1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مکتب ادبی سمبولیسم

شروع موضوع توسط *selena* ‏27/6/15 در انجمن اشعار

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    159
    تشکر شده:
    1,980
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    درابتدا این مكتب از سوی مخالفانش «منحل ها» یا «روبه زوال ها» نامیده می شد. اغلب طرفداران این مكتب شعرایی بودند كه علیه تشریفات، سردی و بی تفاوتی مكتب پرنس برخاسته بودند. آنان ورلن و مالرمه را به عنوان سردسته خود برگزیدند. اما سرانجام ژان مورآس درسال 1886 با انتشار بیانیه ای اعلام كرد كه : «بعد از دوران رمانتیسم و پرنس ، ما شاهد عصر سمبولیسم هستیم. انقلابی كه درشعر توسط بودلر آغاز شد سپس از سوی ورلن و مالرمه ، برای استفاده از نماد درآثار ادبی ، تأیید شد». وبدین ترتیب او نام این مكتب را «سمبولیسم» اعلام كرد و دراین جریان هماهنگی و وحدتی را به وجود آورد والبته یكی دیگر از بیانیه های این مكتب را ورلن با انتشار شعرخود به نام «هنرشاعرانه» ارائه داد. در واقع نمادگرایی یا سمبولیسم عكس العملی بود دربرابر ناتورالیسم و رئالیسم كه درآثار ادبی آنها، مسائل اخلاقی رعایت نمی شد. آنان معتقد بودند كه تمام واقعیتها باید بدون سانسور وبی پرده بیان شود و بطوركلی زولا ، نظریه پرداز رئالیستها، هنر را آیینه تمام نمای واقعیت تعریف می كرد. سمبولیسم مركب از كلمه «سمبول» به معنای نماد ، مظهر و رمز است سمبول نمایش عینی و محسوسی از اندیشه انتزاعی است. همچنین سمبول بین جهان انتزاعی اندیشه و دنیای مادی اشیا پلی می سازد. بطور كلی سمبولیسم یا نمادپردازی به معنای هنربه كاربردن نمادها و رمزها برای بیان اندیشه است و درواقع سبك ادبی را سمبولیسم می گوییم كه درآن تشبیهات بسیار به كار برده می شود و برای هرفكر وتصور یا تشبیه، مظهر و سمبولی می آورند. به عنوان مثال : تراز و نماد و نشانه عدالت است. البته استفاده از نماد در شعر نیمه دوم قرن نوزدهم ، كار تازه ای نبود بلكه سمبول درشعرهای فلسفی و ینی نیز نقش عمده ای داشت. اما نمادی كه سمبولیستها استفاده می كردند با نماد سنتی از برخی جهات متفاوت بود. به عنوان مثال : درشیوه سنتی از اشیای مادی برای بیان واقعیتهای غیرمادی استفاده نمی كردند بلكه درمجموع ، آن احساس و مفهوم انتزاعی را القا می كردند. از طرفیدرمكتب سمبولیسم نماد دیگر یك شیوه سبكی ابداع شاعر نبود بلكه استفاده از سمبول دراین مكتب یك قاعده محسوب می شد كه با كمك آن شاعر روابطی را ایجاد می كند كه جهان قابل احساس و قابل درك دنیوی را با جهان غیرقابل رؤیت آن سو به هم پیوند می دهد و شاعر بااستفاده از سمبول از دو مهلكه شعر تخیلی و شعر توصیفی می گریزد كه پیش از این در اغلب اثرها دیده می شد.

    عقاید سمبولیستها

    نماد : درآثار سمبولیستها حس رمز و راز كاملاً احساس می شود. آنان معتقدند كه ورای ظواهر باید سمبولهای دنیای ایده آل آنسو را درك كرد و از ظواهر دنیوی پافراتر گذاشت تا بتوان به حقایق دنیای ماوراء رسید و باید به وسیله نمادها مفاهیم غیرمادی را القا نمود.

    موزیك : سمبولیستها در وهله اول به خوش آهنگی شعرو سپس به معنای آن توجه می كنند. بكارگرفتن قدرت تجسم خواننده: پیروان این مكتب به جای اینكه به انتخاب دقیق و متناسب كلمات توجه كنند بیشتر به قدرت تجسم كلمات درخواننده اهمیت می دهند واین موضوع گاهی باعث ابهام و پیچیدگی متن می شود. دراین مكتب معمولاً از كلمات رایج و متداول استفاده می شود.

    شعرآزاد : به دنبال ورلن، سمبولیستها به شعرآزاد یا ریتم فرد روی آوردند. آنان عقیده دارند كه آهنگ و وزن شعرهای دوازده سیلابی برای نوشتن ریتم درونی شعرهایشان مناسب نیست. به همین دلیل برای بیان افكارشان قالب شعرآزاد را ترجیح می دهند.
    بیان ساده : سمبولیستها از تشریفات وقید و بندهای شعرپرنس گریزان بودند و بیشتر به بیان احساسات به شیوه ای دوستانه و راحت اهمیت می دادند درواقع دراین مكتب جایی برای سخنوری وكلام پیچیده وجود ندارد. به عقیده آنان هرچه موضوع ساده تر بیان شود هنرمندانه تر است .



    گردآوری:گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

    منبع :www.daneshju.ir
     
    Golnush، مـرجانه، وضعیت سفید و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    بسیار عالی بشدت از طرفداران این سبکم
    تصویر سازی و قرار دان نمادهای طنز سیاه بهترین رویکرد این سبکه، بی نظیره@};-
     
    مـرجانه، وضعیت سفید، S@ye. و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    159
    تشکر شده:
    1,980
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    سمبولیسم یا نمادگرایى پیش از آن که یک مکتب به حساب بیاید، یک مفهوم یا فلسفه است. بشر از ابتداى شکل گیرى تمدن ها و آغاز شاعرى تمایل داشته حرف هایش را در قالب نمادها و نشانه ها به زبان آورد و اشیاى دور و برش را تجسم مفاهیمى عمیق تر از آنچه به چشم مى آید، نشان دهد. همان طور که مصریان باستان گل هاى اسیریس را نماد مرگ مى دانستند، هندیان گل نیلوفر را نشانه تاج خداوند مى نامیدند، بابلى ها مار را نماد جاودانگى به حساب مى آوردند و خورشید را نشانه بخشندگى و زندگى.
    اما به هرحال سمبولیسم یک مکتب فکرى هم هست. در اواخر قرن نوزدهم شاعران فرانسوى که از زبان خشک نویسندگان رئالیسم (واقع گرا) به ستوه آمده بودند، مکتب سمبولیسم را بنیان نهادند. آنها عقیده داشتند: اثر هنرى باید تا حد ممکن از بیان مستقیم مفاهیم فرار کند و به نمادها و نشانه ها پناه آورد. نمادها و نشانه ها، خواننده را در کشف راز و رمزهاى اثر به تحرک درمى آورد و او را از قالب یک شاگرد حرف گوش کن بیرون مى آورد.


    سمبولیسم ادبی

    [​IMG]​

    شارل بودلر

    ​
    این مکتب در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمد. شارل بودلر پایه گذاراین مکتب بود. در میان کسانی که از بودلر الهام گرفتند و با آثار خود زمینه را برای پیدایش سمبولیسم آماده ساختند پل ورلن، آرتور رمبو و استفان مالارمه از همه مشهورتر هستند. باید توجه داشت که هرکدام از آنها سبک ویژه ای داشتند. در میان نویسندگان جوزف کنراد و جیمز جویس به دلیل نمادپردازى درآثارشان شهرت خاصى دارند. مثلاً جیمز جویس در کتاب «چهره مرد هنرمند در جوانى» پسرکى عینکى را به تصویر مى کشد که مدام مطیع پدر و مادر و نظام کلیسایى و معلمان مدرسه اش است. او به خاطر عینکى که به چشم مى زند با بچه ها فوتبال بازى نمى کند. اما یک روز این عینک به طور اتفاقى مى شکند و پسرک با کمال تعجب متوجه مى شود که بینایى اش هیچ نقصى ندارد و بدون عینک هم مى تواند دنیاى اطرافش را ببیند. منتقدان آثار جویس، عینک را نماد نگاه بسته و فیلتر شده یا همه باورهاى کورى مى دانند که چشم عقل ما را پوشانده اند.
    رمز گرایى، نمود عصیان هنرمندان در برابر مکاتب واقع گرایى و وصف گرایى بود. رمزگرایان بر فلسفه بدبینانه شوپنهاور و ایده آلیست هاى معنى گرا تکیه داشتند. آنان دیگر بار شعر را بر اریکه قدرت و افتخار نشاندند. بودلر، پایه گذار این مکتب، معتقد بود: «دنیا جنگلى است سرشار از اشارات. حقیقت از چشم مردم عادى پنهان است و فقط شاعر مى تواند به رمز و راز این اشارات پى ببرد.» برخى از شاعران این مکتب، در این رمزآلودگى غرق شدند و گاه اندیشه هاى مبهم و غیر اخلاقى را رواج دادند. این جریان بر آثار هنرى ایران در قرن حاضر تأثیری به سزا نهاد. شارل بودلر، موریس مترلینگ، آلدینگتن، لارنس، هاکسلی، آرتور رمبو از بزرگان این مکتب هستند. سفر و شعر رویای پاریسی آثار بودلر، نژادپرست از آرتور رمبو، شاهدخت مالن از موریس مترلینگ نمونه هایی از آثار سمبولیسم می باشند.


    سمبولیسم در دیگر علوم
    در روانشناسى زیگموند فروید از سمبولیسم بیشترین استفاده را کرد. فروید معتقد بود همه خوابهایى که ما مى بینیم، با نمادشناسى قابل تفسیرند و با شناسایى نمادهاى خواب مى توان به ذهنیت آدمها پى برد. در روانشناسى فروید، خوابها زبان تصویرى روح ها هستند.

    [​IMG]
    هیچکاک ​

    هیچکاک در فیلم «طلسم شده» خود مسأله نمادگرایى فروید را به طرز جالبى به تصویر مى کشد. در این فیلم گرى گورى پک نقش یک بیمار روانى را بازى مى کند که خود را قاتل مى انگارد، اما در نهایت دکتر او با تفسیر کابوسهاى او ماجراى قتل را حل مى کند. گرى گورى پک در کابوسهایش مردى را مى بیند که روى پشت بامى ایستاده و چرخ یک کالسکه را در دست گرفته. در این خواب پشت بام نماد کوه و چرخ کالسکه نماد هفت تیر است. در نقاشى سمبولیک مى توان به آثار گوگن اشاره کرد. نقاشان سمبولیسم معتقد بودند نقاش نباید صرفاً آنچه را که با چشم مى بیند، روى صفحه پیاده کند، بلکه باید جهان را در ذهن خود حلاجى کند و در نهایت برداشتهاى شخصى خود را به تصویر بکشد. (از این جهت نقاشان سمبولیست به اکسپرسیونیسم بسیار نزدیک مى شوند).
    سمبولیسم اساساً با دنیاى شاعرانى نظیر مالارمه و آرتور رمبو آغاز شد. در شعرهاى سمبولیک نمادها عاطفى تر مى شوند و شعر با موسیقى و تصویر درهم مى آمیزد. از این جهت شاعران سمبولیست جاده را براى موسیقى سمبولیک هموار کردند. در موسیقى کلاسیک دبوسى را پدر سمبولیسم (و اکسپرسیونیسم) مى دانند. دبوسى، موسیقى را از قید و بندهاى هارمونى نجات داد و گفت شنونده یک قطعه موسیقى باید هنگام شنیدن یک قطعه به یک تصویر برسد و این نوازنده است که باید با بالا و پایین بردن ضرباهنگ موسیقى، این تصویر را در ذهن مخاطب تثبیت کند. پیش از دبوسى، موسیقى رمانتیک صرفاً براى رقص یا تعریف داستانهاى نمایشى کاربرد داشت، اما دبوسى نشان داد موسیقى خود مى تواند به تنهایى تصویر باشد.



    اصول سمبولیسم
    از نظر فکر، سمبولیسم بیشتر تحت تأثیر فلسفه ایده آلیسم بود که از متافیزیک الهام می گرفت و در حوالی سال 1880 در فرانسه باز رونق می یافت، همچنین بدبینی شوپنهاور نیز تأثیر زیادی در شاعران سمبولیست کرده بود.

    خلاصه اصول سمبولیست ها به شرح زیر است:

    • حالت اندوهبار و آنچه را که از طبیعت موجد یأس و نومیدی و ترس است بیان می کنند.
    • به سمبل ها و اشکال و آهنگ هایی که احساس ها، نه عقل و منطق آن را پذیرفته است توجه دارند.
    • آثاری که آنها به وجود آورده اند برای هر خواننده به نسبت میزان ادراک و وضع روحیش مفهوم است، یعنی هرکس نوعی آنها را در می یابد و می فهمد.
    • آنان تا حد امکان از واقعیت عینی دور شده و به واقعیت ذهنی پرداخته اند.
    • چون انسان دستخوش نیروهای ناشناسی است که سرنوشت آنان را تعیین می کند از این رو حالت وحشت آور این نیروها را در میان نوعی رویا و افسانه بیان می کنند.
    • می کوشند حالت های غیرعادی روانی و معرفت های نابه هنگامی را که در ضمیر انسان پیدا می شود و حالت های مربوط به نیروهای مغناطیسی را در آثارشان بیان کنند.
    • به یاری احساس و تخیل حالت های روحی را در میان آزادی کامل با موسیقی کلمه ها، و با آهنگ و رنگ و هیجان تصویر می کنند.
     
    Golnush، مـرجانه، وضعیت سفید و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.