بگذار سر به سینه ی من،تا که بشنوی اهنگ اشتیاق دلی دردمند را شاید که بیش ازین نپسندی به کار عشق ازار این رمیده ی سر در کمند را بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست؟عشق کدام ست؟غم کجاست؟؟ بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمری ست در هوای تو از اشیان جداست ..... ... .. .
اَگــــَرمیدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش رَنگرُ خســآرَت تغیـــیر می کنــَد ،وصــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت رابه تــآراج میبــَرد،.. مــهـم نیــست که او مـآل تــوبــ آشــَد… مــهــِم این استــ که فـــَقــَط بــــآشـَد، زِندگیـــ کــُند، لــِذَت ببرَد و نــَفــَس بـــکشــَد …
بگذار برایت خانه ای بسازم از جنس شعر و ترانه بگذار که زیباترین کلمات را برایت بچینم با ملاتی از احساسی پاک گر که همراه خوبی نبوده ام معمار خوبی خواهم شد بسازم برایت سرایی با سرودن از تو سرایی شاعرانه بگذار و نگذر از حضورم ای همه تار و پود وجودم
بوی موهات زیر بارون بوی گندم زار نمناک بوی سبزه زار خیس بوی خیس تن خاک جاده های مهربونی رگای ابی دستات غم بارون غربت ته چشمات ته صدات قلب تو شهر گل یاس دست تو بازارخوبی اشک تو بارون روی مرمر دیوار خوبی ای گل الوده گل من ای تن الوده ی دل پاک تن تو ارزونی خاک .....
شد ز غمت خانه سودا دلم در طلبت رفت به هر جا دلم در طلب زهره رخ ماه رو مینگرد جانب بالا دلم فرش غمش گشتم و آخر ز بخت رفت بر این سقف مصفا دلم آه که امروز دلم را چه شد دوش چه گفته است کسی با دلم از طلب گوهر گویای عشق موج زند موج چو دریا دلم روز شد و چادر شب میدرد در پی آن عیش و تماشا دلم از دل تو در دل من نکته هاست آه چه ره است از دل تو تا دلم گر نکنی بر دل من رحمتی وای دلم وای دلم وا دلم...
زندگی ساختنی ست نه ماندنی….. ((بمان برای ساختن)) نساز برای ماندن منتظر نباش کسی برایت گل بیاورد … خاک را زیرو رو کن…. بذر را بکار…. از آن مراقبت کن…. گل خواهد داد
خدا زیباست لبخند بزن زندگی زیباست لبخند بزن ماه ،زمین ،آسمان دریا، نور، درخت، زیبااند لبخند بزن… همه جا زیباست خدا ، زندگی … زیباست …زیباست
تو را برای همه ی شب های بی مهتاب برای کوچه های پر از سکوت برای دشت های بی گل برای دریاهای خشک شده برای آسمان های بی باران و برای همه ی چیزهایی که باید باشد و نیست می خواهم چون وقتی تو هستی همه چیز هست و جبران همه ی نبودن های منی