قرار است تو به ملاقات من بیایی و اگر این راست باشد باید دشت آهوان چشمانم را اتو ... چین های صورت معصومم را رفو..... و گیسوانم را تا امتداد شب رها کنم باید دلم را بتکانم از خاطرات بد در ایوان خانه با طناب بند بازی کنم قرار است که تو به ملاقات من بیایی و اگر این راست باشد من باید به جبران کافه های نرفته گیلاسهای بهم نخورده تو را برای باقیمانده عمرم دیوانه شوم قرار است تو به ملاقات من بیایی و اگر این راست باشد زخمهای من مرهم خواهد شد با سبزینه نگاهت و نا تمامی من با تو تمام ..... و من دوباره عاشق خواهم شد عاشق تو عطر بهار نارنج شیراز