1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

سیاست مذهبی داریوش و کوروش هخامنشی

شروع موضوع توسط کوروش... ‏14/11/14 در انجمن ایران

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏5/11/14
    ارسال ها:
    791
    تشکر شده:
    165
    امتیاز دستاورد:
    43
    حرفه:
    حسابدار
    تمدن ایران در عهد هخامنشیان‏

    سیاست مذهبى‏
    کورش و داریوش، براى آنکه بنیان حکومت و فرمانروایى خود را در کشورهاى مفتوحه دوام و قوام بخشند، نسبت به ادیان و مذاهب ملل مختلف، روش عاقلانه و ارفاق‏آمیز پیش گرفتند. قبل از این دو شهریار خردمند و مال‏اندیش، اکثر کشورگشایان دنیاى کهن یعنى عیلامیها، بابلیها، و آشوریها نسبت به خدایان پرستشگاهها و معابد دیگر ملل به دیده بغض و عناد مى‏نگریستند و غالبا مجسمه خدایان را به غنیمت مى‏بردند و مراکز مذهبى را یکسره ویران مى‏کردند، ولى کورش با احترام فراوانى که براى معبد «مردوک» قائل شد محبت و علاقه فراوان بابلیها را به سوى خود جلب کرد.
    و داریوش کبیر پس از رفتن به مصر، از معابد و خدایان آنان دیدن کرد و در برابر مقدسات مذهبى این قوم سر تعظیم فرود آورد. وى در نامه‏اى که به نماینده و استاندار خود در آسیاى صغیر نوشته، وى را از این جهت که نسبت به خدایان احترام لازم را مرعى نداشته، مورد توبیخ و سرزنش قرار مى‏دهد.
    یکى از اقدامات مترقیانه داریوش این بود که حتى الامکان ملل تابعه را از اقدام به اعمال وحشیانه بازدارد. بطورى که آپیان‏ «۸۲» در سال ۱۶۰ میلادى نوشته «داریوش به اهالى کارتاژ نوشت که انسانى را براى خدایان قربانى نکنند و گوشت سگ نخورند.»
    ظاهرا خشایارشا تحت تأثیر تحریکات مغان و روحانیان زردشتى، از روش اسلافش منحرف گردید، و پس از فتح آتن دستور مى‏دهد که بتکده‏ها را آتش زنند و مجسمه خدایان را درهم شکنند. در اواخر حکومت هخامنشیان، طبقه حاکمه، که در نتیجه چپاول ملل تابع در ناز و نعمت فرورفته و از باده پیروزى سرمست شده بودند، اندک‏اندک در سراشیبى فساد و تن- آسانى سقوط کردند تا جایى که گزنفون که روزى از خصال عالیه ایرانیان سخن مى‏گفت در
    ______________________________
    (۸۰).Demosthenes
    (۸۱). حیات مردان نامى، پیشین، ص ۱۶۷ و ۱۷۶٫
    (۸۲).Appian
    تاریخ اجتماعى ایران، ج‏۱، ص: ۴۲۳
    راحت‏طلبى طبقات مرفه چنین مى‏گوید: «امروز آن خصال مردانگى و شجاعت که خمیره پارسیان قدیم بود (منظور عصر کورش و داریوش است) از میان رفته، در تن‏آسانى بقدرى مبالغه مى‏کنند که حتى مقیدند زیرپایه‏هاى تختخوابشان از فرش مستور باشد.» بطورى که دیدیم، تحمیل مالیاتهاى سنگین به ملل تابع، عدم تحمل معتقدات مذهبى سایر ملل، و رعایت نکردن اصول دموکراسى، و ظلم و ستمگرى مأموران دولتى، آتش اغتشاش و ناامنى را بتدریج در سراسر شاهنشاهى مشتعل کرد و زمینه را براى تسلط و نفوذ اسکندر فراهم ساخت.



    کوروش بزرگ