میخوام همونی شم که تــو میخوای ، احساسم امشب ایده آلت شه .. آغوشم اونقدر گرم باشه که ، تا صبح اینجا خوش به حالت شه .!. میخوام از امشب خونمون بازم ، قصر طلاییت باشه خانومم دستاتُ دورِ گردنم بنداز ، با عطرِ موهات آرومه آرومم .. باید از امشب عشق بینِ ما ، چیزی شبیه زندگی باشه !.. پایانِ تو پیله نشستن ها ، آغازِ این پروانگی باشه ^__^ حسی که بین ما وجود داره ، باید یه ذره خاص تر باشه .. باید از امشب توی این خونه ؛ این مرد با احساس تر باشه ! میخوام همونی شم که تو میخوای ، احساسم امشب ایده آلت شه .. آغوشم اونقدر گرم باشه که ، تا صبح اینجا خوش به حالت شه .!. میخوام از امشب خونمون بازم ، قصر طلاییت باشه خانومم دستاتُ دورِ گردنم بنداز ، با عطرِ موهات آرومه آرومم .. پدرام شانه ساز _ پروانگــی (عـآلیه که خُب!)
تو بی نهایت شب وقتی نگات می خنديد چشمــای خيره ی مـن اندوه تــو نمی ديـد چـرا غـريـبـه بـودم بــا غربت نگاهت تصويــرمو نديدم تــو چشـم بــی گـنـاهت کاشکـی بـرای قلبت يه آسمون می ساختم روح بزرگ تو رو چــرا نمـی شناختم آيينه گریه می کرد وقتـی تو رو شکستم ستــاره پشت در بـــود وقتـی درارو بستم تــو بــودی و سکوت و غروب سرد پاییز باغچه رو زيرورو کرد برگهای زرد پاييز حالا مـــنِ غریبه دنـبــال تـــو مـی گـردم بــا قلبِ آسمونيت کمک کــن تــا بــرگـردم تو بی نهایت شب وقتی نگات می خنديد چشمــای خيره ی مـن اندوه تــو نمی ديـد چـرا غـريـبـه بـودم بــا غــربـت نـگاهـت تصويــرمو نديدم تــو چشم بــی گـنـاهت کاشکـی بـرای قلبت يه آسمون می ساختم روح بــزرگ تــو رو چــرا نمـی شناختم آيينه گـريـه می کرد وقتی تو رو شکستم ستاره پشت در بـــود وقتـی درارو بستم شادمهر
تو با رفتتن پاییز و دلگیر تر کردی ، تو با غرورت به من نه به خودت بد کردی ، ببین چیکار کردی ببین چیکار کردی ،!.. پاییز و تنهایی ؛ تکـــرار و هی تکـــرار .. من از دستِ خودم خستــه ، تو از خودت بیـــزار !.. | یاشار آج - ببین چیکار کردی |
گرفت لجن دورمو گم کردم خودمو ولی تاریکی مردو من دیدم صبحمو من باید بحث کنم هر دفعه تا بس کنی ببین هرچی که هست دورم ماله منه نه از تو نیست طوفانو رد شدم شروع فصل دو وسطو جویدم ته موندش برا تو این شده دسته دو که هردفه یه لحظه تو میوفتی باز پایینو میگیرم دوتا دستتو تولدمه سلامتی پدرم که برد منو نوکه قله هول داد که بپرم قول داد که پسرم شک نکن یه ذرم یه روزی میاد میگی من از همه اینا بهترم ولی غرورم سر جاشه فرودو میپرم بازیو میبازم قبل اینکه ببرم تو باید بشکافی روحو جونتو فدا کنی پوستو گوشتو استخونتو مهراد هیدن - سیجل : دلم تنگ شده
یک چند ماهی میشه رفتی , هنوز دلگیرم حواست نیست , حواسم هست , هنوز پیگیرم تو خوشحالی توی عکسات اینو میبینم ولی میپسرن خوشحالی بازم میگی نه دراوردی میدونم عکسامو از کیفت هم نمیمونه دیگه حرفی اخه از چی بگم ازم دوری ولی انگار هنوز نزدیکتم هنوزم میتونم از دور تورو تشخیص بدم یکی موند و یکی رفت و یکی کم شد تموم عکسای دو نفره جمع شد تموم خونمون عین جهنم شد اتاق خوابمون سرد و پر از غم شد میدونم کارت اون روزا مهم تر بود میدونم حق تو روزای بهتر بود بهم گفتی تحمل کن تا سال نو اینم سال نو پس روزای بهتر کو ؟ - روزهای بهتر "دایان"
بزار ، بارون بباره تو بیابون قبلم ، یه ذهن شلوغ توی خیابون خلوت من یه عقرب دارم که اسمش زبونه ، اگه نیش نخوردی بدون حسش نبوده من فکرم ناراحته ولی افکار تو شاد ، یه دل تنگ دارم با یه شلوار گشاد دارم میرم توی راهم جلو دیوانه وار ، شعرامم مینویسم با یه لیوان آب پا شدمو ساختم یه دیوار دورم ، پس هرکی که خوابه بزار بیدار کنم بهرام نورائی (Ft Erfan) اینو بفهم
با تو حکایتی دگر این دل ما به سر کند شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند باور ما نمی شود در سر ما نمی رود از گذر سینه ما یار دگر گذر کند شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کند چاره کار ما توئی یاور و یار ما تويي توبه نمی کند اثر مرگ مگر اثر کند مجرم آزاده منم تن به جزا داده منم قاضی درگاه توئی حکم سحرگاه تويی مقصد و مقصودم توئی عشقم و معبودم تويی از تو حذر نمی کنم سایه مگر سفر کند چاره کار ما توئی یاور و یار ما تويی توبه اثر نمی کند مرگ مگر اثر کند سياوش قمیشی / با تو حکایتی دگر
منم اون شاخه غمی که تو دلم جوونه کرده منو یاد خوبیه تو که دلو دیوونه کردهِ منو رنگه مخمل شب منو برق صد ستاره که تو عمق تیرگی ها باز تو رو یادم میاره نباشی تو خاطرهِ من مثل اینکه زندگی نیست مثل اینکه رنگ دریا آبی همیشگی نیست یاد من اگرچه نیستی تو رو با خودم میدونم چشم به راهی مهربونی تا ته دنیا میدونم روی شیشه مینویسم دیگه به امید دیدار موندنی ترین مسافر تا ابد خدا نگهدار منمو شاخه غمی که تو دلم جوونه کرده منو یاد خوبیه تو که دلو دیوونه کرده منو رنگه مخمل شب منو برق صد ستاره که تو عمق تیرگی ها باز تو رو یادم میاره نباشی تو خاطره من مثل اینکه زندگی نیست مثل اینکه رنگ دریا آبی همیشگی نیست یاد من اگرچه نیستی , تو رو با خودم میدونم چشم به راهی مهربونی تا ته دنیا میدونم روی شیشه مینویسم دیگه به امید دیدار موندنی ترین مسافر تا ابد خدا نگهدار تا ابد خدا نگهدار تا ابد خدا نگهدار... "سیاوش"
Soyun hombre muy honrado, Que me gusta lo mejor A mujeres no me faltan, Ni al dinero, ni el amor En mi caballo Por la sierra yo me voy Las estrellas y la luna Ellas me dicen donde voy Ay, ay, ay, ay Ay, ay mi amor Ay mi morena, De mi corazon Me gusta tocar guitarra Me gusta cantar el sol Mariachi me acompana Quando canto my cancion Me gustan tomar mis copas Aguardiente es lo mejor Tanbien la tequilla blanca Con su sal le da sabor Ay, ay, ay, ay Ay, ay mi amor Ay mi morena, De mi corazon Me gusta tocar guitarra Me gusta cantar el sol Mariachi me acompana Quando canto my cancion Me gustan tomar mis copas Aguardiente es lo mejor Tanbien la tequilla blanca Con su sal le da sabor Ay, ay, ay, ay Ay, ay mi amor Ay mi morena, De mi corazon Ay, ay, ay, ay Ay, ay mi amor Ay mi morena, De mi corazon
بیخبر رفت و دگر از او نیامد نامهای نه، کلامی نه، پیامی نه هفت شهر عشق را گشتم به دنبالش ندیدمش به کوچه ای، به بامی نه تا که غربت یار من در بر گرفت دل بهانههای خود از سر گرفت گرمی خورشید هم آخر گرفت کلبهام خاموش شد، آتشم افسرد غنچههای بوسهام، بر عکس او پژمرد باد یاد عاشقان را برد، باد یاد عاشقان را برد سالها رفتند و من دیگر ندیدم سروری نه، قراری نه، بهاری نه هفت شهر عشق را گشتم به دنبالش از آن همه گذشته، یادگاری نه تا که غربت یار من در بر گرفت دل بهانههای خود از سر گرفت گرمی خورشید هم آخر گرفت باد یاد عاشقان را برد، باد یاد عاشقان را برد "فرامرز اصلانی"