تو را دوست داشتم، چنان که گویی تو آخرین عزیزانِ من بر رویِ زمینی... و تو رنجم دادی، چنان که گویی من آخرین دشمنانِ تو بر رویِ زمینم...! "غادة السمان"
ما هرگز نمی دانیم كه می رویم آن هنگام كه در حال رفتن هستیم به شوخی درها را می بندیم و سرنوشت .. كه ما را همراهی می كند پشت سر ما به درها قفل می زند ، و ما دیگر ، هرگز نمی توانیم به عقب برگردیم ... "امیلی دیکنسون"
فوتبال را دوست دارید چون این حس غریزی است . وقتی توپی توی خیابان جلوی پایتان قل بخورد ، شوتش میکنید چون دوست داشتن فوتبال ، درست مثل عاشق شدن است ... نمیدانید چطور در برابرش مقاومت کنید! "فردریک بکمن"
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش! من به کم هم قانعم و اگر عشقِ تو اندک اما صادقانه باشد من راضی ام ... دوستیِ پایدارتر از هرچیزی بالاتر است ... "امیلی دیکنسون"
شعر در سبک زلال از خواجه اف خجسته ( شاعر و روزنامه نگار تاجیکستانی ): . ای عشق خبرساز ای قافله هارا پَر پرواز تو آمدی و جمله جهان کُن فیکون شد باز آ و دیگر باره بیاغاز طرح دگر انداز * عالم همه رنجور آدم همه خودباخته،مغرور عالم بشکاف، آدم و حوّای نو آفر در ظلمت گیتی بکشا نور تا غصه شود دور * ای عشق، امیدی از صبر و شکیبای نویدی گر تو نبودی همه دم غمزده می بود باز آ، بزدا دود پلیدی چون پرتو شیدی
شعر در سبک زلال از سید ظاهر موسوی ( شاعر بزرگ افغانستان ) . ای یار من! ای که تویی دلدار من! کمتـر رسان بر عـاشقت آزارها بشنـو نـوای زار ِ من اشعار من * ای خونجگر! داری سُراغ از جنگ و شر؟! تـا کـی اسیــــر آتــش بیــداد هــا؟! ویـرانــه شـد عـلـم و هنـر ای بی خبر!