1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

♥ دل من ♥

شروع موضوع توسط نیلوفر بانو ‏19/7/15 در انجمن اشعار

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    وقت عاشقی
    واژه ها سکوت میکنند
    چشمهای ما نگا(ه)

    وقت عاشقی
    واژه ها غریبه اند
    چشم های ما همیشه اشنا

    *******************************

    دوستی مثل گل است
    باید ان را بود کرد
    باید را فهمید
    باید ان را پایید

    دوستی مثل بهار
    میرود کوی به کوی
    دوستی مثل نسیم
    میرود شهر به شهر

    دوستی عین غم است
    در نگاه مهتاب
    یا که یک نغمه ی شاد
    از پرستو در باد

    دوستی حادثه نیست
    دوستی جاذبه نیست
    دوستی واژه ی این دکلمه نیست
    دوستی دست شماست
    دوستی برق دو چشمان شماست
    دوستی خنده ی پنهان شماست
    دوستی (حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد)

    دوستی مهر شماست
    که مرا شاعر کرد
    دوستم باش و بدان
    دوست میدارمتان
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    دوستی های بی هَدَف

    یه دریای خُشکیده و بی صَدَفه
    دریای اون دوستی های بی هَدَفه

    یه سبزه زار، بدون ِ کاه و عَلَفه
    با دوستی های بی هدف چه هَمکفه

    دوستی ِ ما سرد مِث ِ برفه
    چاکرتم، نوکرتم حَرفه

    بین ِ رفیق های قدیم فرق بود
    دل ِ اون ها از تربت ِ شرق بود

    اما حالا حکایَت ِ دوستی خاله خِرسه س
    برای اون ساده دِل ها حکایتِ یه قصه س

    رفاقتی که نبض ِ اون مثل تایرِ پَنچَر
    بادِش شده خالی با ضَربِ خَنجَر

    سبزه ی پاتوق های ما هَرزه
    دوستی ما همش لَب ِ مَرزه
     
    سایه، Mah$a و Tabassom از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    بیـــا کمی دوســتی کنیــم ...
    بیا کمی دوستی کنیم...
    اما به سبک قدیم...
    بیا کمی دوستی کنیم...
    تا چراغش مثل فیتیله سماور خان جون همیشه روشن باشد
    بیا کمی دوستی کنیم...
    اما نه با صدای بلند..شاید ان طرف پرچین بچه ای صدایمان رو بشنود..
    بیا کمی دوستی کنیم...
    دلهایمان را به رود بدهیم ..زلال شویم و بیرنگ همدیگر را دوست داشته باشیم..
    بیا کمی دوستی کنیم..
    گاه کاهی بره هایمان را به هم بسپاریم تا امانت داری و مردانگی را فراموش نکنیم
    بیا کمی دوستی کنیم..
    هرروز تا سر باغ الوِ مشهدی بدویم اما باهم به اخر برسیم که کسی نگوید من بهترم...
    بیا کمی دوستی کنیم..
    کمی با الاغ هایمان مسابقه بدیم..جایزه اش هم خچه های باغ ما باشد..
    بیا کمی دوستی کنیم..
    دوز بازی کنیم .کمی هم خر بالا خر...
    بیا کمی دوستی کنیم..
    بدی هایمان را عدل بزنیم و بدهیم گاو مشتی نشخوار کند..
    بیا کمی دوستی کنیم..
    روراست باشیم و بزنیم قدش ...
    بیا کمی دوستی کنیم..
    به قول ملا برای ادما دلا نشویم ..تا خیر و برکت از سفره هایمان نرود..
    بیا کمی دوستی کنیم..
    ساده ی ساده ...صاف صاف..مثل کله کبلایی ممد..
    بیا کمی دوستی کنیم..
    نه آنکه مثل سگهای کدخدا برای ذره ای غذا به جان هم بیفتیم
    بیا کمی دوستی کنیم..
    مثل بوی نان تازه تنور ننه
    بیا کمی دوستی کنیم..
    قول بدهیم راستش را بگوییم به هم، نه از آن راست های یحیی دیوانه...
    بیا کمی دوستی کنیم..
    حرفهایمان را همین جا چالش کنیم تا به کسی بر نخورد
    بیا کمی دوستی کنیم..
    فقط کمی....
     
    وضعیت سفید، سایه و Mah$a از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    دوستی ظاهری
    دوستان گرد هم جمع به وقت خوشی
    شادی کنند و ز روزگار بگیرند نوشی
    ولیکن گر شود آن دوست بدهکار
    ندارند جز تمسخر بهر او کار
    همانان که دم از دوستی زنند
    جملگی مثل عقرب نیش برتن زنند
    چه خوش بوَد دوستی ها چون آب پاک
    مثل آیینه زلال و تابناک
    هزار تکه گر می شد و بیمناک
    گر به زیانش بود این کار
    حقیقت را می گفت چه بی باک
    ای کاش دوستی ها مثل دود
    حقیقت را می گفت چه زود
    دود که دم از آتش زند
    حقیقتی را دامن زند
    از شراره شرر بار دم زند
    کاش دوستی پنجره ای بود
    به باغ سبز خداوندی
    افسوس و صد افسوس
    دوستی ها ندارد قیمتی
    هر دوستی در آن دورنگی
    هر که دوست دارد این زمان
    به نفع خود نگه دارد آن
    گر نفع آن نباشد میان
    بی درنگ شود دور ز آن
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  5. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    دوستی
    دوستی را باید آموخت از یکی برگ درخت ،
    آن زمانی که جدا میشود از شاخه و رقصان ،
    می نشیند با عشق ،
    در کنار آن درخت .
    دوستی را باید آموخت از گل و شاپرکی ،
    که شدند عاشق هم در لحظه های بی کسی .
    دوستی را باید آموخت از همان قاصدکی ،
    که برای بردن آرزوهای چمن ، پیش خدا ،
    میشود همسفر باد بهار و می رود تا ناکجا .
    دوستی را باید آموخت از پاره ای ابر سپید ،
    که در آن ظلمت شب ،
    میشود زینت آسمان شب تار .
    دوستی را باید آموخت از آینه ای با دل صاف ،
    که به تو خواهد گفت ،
    هر چه باشد ، نیک و بد در ذات تو .
    دوستی را آموختم من از خداوند جهان ،
    که بُود همدم و همراه من و بی همرهان .
     
    وضعیت سفید، سایه و Mah$a از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    کینه

    کینه را از دل برون کن ، دل به دلدارت سپار
    رو تو راه دوستی ثـابت شو انــدر این مـــدار
    این دو روز عمر با خوش سیرتان همـراه شو
    هر چه نیکی بـود بر گیر و بجـز آن واگــذار
    دوستی تا هست آخر دشمنی ها را چه ســـود
    تا تــوانی دوستــانی بیـــش آور در شمـــــار
    کینه جز نفرت نـزاید نفرت از خود دور کن
    تا شود آن فطرت پـاک ات عیـان و آشکــــار
    کینه ورزان در جهان منفور و بی یاور شوند
    نگــذرد آب خوشی بر حلقشان در روزگـــار
    دوستی کن دوستی کن دوستی کن دوستی
    چون درخت دشمنی جز کینه ننشیند ببار
     
    وضعیت سفید، میترا و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. √ye Donya qaribam kojaee aZzam

    تاریخ عضویت:
    ‏21/3/15
    ارسال ها:
    1,380
    تشکر شده:
    2,770
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    STU
    :-)@};-
     
    نیلوفر بانو، وضعیت سفید و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    بیا تا آخر دنیا
    و اما باز روز دیگری آمد
    روز قشنگ دوستی
    روز عشق و خوبی و دلداگی
    روز شعر و دوری از دلمردگی
    یاد آن ایام گرم دوستی
    می کند قلب مرا محکم صدا
    که ای رفیق نیمه راه
    پس چرا شعری دگر دروصف او جاری نشد؟
    یاد آن شعری که گفتی با زبان دوستی:
    ((بیا دستان گرمت را بدستانم سپارو دوستی کن با من تنها))

    ولی تنها نخواهی ماند با این دوستت اینجا
    که سال و سالهایی است با تو دوستی دارد
    واینک سالروز دوستی آمد.
    واینک نیز میگویم :بیا تا آخر دنیا
    سپار این دست پر مهرت
    و با همراه همراهان
    به جمع مهربانی ها
    و تا آن دور دست دور
    تو با من باش تا آن بیکران مهربانی ها
     
    وضعیت سفید، jila_s، میترا و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/6/15
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,081
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    طراحی
    شعر دوستی از فریدون مشیری
    دل من دیر زمانی ست که می پندارد:
    « دوستی » نیز گلی ست
    مثل نیلوفر و ناز ،
    ساقه ترد ظریفی دارد
    بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد
    جان این ساقه نازک را
    -دانسته-
    بیازارد!

    در زمینی که ضمیر من و توست
    از نخستین دیدار،
    هر سخن ، هر رفتار،
    دانه هایی ست که می افشانیم
    برگ و باری ست که می رویانیم
    آب و خورشید و نسیمش « مهر » است .

    گر بدان گونه که بایست به بار آید
    زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید
    آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف
    که تمنای وجودت همه او باشد و بس
    بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس

    زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست
    تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
    در ضمیرت اگر این گل ندمیده ست هنوز
    عطر جان پرور عشق
    گر به صحرای نهادت نوزیده ست هنوز
    دانه ها را باید از نو کاشت

    آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
    خرج می باید کرد
    رنج می باید برد
    دوست می باید داشت

    با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد
    با سلامی که در آن نور ببارد لبخند
    دست یکدیگر را
    بفشاریم به مهر
    جام دل هامان را
    مالامال از یاری ، غمخواری
    بسپاریم به هم
    بسراییم به آواز بلند
    - شادی روح تو !
    ای دیده به دیدار تو شاد
    باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
    تازه ، عطر افشان
    گلباران باد
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏19/7/15
    وضعیت سفید، سایه و Mah$a از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. √ye Donya qaribam kojaee aZzam

    تاریخ عضویت:
    ‏21/3/15
    ارسال ها:
    1,380
    تشکر شده:
    2,770
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    STU
    پستت لینک داره اجی
    وقتی میخوای پست بزنی لینکشو بردار گل نازم:-)@};-
     
    وضعیت سفید، nilojon و Mr Perfect از این ارسال تشکر کرده اند.