست سوم نوشته اصلی قرار خواهد گرفت.


    ✿ برای اطلاعات بیشتر [این تاپیک] را مطالعه کنید. و همچنین [شرایط و قوانین] را هم فراموش نکنید!
    ✿ امیدوارم باهم و با همکاری با یکدیگر بتوانیم باعث ایجاد یک اتفاق خوب برای خودمان و نوشته هایمان شویم...


    ✿ با سپاس فراوان از همه ی شما ادبیات دوستان عزیز :x
     
    H@NA، *faeze*، hileya و 11 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    159
    تشکر شده:
    1,980
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    • نام :آلا هستم
    • در زمینه ی ادبیات مطالعه ی مخصوصی داشتین؟بله..در مورد زندگی نامه ناصر خسرو تحقیقاتی داشتم و به کمک معلم ادبیاتم تونستیم تحقیقات وسیعی در مورد بیهقی انام بدیم
    • آیا سابقه ی نوشتن دارید؟ اگر بله ؛ از چه زمانی؟بله.تقریبا ارثیه نویسندگی.هم پدرم هم داییم و خالم..کلا همگی دست ب قلم هستند.من هم از دوران ابتدایی و با انشاهام شرو کردم.که همیشه معلم مون میگف بزرگتر از سنت مینویسی.(بدون هیج کمکی)
    • سبک خاص یا مکتب خاصی رو در نوشتن دنبال میکنید؟شعر نو دوست دارم.چون بی پروا حرف میزنه..
    • نویسنده و شاعر مورد علاقتون چه کسی هست؟صادق هدایت و شریعتی رو واقعا میپسندم و شهریار و سهراب و فاضل نطری رو با عشق میخونم
    • کتاب مخصوصی رو سراغ دارین که توصیه کنین بقیه هم مطالعه کنن؟کتابی دارم با عنوان نامه های منتشر نشده مجنون به لیلی.نثرش زیباست.
    • و درآخر اینکه چقدر به قدرت کلمات باور دارین؟خیلی...میشه گفت جادوی کلمات...کلمات میتونه لحظاتو بسازه!!
     
    Mehrnu$h، H@NA، *faeze* و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. ღ مدیر"سابق" بخش عکاسیღ مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏14/6/15
    ارسال ها:
    2,305
    تشکر شده:
    19,155
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    designer / photographer
    مقدمه
    سلام
    کلا اهل شعر گفتن نیستم اما وقتی بجوشه مینویسم. با متن نویسی بیشتر همخوانی دارم
    خواستم بگم شعری که گفتم کاملا دلی و با کلی شرایط بد و روزهای سخت نوشتم
    انچه از دل براید خوش اید
    خیلی وصف حالم بود...
    شاید بهر از اینا میشدکه بنویسم اما حال قشنگم اینجوری ایجاب میکرد...
    ریتم خاص داره بعضی هاش باید با ریتم خاص خونده بشه ک ب درکش کمک میکنه
    خلاصه که
    خوب نقد کنینا
    که بتونم ب بقیه نوشته هام امید ببندم که ایشالا بتونم برم برای نویسندگی رادیو.
    مرسی از همه تون.
    دوست دار همیشگی تون
    الا


    از تو میگویم
    تویی که من بودی
    و منی که تو بودم

    میدان جنگی شد وقتی دیدمت
    تیر زهرالودی
    که فرورفت قلبم را و
    خنجری بود که شکافت پشتم را

    دلم در بند تو اسیر بود چه سخت
    وقتی رفتي جانم بردی
    کجا میبردی ای گرگ صفت

    ندری غمگیندل مرا
    تویی که مرد بدنام شدی و
    ربود نام شَرت کنج ذهن اشفته مرا

    چقدر نانجیب مانده به غیر از تو
    تو رفته ای و
    بی پناهی و تنهایی گرفته دست مرا


    اصلا تو دستم را بگیر
    نگاهم کن
    نفسم را لمس کن
    ببیین چه یخ شده این ادم خاک خمیر

    دنیایم چه سرد و غم انگیز است
    چقدر سرفه هایم پرازآشوب است

    چه مست بودی در اخرین خداحافظیت
    نامرد من ماه بودم در شب های پرازتاریکیت

    انگار سهم من و دلم از تمام حالت ها
    غم و تنهایی است و سکوت سردِ ساعت ها

    بگذار تو را اینبار بی صدا التماس کنم
    اخر بی تو من با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم؟...

    روزهای سخت الا
    بی تاریخ....بی نشون....
     
    آخرین ویرایش: ‏3/8/15
    H@NA، *faeze*، -yas- و 10 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    سلام و درود
    تویی که من بودم و منی که تو بود
    افرین شروع قشنگی بود
    : من کیم لیلا و لیلا کیست من
    ما یکی روحیم اندر دو بدن

    تیر زهر الودی که فرو رفت قلبم را و خنجری بود که شکافت پشتم را
    الایی تصویر سازیت هیچ ایرادی نداره یه هیات مرکب داریم که فیزیکی مشکلی نداره ولی الا جان تیر و خنجر و قلب و عشق مراعات النظیرهایی هستند که بسیار در ادبیات ما بکار رفتن در ادبیات کلاسیک شما که شعر نو میگی روتین میشه این تصاویر،برا عشق ،حتی در نوع درامش تصاویر بهترم میشه درنظر گرفت
    وقتی جانم بردی

    خوبه جالبه میتونه استارت یه فانتزی ادبی باشه
    ...ای گرگ صفت
    اینجا دیگه تصاویرت در هم میریزه و مخاطب عملا دچار چالش حسی عاطفی میشه و ارتباط با شاعر به لحاظ درک احساس شاعر قطع میشه اصطلاحا میگن نول شد ارتباط
    در این تصویر معشوق میشه یه رند نامرد ولی درست اینجا که مخاطب طرف رو اینگونه درک میکنه با زاویه دید دیگه تصویر کاملا عوض میشه

    اصلا تو دستم را بگیر
    با جرایانات رفت و برگشتی تصاویر موافقم ولی تصویر قبلی معلق نباید باشه و تصویر بعدی شروع بشه
    من ماه بودم در شبهای پر از تاریکیت
    افرین جالبه
    سکوت سرد ساعتها
    قشنگه افرین
    اخر من بی تو با غمگینترین حالت تهران چه کنم
    این تیکه بینظیر بود
    الا حس امیزیت عالیه،ساختن استعاره ت جالبه،فقط چینش تصاویرت یکم ایراد داره به قول معروف تصاویر همو بغل نمیکنن از هم جدان
    مرسی الایی لذت برم منتظر کارهای بعدیت هستم@};-@};-
     
    آخرین ویرایش: ‏3/8/15
    H@NA، مـرجانه، *faeze* و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    سلام و سپاس

    آلا جان خسته نباشي@};-

    خوبه چيزي رو مينويسي كه از نهاد دلت بر اومده

    متني كه نوشتي دقيقا همون تصوراتي بود كه اين اواخري هر وقت تو سايت ميديدمت داشتم نميدونم چرا اما حتي اون قسمت كه

    ميگي:
    دنیایم چه سرد و غم انگیز است
    چقدر سرفه هایم پرازآشوب است

    من اين چند وقته تو رو با همون سرفه ها در ذهنم ترسيم ميكردم به هر حال كاملا مشخصه كه از دل بر آمده و بردل نشسته

    استارت ت كه خوب بود:

    از تو میگویم
    تویی که من بودی


    يه جاهايي رو وقتي آهنگين مي خوندم خيلي جالب مي شد

    دو بيت پاياني واقعا زيبا بود خصوصا اينجا:

    اخر بی تو من با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم؟...
    زيبا و بي نظير بود آفرين@};-

    شعر يعني همين_اينكه بتوني خودت رو بريزي روي كاغذ و شما هم عالي اينكارو كردي

    اميدوارم اين بار كه دست به قلم شدي شوق و اميد در نوشته هات موج بزنه

    آرزوي شادي و سربلندي براي شما دارم آلا جان@};-@};-@};-
     
    وضعیت سفید، H@NA، -yas- و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏4/7/15
    ارسال ها:
    711
    تشکر شده:
    3,253
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Guitarist / Producer / Translator/ Gamer
    معذرت میخوام ، من هیچگونه نقد یا چیز دیگه ای ندارم .


    فقط خواستم عرض کنم که این قسمت " اخر بی تو من با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم؟... " مربوط به شعر بی تو علیرضا آذر هست فک کنم .
    که امیر عظیمی هم اون شعرو خونده و درقالب موزیک داده
     
    وضعیت سفید، -yas-، *selena* و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    سلام


    نوع نوشتتون متفاوت و جالب بود

    هم نثر داشت هم گاهی اوقات سمت شعر میرفت


    ولی قالبش بیشتر شعر نو بود


    قافیه هایی که بین ابیات بود و کمی هم با رندی پنهانش کرده بودین آهنگین تر کرده بود نوشتتون رو


    شروع و پایان قشنگ و قویی داشتین اما وسطای کار کمی توازن نبود داخلش

    بهم میریخت نظم ساختاریتون

    حس تنهایی رو خوب بیان کرده بودین اما کافی نبود

    چون خیلی ژرف و عمیق تره و میتونستین بیشتر مانور بدین روش

    اما به قول خودتون حس اون لحظتون بوده و هرچه از دل براید لاجرم بر دل نشیند


    اخر بی تو من با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم؟

    گریز خوبی زده بودین به شعر جناب آذر

    ولی از لحاظ وزن و سنخیت تناقض داشت با متنتون

    یه جور تافته ی جدا بافته بود انگار

    یا شایدم کسانی که شعر رو نخونده باشن حس منو نداشته باشن

    ولی من ناخوداگاه وزن و حال و هوای اون شعر میاد تو ذهنم و قابل قبول نمیشه برام که با این سبک بشنومش


    پ ن :

    جملاتی که بیان میشه از طرف ما و بقیه دوستان فقط سلیقه ی شخصیه و منتقد حرفه ای نیستیم

    پس اگر حرفی درست زده نشد به دل نگیرین



    قلمتون شیواست و حس قشنگی دارین

    با کمی تغییر تو زاویه دیدتون به مسائل و نوع بیان واژه ها میتونین خیلی خیلی بیشتر گیرایی کارتون رو بالا ببرین


    @};- موفق باشین دوست عزیز @};-
     
    وضعیت سفید، -yas-، *selena* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    159
    تشکر شده:
    1,980
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    سلام آلا ی عزیزم
    نوعِ نوشتنِ متنت خیلی خوب و دوست داشتنی بود.
    برای شروعِ متن ـتت من حالت وزنِ شعر رو حس نکردم .. اونجایی که میگی "تویی که من بودیُ .."
    برای همین اولش یکم دچار چالش شدم که نوشته ـت شعره یا متنِ ادبی .. حتی با اینکه قبلش توضیح هم داده بودی.

    غیر این احساسِ درونیت رو خوب روی کلمه ها پیاده کردی

    فقط اینجا درست متوجه نشدم منظورتو ..
    یه جاهایی با شعرت خیلی احساسِ خوبی داشتم ؛ مثلا اونجایی که میگی " من ماه شب های تاریکیت بودم"
    یا تعبیرِ "نفسم را لمس کن" و ...

    درکل خیلی خوب بود و امیدوارم خیلی زود هرچی اتفاق خوب هست برات بیوفته!
    مرسی که شرکت کردی عزیزم:*@};-
     
    وضعیت سفید، H@NA، -yas- و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. ღ مدیر"سابق" بخش عکاسیღ مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏14/6/15
    ارسال ها:
    2,305
    تشکر شده:
    19,155
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    designer / photographer
    سلام
    مرسی از نقدتون
    ولی یه کمی بی انصافی و تند نقد کردی
    دیدگاه با دیدگاه فرق داره
    اگ مقدمه رو تا ته خونده باشین گفتم میتونستم خیلی بهتر بنویسم ولی فاز اون لحظم این بود
    تضمین اوردم از شعر استاد اذر و کاملا ربط داشت
    اگ نداشت نمینوشتم
    خودمم نمیدونستم اسم سبکمو چی بذارم

    در کل مرسی.
     
    وضعیت سفید، -yas-، *selena* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. ღ مدیر"سابق" بخش عکاسیღ مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏14/6/15
    ارسال ها:
    2,305
    تشکر شده:
    19,155
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    designer / photographer
    سلام پونه جان
    عرضم ب خدمتت
    شعر مخاطب داره
    اولین نفرم خودش خونده . منظور دار بوده اون قسمت
    اخه چیز سختی ننوشتم
    خیلی لطف داری مرسی گل من
    راست میگی من هم نمیدونستم شعره یا متن
    آلائيسم مکتب جدیده
    :p
    مرسی کلی.
     
    وضعیت سفید، *selena*، ƊЄҲƬЄƦ و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.