انسانها در قلبهائی که عاشقشان هستند برای همیشه خواهند ماند حتی اگر دیگر نباشند دور شوند و یا حتی بعد از مرگ! زیرا آن کسی که می ماند قسمتی از قلبش به همراه او که رفته است می رود و یا در خاک دفن میگردد و آنچه می ماند از قلبش سرشار از آن قسمتی ست که نیست. می شود فراموش شد برای همیشه و می شود جاودان ماند در قلبها و یادها تا ابد. بستگی دارد چقدر قلبی را گرم کرده ایم.
به قلب هایمان هشدار دهیم…. حتی در آسمان تیره و ابری هم می توان ستاره پیدا کرد… حتی از دریای خروشان و طوفانی هم می شود ماهی گرفت…. می توان حتی گل و درخت را در حافظه کاشت و برگ و بارشان را به تماشا نشست… تنها باید به چشمهایمان بیاموزیم که زیبایی ها را جست و جو کنند…. به گوش هایمان یاد بدهیم که زمزمه های محبت و مهربانی را بشنوند و به قلب هایمان هشدار دهیم که جز برای محبت و عشق به زندگی نتپند.
لبخند را تو بیاور، شعر تازه را من دم میکنم … در فنجان حس زندگی میریزم، مینشینیم گپ میزنیم هنوز هم کلی حرف نگفته داریم از خدا، از زندگی،از خنده ی گل، از بوی صحرا گلایه ها و تلخی ها را هم میدهیم دست نسیم تا با خودش ببرد … زندگی پر است از شادی های کوچک که ما ساده از کنارش میگذریم… شاد باش…. زندگی کوتاه است….
همیشه مقداری دلگرمی داخل جیبت باشد که اگر ناگهان در خیابان یا در گوشه یک رستوران یا حتی در کنج دیوار خانه ای سرمای نا امیدی چشمت را گرفت یا بغضی دهانت را تلخ کرد دلگرمیت را از جیب در بیاوری آنرا با عشق ببخشی تا ارام ارام شیرینیش در وجود دیگری بپیچد دلگرمی همیشه باید باشد و … وای به تمام لحظه هایی که هرچه جیب ها و کیفت رابگردی دلگرمی پیدا نکنی…! همیشه دوستت دارم ها را.. لبخندها را .. به موقع ابراز کنید و و دلگرمی دیگران باشید ! مهربان بودن مهمترین قسمت انسان بودن است.
بعضی چیزها را باید هر روز زنده اش کنی تا خودت زندگی کنی: عشق را، ایمانرا، زندگی را… زیرا حتی اگر امروز مومن ترین باشی هیچ تضمینی نیست که فردا هم چنین باشی و فردا هم نیازمند تلاش و پایداری توست تا مومن، عاشق و زنده دل بمانی.
من می گویم باید دوست داشتن را کشید. باید آن را در هوا نقاشی کرد. وقتی می گویی: "دوستت دارم "، انگار پرنده ای را از دستهایت پر داده ای … دوست داشتن فقط گفتن "دوستت دارم" نیست.. بگذار دوست داشتنت مثل نشانی خانه ای باشد که نه از کوچه اش معلوم است، نه از رنگ درش، و نه از پلاکش و فقط آن را از عطر گل های باغچه اش میشناسی.. به همه مهر بورزید
"چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم: چوب دارچینی، هِلی، نباتی، شده چند پَر بهار نارنج، چیزی که آن مزه و بو را تبدیل به عطر ِخوش و طعم ِخوب کند." زندگی هم گاهی می شود مثل همین چای باید با دلخوشی های کوچک طعم و رنگش را عوض کنی، یک چیزی که امید بدهد به دلت، انگیزه شود، بنزین باشد برای حرکت ماشین زندگی ات، بعد ماشین تخت گاز می رود تا آنجایی که باید… .