عليرضا حقيقي را ميتوان جوانترين دروازهبان دهه هشتاد پرسپوليس دانست. عليرضا 11 ساله بود که فوتبال را از نونهالان پرسپوليس آغاز کرد. پدرش را اولين مربي خود در فوتبال ميداند و معتقد است تمرينات دوران کودکي او را سريعتر به سمت هدفش سوق داده است.بعد از نونهالان به نوجوانان رفت و بعد هم مستقيما راهي تيم بزرگسالان پرسپوليس شد. شايد وقتي در ابتداي حضور در پرسپوليس عليرضا حقيقي به عنوان دروازهبان در فهرست پرسپوليس قرار گرفت، کمتر کسي فکر ميکرد حقيقي به مرد شماره يک اين پست تبديل شود. او اولين دروازهبان پرسپوليس بود که به اروپا ترانسفر شد و بعد هم در حاليکه کمتر کسي فکرش را ميکرد، به عنوان دروازهبان اول تيم ملي در جامجهاني 2014 برزيل بازي کرد. حقيقي با ارائه بازيهاي خوب و قابل قبول توانست نمره قبولي بگيرد. هر چند در ديدار با بوسني سه گل دريافت کرد اما روي هيچکدام از آنها مقصر نبود. حالا بايد منتظر آيندهاي جديد براي اين دروازهبان جوان باشيم. فرصتي کوتاه دست داد تا با عليرضا و پدرش به گفتوگو بنشينيم. عشق گلري متولد 12 ارديبهشت ماه 1367 در تهران هستم يک خواهر بزرگتر از خودم دارم. پدرم شغل آزاد دارد و مادرم نيز خانهدار، پدرم هم متولد تهران هستند ولي اصليت ما به ترکهاي زنجان برميگردد. از کودکي عشق فوتبال و دروازهباني داشتم براي همين بيشتر اوقاتم به فوتبال ميگذشت تا اين که تصميم گرفتم به طور رسمي و حرفهاي وارد دنياي فوتبال شوم براي همين کارم را از تيمهاي پايه شروع کردم. مليپوش شدن آرزوي همه فوتباليها به نظر من، هر فوتباليستي که حتي در کوچه بازي ميکند، آرزو دارد روزي پيراهن تيم ملي کشورش را بپوشد. من هم يکي از اهداف بزرگم رسيدن به تيمملي بود. خدا را شکر به دور از حاشيه و به دور از هر سر و صدايي تمريناتم را ادامه دادم و در حالي که همه مرا فراموش کرده بودند با کمک خدا توانستم در هر سه بازي تيم ملي در جامجهاني سنگربان تيمملي باشم. به استقلال نميروم عليرضا ميگويد: من پرورش يافته باشگاه پرسپوليس هستم و در هيچ تيمي غير از پرسپوليس بازي نکردم. تمام رده هاي سني را در اين باشگاه گذراندم تا به تيم بزرگسالان رسيدم. کارم را از نونهالان پرسپوليس شروع کردم تا به نوجوانان پرسپوليس رسيدم و من براي پرسپوليس خيلي صبر کردم. آن زمان که من به پرسپوليس پيوستم دروازهبانهاي بزرگي در اين تيم بودند. داود فنايي، مهدي واعظي، فرشيد کريمي، حسن رودباريان و... که همگي سابقه دروازهباني تيم ملي را داشتند. با وجود چنين دروازهبانهاي بزرگي من هيچ وقت نااميد نشدم و براي رسيدن به هدفم تلاش کردم. نيمکتنشين بودم ولي اينقدر تلاش کردم تا بتوانم اعتماد مربيانم را جلب کنم. حالا هم بعد از جامجهاني حرف از رفتن به استقلال مطرح شده که ضمن احترام به همه هواداران استقلال و آقاي قلعهنوعي بايد بگويم که من فرزند پرسپوليس هستم و در ايران به جز اين تيم براي تيم ديگري بازي نخواهم کرد. عليرضا نان قلبش را ميخورد آقا مسعود پدر عليرضا حقيقي ميگويد: «عليرضا متعلق به باشگاه پرسپوليس است و هميشه خودش را مديون اين تيم ميداند. وقتي پسرم به روبين کازان رفت، آقاي دايي و رويانيان به او اعلام نياز کردند و قرار شد عليرضا براي کمک به پرسپوليس به ايران باز گردد. عليرضا به ايران آمد ولي فرصتي براي بازي پيدا نکرد و براي همين به ليگ پرتغال رفت. در آنجا کارش را بيسروصدا انجام داد و توانست نظر مساعد کيروش را جلب کند و خدا را شکر به عنوان دروازهبان اول ايران در جامجهاني بازي کرد. البته من مطمئن بودم که پسرم گلر اول تيم ملي خواهد بود و به تواناييهايش اعتقاد داشتم.» بايد آرزوهاي بزرگ داشت اگر هدفم رسيدن به سطح اول فوتبال دنيا نبود، اينقدر زود فوتبال را شروع نميکردم. به نظر من غيرممکن وجود ندارد. آدم بايد هميشه فکر بزرگ و آرزوي بزرگ داشته باشد. به فوتبال انگليس، ايتاليا و اسپانيا و در کل کشورهاي صاحب سبک در فوتبال که ليگهاي خوبي دارند علاقهمندم و دوست دارم اگر فرصت شد، بتوانم در يکي از اين ليگها به فوتبالم ادامه بدهم. دامادي عليرضا آرزوي من! بعد از بازيهاي تيم ملي پيشنهادات زيادي براي عليرضا آمد و از جمله بازي در هاليوود و حضور در تيزرهاي تبليغاتي، ولي پسرم ميخواهد تمرکزش فقط روي فوتبالش باشد. همين حالا هم از ليگهاي معتبر اروپايي پيشنهادات چشمگير دارد و انشاءاله در فرصتي مناسب بهترين تصميم را براي آيندهاش خواهد گرفت.من و مادرش براي عليرضا آرزوهاي زيادي داريم و دلمان ميخواهد هر چه زودتر او را در ليگهاي معتبر اروپايي ببينيم و شاهد موفقيتهايش باشيم. راستش را بخواهيد دوست داريم هر چه زودتر پسرمان را داماد کنيم و نوهمان را در آغوش بگيريم. البته همه چيز به خود عليرضا بستگي دارد و ما هم مثل هميشه حمايتش ميکنيم. آن گل لعنتي! عليرضا توانست اولين دروازهبان ايران باشد که يک بازي بدون گل خورده را در جامجهاني تجربه کند. او در بازي با نيجريه فوقالعاده بود و مقابل آرژانتين هم توپهاي بازيکنان بزرگ جهان را دفع ميکرد. آن بازي تنها چند دقيقه کم آورديم و همه ديديد که روي گل مسي عليرضا خيلي تلاش کرد ولي مسي روي نبوغش توانست به ايران گل بزند.