1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

عشق در شعر فارسی

شروع موضوع توسط نگآر ‏24/1/15 در انجمن اشعار

  1. ما در ره عشق تو اسيران بلاييم
    كس نيست چنين عاشق بيچاره كه ماييم
    بر ما نظري كن كه در اين شهر غريبيم
    بر ما كرمي كن كه در اين شهر گداييم
    زهدي نه كه در كنج مناجات نشينيم
    وجدي نه كه در گرد خرابات برآييم
    نه اهل صلاحيم و نه مستان خرابيم
    اينجا نه و آنجا نه كه گوييم كجاييم
    حلاج وشانيم كه از دار نترسيم
    مجنون صفتانيم كه در عشق خداييم
    ترسيدن ما هم چو از بيم بلا بود
    اكنون ز چه ترسيم كه در عين بلاييم
    ما را به تو سريست كه كس محرم آن نيست
    گر سر برود سر تو با كس نگشاييم
    ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
    بردار ز رخ پرده كه مشتاق لقاييم
    دریاب دل شمس خدا مفتخر تبریز
    رحم آر که ما سوخته‌ی داغ خدایی
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  2. و عشق را
    کنار تیرک راه بند
    تازیانه می زنند
    عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
    روزگار غریبی است نازنین...
    آنکه بر در می کوبد شباهنگام
    به کشتن چراغ آمده است
    نور را در پستوی خانه نهان باید کرد...
    "شاملو"
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  3. عشق آمد خويش را گم كن عزيز
    قوتت را قوت مردم كن عزيز
    عشق يعني خويشتن را گم كني
    عشق يعني خويش را گندم كني
    عشق يعني خويشتن را نان كني
    مهرباني را چنين ارزان كني
    عشق يعني نان ده و از دين مپرس
    در مقام بخشش از آئين مپرس
    هركسي او را خدايش جان دهد
    آدمي بايد كه او را نان دهد
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  4. تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
    یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است
    در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی
    بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  5. غــریبه و تـنهــا

    تاریخ عضویت:
    ‏27/9/12
    ارسال ها:
    1,463
    تشکر شده:
    3,561
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    یاالله​
    پست 8 و 9 یکییَنا.
     
    نگار بانو و para3to از این پست تشکر کرده اند.
  6. خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم
    راه رود جاری احساسمان را سد کنیم
    عشق، در هر حالتی خوب است؛ خوبِ خوبِ خوب
    پس نباید با "اگر" یا "شاید" آن را بد کنیم

    دل به دریا می‌زنم... دل را به دریا می‌زنی؟
    تا توکّل بر هر آنچه پیش می‌آید کنیم

    جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم
    پایمان را نذر راه و قسمتِ مقصد کنیم

    می‌توانی، می‌توانم، می‌شود؛ نه! شک نکن
    باورم کن تا "نباید" را "فقط باید" کنیم

    زندگی جاریست؛ بسم الله... از آغاز راه...
    نقطه‌های مشترک را می‌شود ممتد کنیم

    آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد
    پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  7. عشق با یک مژه برهم زدنی می آید
    مثل عطری ست که از پیرَهنی می آید

    بی خبر از غم واندوه ،خروشان و رهاست
    چون نسیمی که به سوی گوَنی می آید

    این دل آشوبگر ِ دلشده ی حادثه باز
    گیسو آشفته به هر انجمنی می آید

    از دلِ خسته ی هر صخره ی دور افتاده
    هر شب آوای خوش ِ کوهکنی می آید

    باز هم پنجره از خاطره ها می گوید
    باز هم کوچه به دیدار زنی می آید
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  8. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد روزگار عجیبی ست نازنین...
     
    z!ma و وضعیت سفید از این پست تشکر کرده اند.