You don't know How much I miss you I live each day As it comes Functioning in all my tasks Smiling when needed Even laughingat times But inside I am so alone Each minute seems like an hour Each hour seems like a day What makes this time bearable Are my thoughts of you and Be with you soon نمي داني که چه قدر دلم برايت تنگ شده است تک تک روزها را پشت سر مي گذارم کارهايم را به انجام مي رسانم آن گاه که بايد لبخند مي زنم حتي گاه قهقهه مي زنم ولي قلباً تنهاي تنها هستم هر دقيقه يک ساعت و هر ساعت يک روز طول مي کشد آنچه مرا در گذراندن اين دوران ياري مي کند فکر به توست و دانستن اين که به زودي در کنار تو خواهم بود