1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

♫ مینـــــای دل ♫

شروع موضوع توسط !SALY! ‏29/5/15 در انجمن اشعار

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    148
    تشکر شده:
    1,659
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    مغزم

    مغزم درد می کند از حرف زدن !

    چقدر حـــرف زده ام !

    چقدر در ذهنم حرف زده ام ؟!
     
    m naizar، Sanazz، M!TRA و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    در سراشیبی این کوچه
    گل شب‌بویی روییده است
    در سکوت و هیاهو
    رشد کرده است
    و
    در پایان غروب این جمعه
    قرار است گل بدهد
    از کنار گل شب‌بو
    که عبور می‌کنیم
    گذشته‌مان را فراموش
    می‌کنیم
    که دیوارهای خانه و مدرسه
    نمور بود
    در دست من
    فقط گل شب‌بویِ
    خشک شده مانده بود ..
    پایان روز جمعه بود ...

    { احمدرضا احمدی }
     
    m naizar، Mehdi.Samiya، Sanazz و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زد
    نیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زد

    به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت
    خیال روی تو نقشی به چشم تر می‌زد

    شراب لعل تو می‌دیدم و دلم می‌خواست
    هزار وسوسه‌ام چنگ در جگر می‌زد

    زهی امید که کامی از آن دهان می‌جست
    زهی خیال که دستی در آن کمر مـی‌زد

    دریچه‌ای به تماشای باغ وا مـی‌شد
    دلم چو مرغ گرفتار بال و پر می‌زد

    تمام شب به خیال تو رفت و، می‌دیدم
    که پشت پرده اشکم سپیده سر می‌زد ..

    { هوشنگ ابتهاج }
     
    m naizar، Mehdi.Samiya، Sanazz و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    148
    تشکر شده:
    1,659
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    دریغ ودرد از عمرم که در وفایت شد طی

    ستم به یاران تا چند


    جفا به عاشق تا کی


    نمی کنی ای گل یک دم یادم


    که همچو اشک از چشمت افتادم


    آه از دل تو !
     
    m naizar، Mehdi.Samiya، Sanazz و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏11/6/15
    ارسال ها:
    371
    تشکر شده:
    2,700
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    مدیر کافی نت
    خبـــــر بــــــه دورترین نقطه ي جهان برسد
    نخواست او به منِ خسته بــی گمان برسد

    شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت
    کسی کــــــه سهم تو باشد به دیگران برسد

    چه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر
    بـــه راحتی کسی از راه نـاگهـــــــان برسد،...

    رهــــــا کنی بــــــرود از دلت جــدا بـــــاشد
    به آن کـــه دوست تَرَش داشته به آن برسد

    رهـــــــا کنی بروند و دو تا پرنده شوند
    خبر بـــه دورترین نقطهی جهان برسد

    گلایـــه اي نکنی بغض خـویش را بخــــــوري
    که هق!هق!...تو مبادا به گوششان برسد

    خدا کند کــه...نه!نفرین نمی کنم...نکند
    به او کـــــــه عاشق او بوده ام زیان برسد

    خدا کند فقط این عشق از سرم برود
    خدا کند کــه فقط زود آن زمان برسد
     
    m naizar، SALY، Mehdi.Samiya و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    آرزوهایت بلند بود

    دست های من کوتاه

    تو نردبان خواسته بودی

    من صندلی بودم

    با این همه

    فراموشم مکن

    وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای

    و به ماه فکر می کنی.


    "حافظ موسوی"
     
    m naizar، SALY، Ghazal_Shine و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    تو,
    رسیدی به من,
    مثل یک خبر خوش
    وسط عصر دلگیر جمعه ...!

    "زکیه خوشخو"
     
    m naizar، SALY، Ghazal_Shine و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    پيش از آنى كه بخواهى از كنارت ميروم

    تا بدانى عذر ما را خواستن كار تو نيست

    كاظم_بهمنى
     
    m naizar، SALY، سایه و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    چرا گرفته دلت!؟
    مثل آنکه تنهایی
    چقدر هم تنها!
    خیال می کنم
    دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی

    دچار یعنی عاشق
    و فکر کن که چه تنهاست
    اگر که ماهی کوچک
    دچار آبی دریای بیکران باشد
    چه فکر نازک غمناکی...!


    سهراب سپهری
     
    m naizar، SALY، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/9/16
    ارسال ها:
    143
    تشکر شده:
    843
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    مترجم و مدرس زبان انگلیسی
    رنگی كنار شب

    بی حرف مرده است.

    مرغی سیاه آمد از راه‌های دور

    می‌خواند از بلندی بام شب شكست.

    سرمست فتح آمده از راه

    این مرغ غم پرست.

    در این شكست رنگ

    از هم گسسته رشته ی هر آهنگ.

    تنها صدای مرغك بی باك

    گوش سكوت ساده می‌آراید

    با گوشوار پژواك.

    مرغ سیاه آمد از راه‌های دور

    بنشسته روی بام بلند شب شكست

    چون سنگ، بی تكان.

    لغزانده چشم را

    بر شكل‌های درهم پندارش.

    خوابی شگفت می‌دهد آزارش:

    گل‌های رنگ سرزده از خاك شب.

    در جاده‌های عطر

    پای نسیم مانده ز رفتار.

    هر دم پی فریبی، این مرغ غم پرست

    نقشی كشد به یاری منقار.

    بندی گسسته است.

    خوابی شكسته است.

    رؤیای سرزمین

    افسانه شكفتن گل‌های رنگ را

    از یاد برده است.

    بی حرف باید از خم این ره عبور كرد:

    رنگی كنار این شب بی مرز مرده است.
     
    m naizar، SALY و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.