سلام دوستان عزیز. یه سری اصطلاحات زبان انگلیسی که استفادهٔ روزمره دارن جمعآوری شده که امیدوارم مورد استفاده ی عزیزان واقع بشه. Level 1 __________________________________________________________________________________ To what end = به چه منظور You must hand it to him = باید به کارش ایولله گفت. You make me ill with your speech = با صحبتهایت حالم را بهم میزنی. I dare say… = به جرأت میتوانم بگویم… Mind your eye = بپایید. ملتفت باشید Excuse me back = ببخشید پشتم به شماست upon my word = به شرافتم سوگند on my own account = بهحساب خودم He takes after his father = (قیافهاش) به پدرش رفته. It is all the same to me = به حال من فرقی نمیکند…. It does not answer my purpose = بدرد من نمی خورد What is that to you? = به تو چه؟ Between you and me = بین خودمان باشد It is not a concern of mine = به من مربوط نیست Honesty is best policy = آدم خوش معامله شریک مال مردم است I’m hanged if I know / I’ll be hanged if I know / I have no idea = به هیچ وجه نمیدانم I am greatly honored = باعث افتخار من است Pick on someone your own size = برو با هم قد خودت طرف بشو Hats off = بابا ایوالله! Don’t twist the lion’s tail = با دم شیر بازی نکن A widow’s mite = برگ سبزی است تحفه ی درویش Let me catch my breath = بگذارید نفسم جا بیاید at the instance of = برحسب تقاضای… Mind your own business = سرت به کار خودت باشه - سرت تو لاک خودت باشه I am feeling under the weather / I am feeling off color = بیحالم - بیحوصله ام Do good to others = به دیگران نیکی کنید Snap into it = بجنبید - زودباشید To hell with him = بره به جهنم Get lost = برو گم شو! - برو پی کارت! For all I care = تا آنجا که به من مربوط می شود Good show! = بارک الله!