من عاشقانه میکنم نگاه بر دو چشم توتو تازیانه می زنی به چشم و بر نگاه منچو آفتاب می شوم دمی که گرم و روشنت کنمچو ابر تیره می شوی که سد نهی به راه منخراب تر ازین کسی نمی شود که من شدمتو هرچه می کنی بکن ، سزات با خدای من