1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شبـــــ زنده دارانـــــ

شروع موضوع توسط 7080 ‏4/7/15 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. Rosie

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/14
    ارسال ها:
    2,010
    تشکر شده:
    14,076
    امتیاز دستاورد:
    113
    ﻣﺎﻩ

    ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺍﻧﮕﻮﺭﻫﺎ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ

    ﺑﯽ ﺷﮏ

    ﺗﻤﺎﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ

    ﺍﺯ ﺳﺎﻕ ﺗﺎﮎ ﻫﺎ

    ﺷﺮﺍﺏ ﭼﮑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ...

    [​IMG]
     
    hileya، .anoosh.، sepand√ و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    بیشتر شبها دلم می خواهد با درخت سخن بگویم.

    زمانی که برق چراغ در شیشه ی پنجره ی اتاق او را از دید من پنهان میکند.

    میدانم که آنجاست

    و در تاریکی مرا می پاید.

    این حس به من آرامش میدهد،

    همانطور که صدای پدر و مادر در اتاق کنار دستی به کودک ی که در خوابی عمیق فرو رفته آرامش می بخشد.

    رنگ زرد به درون برگهای درخت رخنه میکند

    همانطور که خون به گونه های آدمی خجالتی می دود.

    برگهایی در آغوش باد مستانه در رقص آمده اند

    حاضر نیستند جایشان را در این دنیا با هیچ کس عوض کنند.


    [​IMG]
     
    hileya، نگار بانو، sepand√ و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    هر شب کنار پنجره ای باز،آسمان

    با بالهای بسته ی من حرف می زند


    هر شب کنار پنجره ای رو به انتظار

    با تو نگاه خسته ی من حرف می زند

    ...



    [​IMG]
     
    hileya، نگار بانو، sepand√ و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Rosie

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/14
    ارسال ها:
    2,010
    تشکر شده:
    14,076
    امتیاز دستاورد:
    113
    وقتی "رویایِ" بودن

    تنها دل خوشی ام می شود

    مستانه قامت ماه را در آغوش می کشم

    تا به هنگام کامل شدن

    دیوانه ام کند

    و باز هم رویا بسازم

    رویایی از جنس "بودن"

    [​IMG]
     
    hileya، .anoosh.، sepand√ و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر مفید مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏10/6/15
    ارسال ها:
    644
    تشکر شده:
    4,835
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Mobile Repair Tools

    [​IMG]

    [​IMG]
     
    .anoosh.، .!mahya!.، sepand√ و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر مفید مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏10/6/15
    ارسال ها:
    644
    تشکر شده:
    4,835
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Mobile Repair Tools
    [​IMG]

    [​IMG]
     
    .anoosh.، .!mahya!.، sepand√ و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/15
    ارسال ها:
    1,171
    تشکر شده:
    3,737
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    عاشقی افسانه شد شب زنده داران راچه شد...
    دور عشـــــق، ای دل سر آمد ...
    بیقراران را چه شد ...
    مهر ... در دلها نیابی ...
    غمگساران را چه شد ...
    یاری اندر کس نمی بینیم ...
    یاران را چه شد
    دوستی کی آخـــــــــر آمد ...
    دوستداران را چه شد...
     
    hileya، .anoosh.، sepand√ و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم

    ز غصه، رنگ من و رنگ شب پرید، بیا






    [​IMG]
     
    hileya، .anoosh.، نگار بانو و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Rosie

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/14
    ارسال ها:
    2,010
    تشکر شده:
    14,076
    امتیاز دستاورد:
    113
    شعله ور در نگاه مرگ

    عشق است به مرده ای چون من!

    عشق است که در نگاه خاموشم

    می‌کند فانوس این فاصله روشن.

    خونی نمانده در رنگ صبح

    خوابی‌ نمانده در دل شب

    پیداست فقط دو چشم ستاره ای

    کاز آن‌ دمیده می‌‌شود سرشت سحر


    [​IMG]
     
    hileya، .anoosh.، sepand√ و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر مفید مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏10/6/15
    ارسال ها:
    644
    تشکر شده:
    4,835
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Mobile Repair Tools
    شب رفتنی است ولی...
    چه کسی گفته که شب زیبا نیست

    گر که عاشق باشد میداند عشق در شب زیباست
    که در آن بوف موسیقی عشق می سازد
    ودر آن لحظه ناب
    جیر جیرک نغمه عشق ز معشوق خودش می خواند
    و نسیم دست در دامن برگ می رقصد
    به چه زیباست این شب شب سیاه است و قشنگ
    و در آن آسمان جلوه ای از عشق خداست
    که به هر بنده ناچیز خودش میدارد
    به چه زیباست این شب
    یادم آید که درآن ظلمت شب
    زیر نور مهتاب رخ زیبای تو رامی دیدم
    که به من خیره شدی
    شب چه زیباست بدان می نگرم
    ودر آن ظلمت شب در سکوت شب تار
    یاد آن خاطره می افتم
    من یادآن بوسه شیرین ز عسل
    به چه زیباست این شب...


    [​IMG]
     
    .anoosh.، Ariana، .!mahya!. و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.