گیریم تا آخر عمر تنها بمانی و شریکی برای زندگیت پیدا نکنی تحمل این موضوع، بسیار آسان تر ازآنست که شب و روز با کسی سروکار داشته باشی که حتی یکی از هزاران حرف تو را نمی فهمد. جرج اُورول
تمام آدم هایی که از ارتفاع میترسند یک روز... یک جا... یک لحظه... داشتند سقوط میکردند...و دستشان را به امید گرفته شدن دراز کرده اند اما نبوده دستی نبوده تکیه گاهی و طوری با سر زمین خورده اند که حالا از یک پله نیم متری هم ترس دارند هوای این آدمها را باید داشت اگر دستشان را نمیگیرید هُلشان هم ندهید. -علی قاضی نظام
من قویتر از آنی به نظر میرسیدم که نگرانم شوند، و مغرورتر از آنی که مراقبم باشند ... و هیچکس نفهمید که چقدر دلم میخواست گاهی خودم را پشت اقتدار کسی پنهان کنم و ضعیفترینِ کسی باشم و پناهندهٔ ناگزیرِ آغوشی. که کسی نگرانم باشد و دلی برای بیقراریام، بلرزد. آدمی گاهی چه محتاج میشود به واژهای، حرفی، نگاهی. به صدای لرزانی که از انحنای حنجره و از هیاهوی قلب عاشقی، با اضطراب، بیرون بریزد و بگوید؛ نگرانت بودم جانِ دلم ، خوبی؟! آدمی چه بیاندازه محتاج میشود گاهی. #نرگس_صرافیان_طوفان
میگفت: «تا دِلتان بخواهد ابزار و وسايل ارتباطی داريم، اما ارتباطی نداريم؛ ما تنها اطلاعات را به هم مُنتقل میكنيم!»
برو آنجا که بُود چشمی و گوشی با کَس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب...
عشق چه ارزشی دارد وقتی کسی را درست زمانی که بیشتر از همیشه به تو نیاز دارد، رها کنی؟ | فردریک بکمن / ترجمه: سمانه پرهیزکاری |