1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

چشم تو

شروع موضوع توسط Αli язza ‏31/7/14 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    از حالت پاییزی لبخند تو پیداست

    تقویم من امسال پر از روز مباداست

    عاشق شده ام مثل غروبی که بداند

    خودسوزی خورشید فروپاشی دنیاست

    قلبم به زبان تو اگر ترجمه میشد

    چشمان تو از من غزلی تازه نمی خواست

    قانون جهان را تو بهم ریخته ای که

    هر گوشه دنیا بروم سایه ات آنجاست

    هر چند که خوابیده ام از کوچه گذر کن

    تنهایی از پنجره در حال تماشاست

    در طالع من قحطی شب های بلند است

    در چشم تو اما همه شبها شب یلداست
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5/4/14
    ارسال ها:
    484
    تشکر شده:
    1,500
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    منتظر آقا
    از دست چشم های تو باید چکار کرد
    باید شکار بود نباید شکار کرد....؟
     
    سایه و yasamann از این پست تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    چشم‌هایت را می بوسم

    می دانم

    هیچ کس

    هیچ گاه

    در هیچ لحظه ای از آفرینش

    آنچه را که من

    در گرگ و میش نگاه تو دیدم

    نخواهد دید

    چشم هایت را می بوسم

    و زیر بارانی از واژه های تکراری

    تازه می شوم


    بعدها

    کسی دفتر شعرم را پاره می کند

    نام تو

    همه جغرافیای رنج مرا طی می کند

    و تو جاودانه می شوی


    بیهوده در انتظار منشین

    هرگز برای رفتنت

    مرثیه نخواهم گفت...


    "نیلوفر لاری پور"
     
    yasamann و OnlineBoy از این پست تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    آسمان چشمهای تو بود
    پنجره را باز کردی
    و من
    پَرپَر زدم
    برای دوست داشتنت
    پرنده باید بود...

    "سید محمد مرکبیان"
     
    yasamann و OnlineBoy از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    تو نمی دانی که
    چه تماشا دارد
    افق پرت ترین نقطه ی این پهنه ی خاک
    چشم تو می لغزد
    می رود تا ته آب
    می رود تا به نهایت برسد
    در همان جا که افق می خندد
    و فلک دست به تقدیر سپارد باز هم
    تو که مبهوت شوی
    آسمان سرخ شود
    آنقَدَر سرخ شود تا که جهان رنگ بگیرد از آن
    چون پر پرواز آن کبوتر هایی
    که پر از پیغام سبز آزادگیند
    می شود سرخ تر ازآن دل پر خون بشر
    که دگر ناله ی خشمش به دهان خشکیدست
    می توانی باز هم
    نرمی ثانیه را لمس کنی
    تلخی خاطره های دور و رفته
    سردی فاصله را حذف کنی
    لحظه ای بنشینی
    شب فرا می رسد از شرق به غرب
    اندکی صبر کن اکنون مهتاب
    بر می آید از ماه
    و نگاهت را پرواز دهد تا دل شب
    تا طلوع فردا
    آسمان زیباست
    زندگی زیباتر
    و درآن نقطه ای از اوج که باز
    چشم ها می لغزند به نهایت برسند
    تو نمی دانی که
    چه تماشا دارد
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    نه زمین شناسم

    نه آسمان پرداز

    گرفتارم

    گرفتار چشم های تو

    یک نگاه به زمین

    یک نگاه به زمان

    زندگی من از همین گرفتاری

    شروع می شود ...

    "عباس معروفی"​
     
    OnlineBoy، *Mitra* و AmiR.TNT از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    چشمانت کارناوال آتش بازیست!
    یک روز در هر سال برای تماشایش می روم
    و باقی روزهایم را وقف خاموش کردن آتشی می کنم
    که زیر پوستم شعله می کشد!
     
    OnlineBoy و *Mitra* از این پست تشکر کرده اند.
  8. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    اذان گریه بلند است... از مناره ی چشم

    به روزه دار سکوتت بگو که افطار است...

    "مسیح مسیحا"
     
    OnlineBoy، *Mitra* و shirin 333 از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    چشمان تو سلام بهاری ست در خشکسالی بیداد
    که یارای دشنه گرفتن نیست
    اما آواز تو گلوله ی آغاز که بال گشودست به جانب دیوار
    دیوارها اگر که دود نگشتند
    آواز پاک تو
    رود بزرگ میهن این رود،
    در لوت می دمد تا در سرتاسر این جزیره ی خونین
    سروها و سپیدار
    سایه سار تو باشد.


    "خسرو گلسرخی"
     
    OnlineBoy و *Mitra* از این پست تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دمــوکراسی بین منو تـــو این است که
    همیــشه و در هــمه چیز
    حــق با چشــم های توست!

    "کاظم خوشخو"​
     
    OnlineBoy و *Mitra* از این پست تشکر کرده اند.