1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زمستان

شروع موضوع توسط سایه ‏6/7/15 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    به گمانم برف می آمد آخرین باری که دیدمت
    « گلچهره » را شجریان
    با دهان تو می خواند ..

    آمدم چیزی بگویم
    صدایم در گوش سنگین برف فرو نرفت
    خواستم صدایت را
    برای همیشه پشت پرده ی گوش هایم پنهان کنم
    کلماتت یخ زدند
    کلماتت یخ زدند
    و بغض آدم برفی غمگینی در گلویم گیر کرد ..

    « هنوز دوستت دارم » و فکر می کنم این جمله در تو دیگر اثر نکند
    دوستت دارم ..
    و فکر می کنم تنها در روزهای سرد زمستان است
    که گاهی از کلماتم
    بخاری بلند می شود ..


    { لیلا کردبچه }
     
    Αli язza، *Mitra*، !Afsoon و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
     
    Αli язza، para3to، jila_s و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏15/6/15
    ارسال ها:
    397
    تشکر شده:
    1,803
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]
    پشت كاجستان، برف.
    برف، یك دسته كلاغ.
    جاده یعنی غربت.
    باد، آواز، مسافر، و كمی میل به خواب.
    شاخ پیچك و رسیدن، و حیاط.

    من، و دلتنگ، و این شیشه خیس.
    می نویسم، و فضا.
    می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشك.

    یك نفر دلتنگ است.
    یك نفر می بافد.
    یك نفر می شمرد.
    یك نفر می خواند.

    زندگی یعنی: یك سار پرید.
    از چه دلتنگ شدی؟
    دلخوشی ها كم نیست: مثلا این خورشید،
    كودك پس فردا،
    كفتر آن هفته.

    یك نفر دیشب مرد
    و هنوز، نان گندم خوب است.
    و هنوز، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.

    قطره ها در جریان،
    برف بر دوش سكوت
    و زمان روی ستون فقرات گل یاس
    ...........................................
    سهراب سپهری
     
    Αli язza، para3to، jila_s و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    در عمری واژگون
    در انتظار تولد خویشم ..
    برف بر مژه ام ، بر تنم
    ابرها
    ترانه تازه ای در خیالاتم می بافند ..

    { شمس لنگرودی }
     
    Αli язza، !Afsoon، para3to و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان

    نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین

    درختان اسکلت های بلور آجین

    زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

    غبار آلوده مهروماه

    .

    .

    زمستان است......
     
    Αli язza، para3to، jila_s و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ماشین شهرداری هر شب رأس ساعت معلوم از روی خواب هایم رد می شود.

    پلیس های منتظر، هر روز رویا هایم را جریمه می کنند

    و دزدگیر ماشین ها مشتم را باز می کنند وقتی بی هوا دور و بر خانه ات پرسه می زنم.

    دلم اما هنوز خواب درختی را می بیند ایستاده در برف.

    به شکار خرگوش می رود

    و می داند هر جا آتشی روشن است یعنی یک نفر به هر دلیلی خوابش نمی برد.
     
    Αli язza، para3to، jila_s و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. زمستان
    گرمترین فصل سال است
    وقتی درخت ها
    لباس هایشان را
    در می آورند
    و تو
    برای اولین بار
    دستم را
    می گیری.
     
    Αli язza، para3to، jila_s و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. نباشــــــــی. . .
    .
    مــــــــــــــن. . .
    .
    هیــــچ حســـی . . .
    .
    به روز برفـــــــی ندارم . . .
    .
    من عاشق زمستــــــــانم
    .
    عاشق اینکه ببینمت
    .
    در زمستان آرام راه می روی
    .
    که سُر نخوری !
    .
    که گونه هایت از سرمــــــــا سرخ شده است
    .
    معصومانه به زمین خیره ای
    .
    چه قدر دوست داشتنی شده ای ..
    .
    حرفم را پس میگیرم
    .
    من عاشق زمستــــــــان نیستم ،
    .

    عاشق تــــــــوام …
     
    Αli язza، para3to، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    بـا بـوی شعر مـن
    بنشینـی کنـار دریای من و
    قــلاب بیـاندازی توی رگ‌ های من
    گـریـه کنم بـا شانه‌ های تو و
    بلرزی با چشم‌ های من
    همیـن که لب‌ های من
    پناه بیاورند بـه قــلاب تو
    زمستان بـریزد توی رگ‌ های من و
    اوّلین بـرف
    ببارد ، آرام ..
    از سرانگشتان ِ تو
    بـر جنوب کـوچک مـن ..

    { روجا چمنکار }
     
    Αli язza، para3to، !!AMINKHAN!! و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏6/8/15
    ارسال ها:
    38
    تشکر شده:
    283
    امتیاز دستاورد:
    53
    جنسیت:
    زن
    بی تو بهار هم برایم زمستان است

    به همان سردی وشاید سردتراز آن

    بی تو خزان تمام وجودم را می گیرد

    نفسهایم از این همه سرما یخ میزند...
     
    Αli язza، para3to، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.