نماز در قرآن نويسنده: مهدي سلطاني رناني نشريه: فرهنگ جهاد شماره: 3 مقدمه: مظهر اتمّ پرستش، «نماز» است. نماز جزء اصول دين نيست، ولي با اين حال، از آن دسته فروعي است که در شريعت آدم، ابراهيم، موسي، و عيسي به گونهاي وجود داشته است. نماز نوبر احکام الهي و اسلامي است که روح آدمي را جلا و صفا ميبخشد، و ما برآنيم که هر چند اجمالي نماز را در مکتب امام علي (ع) و در نگاه عرفاني امام حسين (ع) مورد تحقيق و بررسي قرار دهيم و نمايان سازيم که در نظر عميق آن دو، «نماز» آنچنان اهميت داشت که هنگام ادايش سر از پا نميشناختند. حضرت علي (ع) حتي در حسّاسترين لحظههاي ميدان جنگ، نماز را اوّل وقت ميخواند و حاضر نبود لحظهاي آن را به تأخير اندازد. همچنين عظمت نماز امام حسين (ع) در ظهر عاشورا، آن زماني که آماج حملههاي دشمن بودند، خود گواه روشني بر ادّعاهاي مذکور است که تمام آنها سراسر صدق و حقيقت هستند و معناي اين سخن آنجا روشن ميشود که علي (ع) در محراب عبادت نداي ملکوتي حق تعالي را با «فُزت و ربّ الکعبه» لبّيک گفت و فرزندش حضرت امام حسين (ع) به سبب آن و جهت قوامبخشيدن به اين معجون شفابخش، شربت شهادت نوشيد و تسليم ستمگران نشد. با نماز به خدا تقرّب جوييد: کمال آدمي در تخلّق به اخلاق الهي است. پس هرچه انسان ملکوتيتر شود و از عالم ماده و تعلّقات و آلايشهاي آن وارسته شود و به يک سخن، هرچه بشر به مقام ربوبي نزديکتر شود، به همان اندازه به کمال مطلوب انساني متقرّبتر است. انسان پرهيزکار که از ديدگاه اسلام نمونهي انسان کامل است با نماز به خدا تقرّب ميجويد و بدينوسيله به منبع و سرچشمهي کمال نزديکتر ميشود. در اينباره مولا علي (ع) در نهج البلاغه فرمودند:«الصَّلوةُ قُربانُ کُلّ تَقي»(1)؛ «نماز وسيلهي تقرّب هر انسان با پرواست». حضرت نماز را موجب نزديکي با تقوايان به خدا ميداند. آنان که روحشان را از هر پليدي و زشتي حفاظت کرده و در دژي مستحکم از همهي آفتها، دور نگه ميدارند، خدا با آنهاست، {أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ} (2) آنان که سرانجام نيکو دارند: {وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ}(3) و در سايه درختان بهشت و نهرهاي جاري متنعماند: {إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَ عُيُونٍ} (4) متّقين در سايه سار نماز، که کاملترين و بهترين ذکر خداست، ميتوانند موجبات نزديکي هر چه بيشتر خود را با خالق يگانه فراهم آورند. بيگمان همهي انسانها فطرتاً به دنبال نوعي کمالاند و هر يک کمال خود را در چيزي ميدانند وليکن اساس تقرّب، نزديکي جستن به خداست. نماز کامل، سبب قرب و منزلت و نزديکي به معبود است؛ زيرا چنان که ثابت و محقّق است انسان به هرچه رو آورد و توجّه کامل به او داشته باشد، به وي نزديک ميشود و بعضي از اوصاف آن چيز در آيينهي دلش هويدا ميشود و از اسرار و خصوصيّات آن اطّلاع مييابد. پس چگونه ممکن است کسي روي دل خود را به سوي معبود کند و از قربش بينصيب شود؟! دربارهي اين که نماز چگونه قربي بين خالق و مخلوق ايجاد ميکند، بايد گفت «قرب» چهار مرتبه دارد؛ قرب زماني، قرب مکاني، قرب معنوي و قرب الهي. قرب زماني، مثل اينکه ميگوييم زمان حضرت رسول اکرم (ص) نزديکتر است از زمان حضرت عيسي به ما. قرب مکاني، مثل اينکه ميگوييم ماه به ما نزديکتر است از خورشيد. قرب معنوي، مثل اينکه ميگوييم عالمان به رسول خدا (ص) از جاهلان نزديکترند. يا آنکه بگوييم فلاني نزديکتر است به پدرش از پسر ديگر او. قرب الهي برتر و بالاتر و دقيقتر است از قرب معنوي. قرب خداوند به تمام موجودات از جهت احاطهي رحمت رحمانيّه و فيض منبسط الهي يکسان است، چنانکه فرمود: {وَ هُوَ مَعَکمْ أَيْنَ ما کنْتُمْ} (5)؛ {هر جا که باشيد او با شماست.} ليکن قرب مخلوقات نسبت به او تفاوت بسياري دارد. قرب و نزديکي هر کسي نسبت به خداوند متعال به قدر کمالات نفساني اوست؛ چون ذات کبريايي، کامل مطلق است و کسي به او نزديکتر است که نسبت به ديگران از حيث کمالات نفساني و روحاني کاملتر شده است با توجّه به آنچه گفته شد، معلوم ميشود که نماز حقيقي و کامل، عملي است که با آن، انسان به قرب معنوي ميرسد و بر اثر مداومت و حضور قلب به خداوند متعال نزديکتر ميشود و مقام و منزلتي خاص در پيشگاه الهي پيدا ميکند. نماز و انبيا: قرآن کريم دربارهي نماز انبيا به تفصيل سخن گفته است. حضرت ابراهيم (ع) به خداوند عرض کرد: {رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي} (6) «پروردگارا من و ذريه مرا در زمره نمازگزاران قرار ده.» خداوند متعال درباره حضرت اسماعيل ميفرمايد: {وَ کانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا} (7) «اسماعيل کسان خود را به نماز و زکات فرمان ميداد و نزد پروردگارش پسنديده بود.» درباره حضرت موسي آمده است: {فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکرِي} (8) «پس مرا به يگانگي بپرست و نماز را براي من اقامه کن.» درباره حضرت شعيب آمده است: {قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُک تَأْمُرُک أَنْ نَتْرُک ما يَعْبُدُ آباؤُنا} (9) «قوم شعيب به او گفتند: آيا اين نماز تو، تو را امر ميکند که دعوي رسالت کني و ما را از بت پرستي منع کني.» دربارهي حضرت زکريا آمده است: {فَنادَتْهُ الْمَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ} (10) «پس زکريا را فرشتگان ندا کردند هنگامي که در محراب عبادت به نماز ايستاده بود.» دربارهي حضرت عيسي آمده است: {وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَيًّا} (11) «پروردگار، مرا به نماز و زکات تا زندهام سفارش فرموده است.» نماز و مؤمنان: نماز و ايمان به غيبت: {الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ} (12) «کساني که به جهان غيبت ايمان دارند و نماز را به پا ميدارند.» نماز از اوصاف ابرار: {وَ لکنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ... وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي} (13) «نيکوکار کسي است که به خداي عالم و... ايمان آورده و نماز به پا دارد و زکات مال را به مستحق برساند.» نماز مصداق کامل ايمان: {وَ ما کانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَکمْ} (14) «خداوند اجر پايداري شما را در راه ايمان تباه نگرداند.(توجه به قبله و نماز)» خشوع در نماز از صفات مؤمنان: {قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ} (15) «به راستي که مؤمنان رستگار شدند، همانان که در نمازشان خاشعاند.» نماز و مؤمنان صالح: {إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ} (16) «همانا کساني که ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و نماز را به پا داشتند نزد پروردگارشان پاداش نيکو خواهند داشت.» اقامه نماز همت مردان مؤمن: {رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ} (17) «پاک مرداني که هيچ کسب و تجارتي آنان را از ياد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند.» مؤمنان و محافظت بر نماز: {وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ} (18) «آنان که به عالم آخرت ايمان آورده و مؤمن به قرآن هستند آنها نماز را محافظت خواهند کرد.» نماز و اطمينان قلبي مؤمنان: {الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ} (19) «آنان که به خدا ايمان آورده و دلهاشان به ياد خدا آرام ميگيرد. بدانيد که تنها با ياد خداست که دلها آرام ميگيرد.» نماز و ولايت: {وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکمْ تُرْحَمُونَ} (20) «نماز را به پا داريد. زکات را بپردازيد و از فرستادهي خدا فرمان ببريد باشد که مورد رحمت او واقع شويد.» {فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاکمْ فَنِعْمَ الْمَوْلي وَ نِعْمَ النَّصِيرُ} (21) «نماز را به پا داريد، زکات را بپردازيد و به خدا متوسل شويد. او دوستدار و سرپرست شماست و او بهترين ياريگر و سرپرست براي شماست.» {وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ}(22) «نماز را به پا ميدارند و زکات را ميدهند و از خدا و فرستادهي او فرمان ميبرند.» نمازگاه فرشتگان: حضرت علي (ع) هنگامي که شنيد مردي دنيا را نکوهش ميکند، ضمن بيان جملاتي شيوا و پرمحتوا در توبيخ او، صفات پسنديدهاي را براي دنيا برشمرد که از جملهيآنها اين است: «إنَّ الدُّنيا... مسجدَ احبَّاءِ الله وَ مُضلّي مَلائِکَةِ اللهِ...»(23) «بهدرستيکه دنيا مسجد محبان خداست و نمازگاه فرشتگان خدا...» دوستان خدا، هميشه، در هر جا و در هر حال که باشند ياد خدا و نعمتهاي او ار با خود دارند و به شکرانهي همهي مواهبي که به آنان عطا شده است، در هر فرصتي که دست دهد و مجالي که پيدا شود، به نماز قامت ميبندند و در پيشگاه عظمت و بزرگواري آن ذات متعال به سجده افتاده و پيشاني بر خاک ميسايند. فرشتگان نيز به پاس اخلاص و محبّتي که اين بندگان صالح به خدا دارند، به آنان اقتدا کرده و به نماز ميايستند. اينان باور دارند که دنيا مزرعهي آخرت است و در اين مزرعه محصولي را کشت ميکنند که هنگام برداشت، جز بهشت جاودان و رضايت و خشنودي خداوند درو نکنند، چرا که {وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکبَرُ} (24) و به اين ترتيب با اينکه اولياي خدا دل در گرو دنيا ندارند، اما علي (ع) از آن جهت که ميتوان در آن، خدا را عبادت کرد، آن را ستوده است
پاسخ : نماز در قرآن آيات الهي نماز در قرآن: اهمّيّت و جايگاه نماز به عنوان وظيفه الهي در آيات متعدد قرآن کريم مطرح شده است. در ابتدا به آيات نماز در سوره بقره پرداخته، سپس به طرح ساير آيات در سورههاي ديگر قرآن با عناوين رابطه نماز و ولايت؛ نماز و مؤمنان؛ نماز و انبياء و مخالفان نماز ميپردازيم. در مجموع 52 آيه از آيات الهي قرآن دربارهي نماز است. {الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ} (25) «کساني که به جهان غيب ايمان آرند نماز را به پا ميدارند و از هرچه روزيشان کرديم، انفاق ميکنند.» {وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکعُوا مَعَ الرَّاکعِينَ} (26) «نماز را به پاي داريد و زکات بدهيد و با خدا پرستان حق را پرستش کنيد.» {وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَي الْخاشِعِينَ} (27) «از خداوند با صبر و نماز ياري بجوييد و صبر و نماز به غير از خاشعان بر ديگران دشوار است.» {وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ} (28) «به زبان خوش با مردم تکلّم کنيد و نماز را به پاي داريد و زکات مال خود را بدهيد.» {وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ} (29) «نماز را به پاي داريد و زکات بدهيد و بدانيد آنچه براي خود پيش ميفرستيد در نزد خدا خواهيد يافت.» {وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ... مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّي... وَ الْعاکفِينَ وَ الرُّکعِ السُّجُودِ} (30) «به يار آر هنگامي که قرار داديم خانه کعبه را محل امن و دستور داده شد که مقام ابراهيم را جايگاه پرستش خدا قرار دهيد و از ابراهيم و فرزندش اسماعيل پيمان گرفتيم که حرم خدا را از هر پليدي پاکيزه داريد براي اينکه اهل ايمان به طواف و اعتکاف حرم بيايند و در آن نماز و طاعت خدا به جاي آرند.» {وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي الزَّکاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا} (31) «[نيکوکار کسي است که]... نماز را به پا دارد و زکات بپردازد و [نيز کساني که] هنگامي که عهد ميبندند به عهدشان وفا ميکنند.» {حافِظُوا عَلَي الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطي وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ} (32) «بر نمازها و نماز ميانه مواظبت کنيد و خاضعانه براي خدا به پا خيزيد.» {إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ} (33) «همانا آنان که اهل ايمان و نيکوکارند و نماز به پا دارند. آنان نزد پروردگارشان پاداش نيکو خواهند داشت و هرگز ترس از [آينده] و اندوه [از گذشته] نخواهند داشت.» {فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْکرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلي جُنُوبِکمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ کانَتْ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ کتاباً مَوْقُوتاً} (34) «پس چون نماز به جاي ميآوريد، خدا را در همه حال ايستاده، نشسته و به پهلو خفته ياد کنيد و هر گاه آسوده خاطر شديد. نماز را به طور کامل بر پا داريد که نماز به وقتهاي معين بر مؤمنان مقرر شده است.» {رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ} (35) «پروردگارا! مرا بر پا دارندهي نماز قرار ده و فرزندان مرا نيز، پروردگارا! دعاي مرا بپذير.» {وَ کانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا} (36) «اسماعيل کسان خود را به نماز و زکات فرمان ميداد و نزد پروردگارش پسنديده بود.» {وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَيًّا} (37) «عيسي گفت که پروردگار مرا به نماز و زکات تا زندهام سفارش کرد.» {اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْک مِنَ الْکتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِ وَ لَذِکرُ اللَّهِ أَکبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ}(38) «آنچه را که از کتاب به تو وحي شده است بخوانو نماز را بر پا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند باز ميدارد و به يقين ياد خدا از هر عبادتي بالاتر است و خدا ميداند چه ميکنيد؟» {قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ} (39) «به راستي که مؤمنان رستگار شدند، همانان که در نمازشان خاشعاند.» {فَنادَتْهُ الْمَلائِکةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ} (40) «پس زکريا را فرشتگان ندا کردند هنگامي که در محراب عبادت به نماز ايستاده بود.» {يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّک وَ اسْجُدِي وَ ارْکعِي مَعَ الرَّاکعِينَ} (41) {اي مريم! فرمان بردار خدا باش و نماز را با اهل طاعت به جاي آر.} {أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ}(42) «طايفهاي از اهل کتاب در دل شب به تلاوت آيات خدا و نماز و طاعت حق مشغول هستند.» {يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاري حَتَّي تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ} (43) «اي کساني که ايمان آوردهايد! در حال مستي به نماز نزديک نشويد تا آن زمان که [از مستي بيرون آييد و] بدانيد چه ميگوييد؟» {الَّذِينَ إِنْ مَکنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ} (44) «مؤمنان کسانياند که اگر در زمين قدرت و مکنت دهيمشان نماز به پا ميدارند و زکات ميدهند.» {رَبَّنا إِنِّي أَسْکنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ} (45) «پروردگارا! من فرزندانم را در سرزميني بي آب و علف ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند.» {إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ}(46) «تنها کساني مساجد خدا را آباد ميکنند که ايمان به خدا و روز قيامت داشته و نماز را به پا ميدارد.» {قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُکي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ} (47) «بگو: در حقيقت نماز من و ساير عبادات من و زندگي و مرگ من، براي خدا، پروردگار جهانيان است.» {فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ} (48) «اما پس از آنان فرزندان ناشايسته است روي کار آمدند که نماز را تباه کردند.» {فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ فَإِخْوانُکمْ فِي الدِّينِ} (49) «اگر توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند برادر ديني شما هستند.» {وَ الَّذِينَ يُمَسِّکونَ بِالْکتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ} (50) «خدا پاداش کساني را که به قرآن چنگ ميزنند و نماز را به پا ميدارند ضايع نميکند.» نامهاي نماز در قرآن: 1- صلوة: {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ... الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ} (51) «مؤمنان فقط کسانياند که نماز را به پا ميدارند.» 2- ايمان: {وَ ما کانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَکمْ}(52) «خدا نماز شما را بدون پاداش نميگذارد.» 3- تسبيح: {فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ} (53) «هنگام شام و صبح و شبانگاه و نيمروز نماز به جا آوريد.» 4- قرآن: {أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوک الشَّمْسِ... وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ} (54) «پس از زوال آفتاب تا هنگام تاريکي شب نماز را به پاي دار و... و نماز صبح را بجاي آور.» 5- حَسَنَةَ: {وَ اَقِمِ الصَّلوة... إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ} (55) 6- رکوع: {وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ... وَ ارْکعُوا مَعَ الرَّاکعِينَ} (56) «نماز را به پا داريد... و با نمازکنندگان، نماز به جاي آوريد.» 7- قُنُوت: {يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّک وَ اسْجُدِي وَ ارْکعِي مَعَ الرَّاکعِينَ} (57) «اي مريم! براي پروردگار خود به نماز بايست.»
پاسخ : نماز در قرآن [FONT=&]8- قيام و سجده: {لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْکتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ} (58) «ولي همهي آنان يکسان نيستند. از ميان اهل کتاب، گروهي هستند که قيام ميکنند (نماز به پا ميدارند) و در دل شب آيات الهي را در حال سجده ميخوانند.» [FONT=&]9- استغفار::{وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ... وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ} (59) «خداوند به امور بندگان خود بيناست. همان کساني که ميگويند: پروردگارا! ما ايمان آورديم... اينان شکيبايان، راستگويان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و آمرزش خواهان در سحرگاهانند.» [FONT=&]10- ذِکر: {حافِظُوا عَلَي الصَّلَواتِ... فَإِذا أَمِنْتُمْ فَاذْکرُوا اللَّهَ}(60) «بر نمازها و نماز ميانه مواظبت کنيد... پس اگر بيم داشتيد، پياده يا سواره نماز کنيد و چون ايمن شديد، خدا را ياد کنيد.»[/FONT] [FONT=&]11- امانت: {إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ...} (61) «ما امانت خود را بر آسمانها و زمين و کوهها عرضه کرديم، از برداشتن آن سرباز زدند و از آن ترسيدند و انسان، آن را برداشت...»[/FONT] [FONT=&]مخالفان نماز:[/FONT] [FONT=&]ترک کنندگان نماز:[/FONT] [FONT=&]{فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّي} (62) «او هرگز ايمان نياورد و هرگز نماز نخواند.»[/FONT] [FONT=&]سهلانگاران در نماز:[/FONT] [FONT=&]{فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ} (63) «پس واي بر نمازگزاراني که در نماز خود سهلانگاري ميکنند!»[/FONT] [FONT=&]ضايع کنندگان نماز:[/FONT] [FONT=&]{فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ} (64) «پس از آنان جانشيناني آمدند که نماز را تباه کردند و به دنبال شهوات رفتند.»[/FONT] [FONT=&]{وَ إِذا قامُوا إِلَي الصَّلاةِ قامُوا کسالي} (65) «منافقان هنگامي که به نماز بر ميخيزند با کسالت بر ميخيزند و در برابر مردم ريا ميکنند.»[/FONT] [FONT=&]نماز بر پايهي يقين ولايت:[/FONT] [FONT=&]«[وَ سَمِعَ رَجلاً منَ الحَروريَّة يُتَهجّدُ و يَقرَأُ فقال:] نَومٌ علي يقينِ خيرٌ من صلوةِ في شک.»(66) «حضرت علي (ع) [صداي يکي از خوارج را شنيد که نماز شب ميخواند و قرآن تلاوت ميکرد، فرمود:] خواب توأم با يقين بهتر از نماز با شک است.»[/FONT] [FONT=&]نمازي که برپا داشتن آن سفارش شده، از نمازگزاراني مورد انتظار است که دلهايشان سرشار از ياد خدا و عشق به او باشد و هيچ چيز نتواند در آن خلَلي وارد کند.[/FONT][/FONT][/FONT]
پاسخ : نماز در قرآن [FONT=&]حضرت علي (ع) دربارهي يقين فرمودهاند: [FONT=&]«يُستَدلُّ عَلَي اليقين بِقصر الأملِ وَ اِخلاصِ العَمَل و الزُّهدِ في الدُّنيا.»(67) «آنچه بر يقين دلالت ميکند کوتاهي آرزو؛ خالص گردانيدن عمل و بي رغبتي به دنيا است.» برپا داشتن نماز از کساني پسنديده است که به يگانگي خدا و روز جزا ايمان دارند و از آرزوهاي دور و دراز دنيوي چشم پوشيده و اعمالشان را براي خدا خالص کردهاند و هيچ سختي و عملي نتواند در نيّات پاکشان خللي وارد کند؛ وگرنه کساني که در عدالت مجسّم و حقانيّت برگزيدهي خدا و رسول هم شک کرده و ميکنند بهتر است که به همراه خواب روح و قلبشان، چشمانشان را نيز به خاک بسپارند. [FONT=&]نماز هر چند که يک سلسله اعمال است که انسان موظّف است آنها را به جا آورد و ترتيب و موالات را رعايت کند و چيزي کم يا زياد نکند وليکن جان نماز ايمان و يقيني است که در دل انسان با ايمان قرار دارد و او را به انجام اين اعمال وا ميدارد و يقين و اطميناني که در حرکات و سکنات نمازگزار متجلّي ميگردد، به اين عبادت شکل و معني ميدهد. به عبارت ديگر، نماز توام با شناخت، درک، شعور و فهم، داراي ارزش است و بدون آن کالبد بي روحي است که بهائي ندارد. همين است که گفته ميشود اگر انسان شب بخوابد و نماز شب نخواند اما دلش آکنده از يقين و شناخت و معرفت باشد، بهتر از کسي است که شب تا سحر بيدار بماند و نماز بخواند ليکن فهم و شعور و شناخت و آگاهي نداشته باشد و فردي متحجّر و بيمعرفت باشد همچون خوارج.[/FONT][/FONT][/FONT]
پاسخ : نماز در قرآن [FONT=&]حضرت براي خوارج روشن فرمود که اينان که امام خود را نشناخته و در يکي از ارکان دين ترديد دارند، نماز شب و قرآن خواندنشان بينتيجه است. [FONT=&]اگر نماز با معرفت و يقين باشد، به اقتضاي درجهي معرفت و يقين، نمازگزار حلاوت و شيريني نماز را درک ميکند و تحت هيچ شرايطي دست از عشقبازي با آن نميکشد، اگرچه بدنش آماج تير شود. لازم به ذکر است که از ابتداي سخن اميرالمؤمنين، حضرت علي (ع) معلوم ميشود که منظور از «نماز با شک» نماز استحبابي و نماز شب است؛ زيرا نماز واجب در هيچ حالتي ساقط نميشود، مگر اينکه بگوييم امام (ع) درصدد بيان اين مطلب است که نماز بدون ولايت نماز نيست، نه اينکه اصلاً نماز نخواند. [FONT=&]قدرشناسان نماز:[/FONT] [FONT=&]«وَ قَد عَرَف حَقَّها رجالٌ مِنَ المؤمنينَ الّذين لا تَشغَلُهُم عَنها زينةُ متاعٍ. وَ قُرَّةَ عَينٍ مِن وَلَدٍ و لا مالِ»(68) يقُول اللهُ سُبحانَهُ {رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّکاةِ} (69) «قدر و اهميّت نماز را مرداني از مؤمنان ميدانند که زينت کالاي دنيا و فرزند و مالي که نور چشم انسان است آنها را به خود مشغول نميدارد.» چنانکه خداوند سبحان ميفرمايد:«مرداني هستند که تجارت و داد و ستد دنيا، آنها را از ياد خدا و اقامهي نماز و پرداخت زکات باز نميدارد.»[/FONT] [FONT=&]بسياري از مردم براي به دست آوردن مال دنيا و حتّي رسيدگي بيش از حد به فرزندان و خانواده، نمازهاي واجب خود را سست ميخوانند و چه بسا نمازشان را تعطيل ميکنند. اينگونه افراد فکر ميکنند که با اعمال اين روشها ميتوانند بر مال خود بيفزايند؛ غافل از اينکه رزق و روزي به دست تواناي خداست، و حرص زدن و جان کندن نه تنها چيزي به آن مقدار نميافزايد، بلکه ممکن است چيزي هم بکاهد.[/FONT][/FONT][/FONT]
پاسخ : نماز در قرآن [FONT=&]اميرالمؤمنين علي (ع) در اينباره فرمود: [FONT=&]«لا يَتوکُ النّاسُ شيناً مِن امرِ دينِهم لِاستِصلاحِ دُنياهُم إلا فَتَح اللهُ عَليهِم ما هُوَ أضَرُّ مِنهُ.»(70) «مردم چيزي از کار دينشان [چون نماز] را براي به دست آوردن سود دنيا از دست نميدهند، مگر آنکه خدا به روي آنها چيزي را ميگشايد که زيانش بيشتر است از آن سودي که به دست آوردهاند.» [FONT=&]امام علي (ع) آن کسي که از همه چيز دنيا به يک لباس ساده و کفش وصلهدار و نان جوين و نمک قناعت کرده بود، به خلاف انسانهاي دنياطلب و مالپرست، مؤمنان را انسانهاي پاک و ذاکري معرّفي ميکند که حتّي فرزند هم که نور چشم او در دنياست، وي را از نماز باز نميدارد، و در واقع به فرستادهي خدا تمسّک کرده و نور چشم خويش را نماز ميداند. از اينرو، کلام علي (ع) اشاره دارد به قول پيامبر (ص) که فرمود:«قُرَّةَ عيني فِي الصَّلوة»«روشنايي چشم من در نماز است.»[/FONT] [FONT=&]امام حسين (ع) در شب عاشورا به برادرش عبّاس فرمود:«اگر بتواني امروز اينان را از جنگ منصرف کني، اين کار را بکن. شايد امشب را در پيشگاه الهي به نماز بايستم.»[/FONT] [FONT=&]«فَإنَّهُ يَعلَمُ أنّي اُحِبُّ الصَّلوةَ لَهُ و تلاوةَ کِتابِهِ»(71) «زيرا خدا ميداند که من نماز خواندن و قرآن تلاوت کردن براي او را دوست ميدارم.»[/FONT] [FONT=&]نماز و عبادت احرار:[/FONT] [FONT=&]«إنَّ قَوماً عَبَدوا اللهَ رَغبةٌ فَتِلکَ عِبادَةٌ التُّجارِ، وَإنَّ قَوماً عَبَدوا اللهَ رَهبَةٌ فَتِلکَ عِبادَةُ العبيد وَإنَّ قَوماً عَبَدوا اللهَ شکراً فَتِلکَ عِبادَةالأحرار.»(72) «گروهي خدا را به انگيزهي ثواب و پاداش ميپرستند، اين عبادت تاجران و بازرگانان است؛ و گروهي خدا را از روي ترس ميپرستند، اين عبادت غلامان و برده صفتان است؛ و گروهي خدا را از روي سپاسگزاري ميپرستند، اين عبادت آزادگان است.»[/FONT] [FONT=&]حقيقت عبادت، تعظيم و طاعت خدا و چشمپوشي از غير اوست و پيشتر گفته شد که برجستهترين مظهر عبادت، «نماز» است. از اينرو، اين تقسيم مراتب، به واقع بيان مراتب و مدارج نماز و نمازگزاران است.[/FONT] [FONT=&]خداوند متعال بندگان گوناگوني دارد که هر يک از آنها ذات اقدسش را در حد توان فکري خويش عبادت ميکنند و به درگاهش نماز ميگزارند و خداوند نيز از اين بندگان به مقدار ارزش عبادتشان قدرداني ميکند. هر مقدار که شناخت و معرفت عبادت کننده و نمازگزار بيشتر و بالاتر باشد، پاداش بهتر و مقامي والاتر نزد خدا دارا خواهد بود. از اينرو، رهبران ديني به درگاه ربوبي، ناله و عرض نياز ميکردند و بسيار نماز ميخواندند.[/FONT][/FONT][/FONT]
پاسخ : نماز در قرآن [FONT=&]ابن ابي الحديد در مقدّمهي شرح نهجالبلاغهاش ميگويد:«عبادت علي (ع) بيشتر از عبادت همه کس بود؛ زيرا او بيشتر روزها روزهدار بود و تمام شبها مشغول نماز. حتي هنگام جنگ نيز نمازش ترک نميشد. او عالمي بود با عمل که نوافل و ادعيه و تهجّد را به مردم آموخت. از اينرو در مقام عمل به پيشگاه خداي تعالي عرض ميکند:«خدايا من تو را به طمع بهشت و يا از ترس جهنّم عبادت نميکنم، بلکه تو را بدان جهت ميپرستم که شايستهي پرستش يافتم.» [FONT=&]آري، هر کس در حقيقت به قدر معرفت و تلاش خود از لذّت نماز بهرهمند ميشود. عدّهاي «نماز تاجرانه» ميخوانند؛ يعني ميخواهند با خدا تجارت کنند، چيزي بدهند و چيز بيشتري بگيرند. عدّهاي «نماز غلامانه» ميخوانند، مثل عمل غلامان و بردگان است که در زير شلّاق اربابها قرار ميگيرند، در حالي که به آنها تکليف ميکنند و آنان از ترس اينکه اگر تکليف را انجام ندهند شلّاق ميخورند، تکليف را انجام ميدهند. اما بعضي «نماز سپاسگزارانه و آزادانه» ميخوانند؛ يعني خدا را فقط براي خودش و به اين دليل که دوست دارند، از روي عشق و علاقه به ذات مقدّسش پرستش ميکنند. پس از توضيح ذکر شده معلوم ميشود که برترين و عاليترين عبادت، عبادت آزادگان و نماز از روي سپاسگزاري است. چنانکه اميرالمؤمنين علي (ع) ميفرمايد: [FONT=&]«لَولَم يَتوعَدِ الله عَلي معصيَتِهِ لَکانَ يَجِبُ اَلا يُعصي شکراً لِنِعمِهِ»(73) «به فرض که خداوند کيفري براي نافرماني معيّن نکرده بود، باز سپاسگزاري ايجاب ميکرد که از فرمانش تمرّد نشود.»[/FONT] [FONT=&]نماز، بزرگترين روزنهي اميد:[/FONT] [FONT=&]نقل شده است که روزي علي (ع) رو به مردم کرد و فرمود:«به نظر شما اميدبخشترين آيهي قرآن کدام آيه است؟»[/FONT] [FONT=&]بعضي گفتند: آيهي {إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَک بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِک لِمَنْ يَشاءُ} (74) «خداوند هرگز شرک را نميبخشد و پايينتر از آن را براي هر کس که بخواهد ميبخشد.»[/FONT] [FONT=&]امام علي (ع) فرمودند «خوب است، ولي آنچه من ميخواهم اين نيست.»[/FONT] [FONT=&]بعضي گفتند: آيهي {وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً} (75) «هر کس عمل زشتي انجام دهد يا بر خويشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را غفور و رحيم خواهد يافت.»[/FONT] [FONT=&]امام فرمود:«خوب است ولي آنچه ميخواهم اين نيست.»[/FONT] [FONT=&]بعضي ديگر گفتند: آيهي {قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلي أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ} (76) «اي بندگان من که بر خويشتن اسراف کردهايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد.»[/FONT] [FONT=&]امام فرمود: خوب است امّا آنچه من ميخواهم اين نيست.[/FONT] [FONT=&]بعضي ديگر گفتند: آيهي {وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ} (77) «پرهيزکاران کساني هستند که هنگامي که کار زشتي انجام ميدهند يا به خود ستم ميکنند به ياد خدا ميافتند و از گناهان خويش آمرزش ميطلبند و چه کسي است جز خدا که گناهان را بيامرزد.»[/FONT] [FONT=&]باز امام فرمود: خوب است ولي آنچه ميخواهم اين نيست.[/FONT] [FONT=&]در اين هنگام مردم از هر طرف به سوي امام متوجّه شدند و همهمه کردند، امام فرمود: اي مسلمانان چه خبر است؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آيهي ديگري در اين زمينه سراغ نداريم، امام فرمود: از حبيب خود رسول خدا شنيدم که فرمود: اميد بخشترين آيهي قرآن اين است:[/FONT] [FONT=&]{وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِک ذِکري لِلذَّاکرِينَ} (78) «نماز را در دو طرف روز به پا داريد و نيز در ساعت اوايل شب، که البته خوبيها، بديها را از بين ميبرد. که اين يادآوري است براي اهل ذکر.»[/FONT][/FONT][/FONT]
پاسخ : نماز در قرآن [FONT=&]چه اميدي از اين بيشتر که انسان بداند هرگاه پاي او بلغزد و يا هوا و هوس بر او چيره شود و بدون اينکه عمد و اصراري داشته باشد، پايش به گناه کشيده شود، هنگامي که وقت نماز فرا رسيد، وضو بگيرد و در پيشگاه حضرت الوهيّت به راز و نياز برخيزد و احساس شرمساري که از لوازم بنيادي توجّه به خداست، نسبت به اعمال گذشته به او دست دهد، گناه او بخشوده ميشود و تاريکي از قلب او رخت بر ميبندد. آري! گناه و انحراف، دل را تيره و بصيرت باطن را ضعيف ميسازد و پردههاي غفلت و بيخبري بر جان سايه ميافکنند و نماز که ياد خدا و احياي فطرت الهي است، نور و روشني ميآورد و با امواج معنوي تطهيرکنندهي خود آثار گذشته را ميزدايد و محو ميکند. [FONT=&]اهميّت نماز اول وقت: [FONT=&]«صَلِّ الصَّلوةَ لوَقتِها المُوَقَّت لها وَ لا تُعَجِّلُ وَقتها لِفراغِ و لا تُوخَّرها عَن وَقتها لإشتغالِ»(79) «نماز را در وقت معيّن آن بخوان و براي اينکه بعداً راحت باشي، پيش از وقت [فضيلت] آنرا به جا نياور و به بهانهي کار داشتن، آنرا به تأخير مينداز.»[/FONT] [FONT=&]از آنجايي که نمازهاي يوميّه بلکه تمامي فرايض الهي، اوقات معيّن و مشخّصي دارند، نمازگزار با رعايت اوقات نماز آرام، آرام با انضباط و وقتشناس ميشود. نماز «تمرين وقتشناسي» است؛ چه اينکه واجبات دلخواهي نيست که هر وقت و بيوقت انجام شود، بلکه بايد سر موعد مقرّر صورت گيرد، نه زودتر و نه ديرتر. انسان نمازگزار بايد نمازش را در اوقات معين بخواند تا اگر هم نواقصي دارد، خداوند با نماز نيکانش قبول کند.[/FONT] [FONT=&]استاد شهيد مطهّري در اين باره نوشته است: مسئلهي مهمّ ديگري که در باب نماز مورد توجّه واقع شده، دقّت زياد نسبت به مسئلهي وقت است، به طوري که دقيقاً روي دقيقه و ثانيهي آن حساب ميشود.(80) مسائل تربيتي بايد تحت انضباط و شرايط معيّن قرار گيرد تا عدّهاي آن را به فراموشي نسپارند و بهانهاي براي ترک آن نداشته باشند و به خصوص اينکه انجام عبادات مثل نماز اگر به صورت دسته جمعي و در وقت معين خود باشد، داراي شکوه، تأثير و عظمت خاصّي است که قابل انکار نيست و در حقيقت، کلاس بزرگ انسانسازي است.[/FONT] [FONT=&]دربارهي فضيلت خواندن نماز در وقت آن و عقوبت تأخير انداختن در اداي آن، روايات بسياري وارد شده است، به عنوان نمونه، نوشتهاند که حضرت امام رضا (ع) براي استقبال از عدهاي از اقوام خود، از خانه و شهر خارج شد. در بين راه وقت نماز شد. حضرت به کناري رفت و ايستاد وبه يکي از همراهان خود فرمود:«اذان بگو تا نماز بخوانيم!»[/FONT][/FONT][/FONT]
پاسخ : نماز در قرآن [FONT=&]عرض کرد: ما در انتظار ميهمانان خود هستيم و نماز را بعد خواهيم خواند. حضرت فرمود:«خدايت بيامرزد! هيچگاه بدون عذر، نمازت را از اوّل وقت به تأخير مينداز و هميشه نماز را در اوّل وقت آن به جاي آور! سپس به نماز ايستادند.»(81) [FONT=&]امام علي (ع) درباره اوقات شرعي نمازها به يکي از حاکمان شهرها نوشت: [FONT=&]«أمّا بَعدُ فصلوا بالنّاس الظّهر حتّي تفيءَ الشّمس مربِضِ العَنز؛ وَ صلوا بِهِم العَصرَ وَ الشّمس بَيضاءَ حَيَّةٌ في عُضوٍ مِنَ النّهار حين يُسارُ فيها فَرسَخانِ وَ صلّوا بِهِمُ المَغرِبَ حينَ يُفطَرُ الصائمُ و يَدفَعُ الخاجٌ إلي مِني و صلوا بِهِم العشأءَ حينُ يتواري الشَّفَقُ إلي ثُلث اللّيلِ وَ صَلُّوا بِهِمُ الغداة وَ الرجُلُ يَعرفُ وَجه صاحبه.»(82)[/FONT] [FONT=&]«نماز ظهر را به جماعت هنگامي به پا داريد که سايهي آفتاب به اندازهي ديوار خوابگاه بزي برگردد و نماز عصر را با آنان هنگامي بخوانيد که خورشيد در پارهاي از روز روشن و درخشان است و ميتوان تا هنگام مغرب پياده دو فرسخ راه پيمود و نماز مغرب را با آنان هنگامي به جا آوريد که روزهدار افطار ميکند و حاجي به مني روانه ميشود و نماز عشا را با آنها زماني بخوانيد که ثلثي از شب گذشته و سرخي پنهان ميگردد و نماز صبح را با آنها هنگامي به پا داريد که شخص، چهرهي رفيق و همراه خود را بشناسد.»[/FONT] [FONT=&]طبق سخن اميرالمؤمنين علي (ع) نماز در رأس همهي امور قرار دارد، هر چند که آن امور هم رتق و فتق کارها و اصلاح امور مردم و رسيدگي به مشکلات آنان که از اهمّ امور و موجب رضا و خشنودي خداست، باشد به عنوان نمونه، ميتوان دو نوع از برنامهريزيها و عملکردهاي مولا علي (ع) را در اين باره به نامهاي:«نماز امانتي بزرگ» و «بخشنامه براي نماز اوّل وقت» نام برد.[/FONT][/FONT][/FONT]
پاسخ : نماز در قرآن [FONT=&]بخشنامه براي نماز اول وقت: [FONT=&]امم علي (ع) پس از آنکه محمّد بن ابي بکر را براي فرمانداري مصر انتخاب کرد، دستورالعملي براي نماز اول وقت به او نوشت: [FONT=&]«صَلَّ الصَّلوةَ لِوَقتِها، المُوقّت لها و... واعلَم أنَّ کُلَ شيءٍ مِن عملک تبع لِصَلاتِک.»[/FONT] [FONT=&]«نماز را در وقت اختصاصي خودش بخوان (اوّل وقت) و چون که بيکار شدهاي و براي اينکه بعدا راحت باشي آن را از وقت (فضيلت) خود جلوتر نينداز. در انجام نماز شتاب نکن، يا چون به کاري مشغول هستي آن را تأخير مينداز و بدان که تمام اعمال تو در گرو قبولي نماز توست.»(83)[/FONT] [FONT=&]امام علي (ع) در نامهي 52 نهجالبلاغه نيز براي همهي استانداران و فرمانداران جهت تعيين اوقات نماز بخشنامه فرستاد.[/FONT] [FONT=&]از امام علي (ع) در مورد اهمّيّت نماز اوّل وقت و برکتهاي آن احاديث بسياري ذکر شده است. براي نمونه حضرت از پيامبر اکرم (ص) نقل کرد:«بندهاي نيست که به اوقات نماز و طلوع و غروب خورشيد اهمّيّتي بدهد مگر اينکه من ضامن ميشوم براي او راحتي هنگام مرگ و بر طرف شدن غم و اندوه و نجات از آتش دوزخ را.»[/FONT] [FONT=&]متابعت ساير اعمال از نماز:[/FONT] [FONT=&]هنگامي که حضرت علي (ع) محمّدبن ابي بکر را به حکومت مصر منصوب کرد، ضمن نامهاي، سفارشهاي زيادي به او فرمود که قسمتي از آن چنين است:«... وَ لا تَسخِط اللهَ بِرِضي احدٍ مِن خَلقِهِ، فَإنَّ فِي الله خلَفا مِن غَيره وَ لَيس مِن الله خَلَفَ في غَيرهِ ضلّ الصَّلوةَ لِوَقتِها المُوقَّت لَها وَ لا تَعجل وقتها لِفراغٍ و لا تؤخزها عَن إشتغالٍ واعلَم أنَّ کُلَّ شيءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعَ لِصَلاتکَ...»(84) «... هرگز خداوند را براي رضايت احدي از مخلوقش به خشم نياور؛ چرا که خداوند جاي همه کس را ميگيرد و کسي نميتواند جاي خداوند را بگيرد. نماز را در اوقات خودش به جاي آر، نه آنکه به هنگام بيکاري در انجامش تعجيل کني و به هنگام اشتغال به کار آن را به تأخير اندازي و بدان که تمام اعمالت تابع نمازت خواهند بود...»[/FONT] [FONT=&]نماز کاملترين حلقهي پيوند انسان با خداوند است. بايد مواظب بود که اشتغال به کارهاي دنيا و يا کسب رضايت خلق، انسان را از آن غافل نکند و در برقراري آن سستي به خرج ندهد. خشم و محبّت انسانها، همچون خودشان فاني است، امّا خشم خداوند، چون خودش جاوداني است. پس ميبايد مواظب بود تا آن را براي خود نخريم.[/FONT][/FONT][/FONT]