صبح بخیر عزیزم چرا من در ایینه تو هر صبح خودم را سبز می بینم و تو خودت را در آیینه ی من آبی برویم کمی باورمان را قدم بزنیم تا شانه های خیابان خیال کنند جنگل و دریا به هم رسیده اند.!