تو که بارون و ندیدی گل ابرا رو نچیدی گله از خیسی جاده های غربت میکنی تو که خوابی تو که بیدار تو که مستی تو که هشیار لحظه های شبو با ستاره قسمت میکنی منو بشناس که.....
کام همه گان باد روا، کام شما نه! ایام همه خرمو ایام شما نه! زان گونه عبوسید که گویی می نوروز در جام همه ریزد و در جام شمانه! وآنگونه شب اندوده، که، باصبح بهاری، شام همگان می گذرد، شام شما نه! و انگار که خورشید بهارانه ی ایران بر بام همه تابد وبر بام شما نه! ای مرگ پرستان! بپژوهیدم و دیدم هر دین به خدا ره برد،(این دین) شما نه!
نمیمونم کناره تو نمیخوام خاطره هاتو فقط جایه یکی اینجاس ، یا من باید برم یا تو نه اون احساس غمگینم ، نه اون قلبِ ترک خورده یه زخمه کهنه ام زخمی که از دستت نمک خـــــورده
پا به پات تا هر جای دنیا میام آخه دوست داشتنت و دلم میخواد مثه یادت که نمیتونه بره مثه سایه ات که نمیتونه نیاد پاشو دل تنگیاتو بهونه کن پاشو بی هوا به خواب من بیا تو که احساس غریبی میکنی به هوایه آشنا شدن بیا ما بدونه هم دو حرف ناتموم ما بدونه هم دو اسم ساکتیم ما بدونه هم دو احساسه غریب پشته دو نگاهه بی تفاوتیم ما بدونه هم دو حرف ناتموم ما بدونه هم دو اسم ساکتیم ما بدونه هم دو احساسه غریب پشته دو نگاهه بی تفاوتیم
عزیز نازنین من نگو که خوابه و خیال دلم میخواد دوباره باز باهم دیگه بریم شمال به شهسوار و رامسر به لاهیجان و رودبار کنار شالیزار سبز نارنجای پر از بهار