شيوه فراگيري يك فرهنگ در سازمان كار كنا ن شركت آبي ام داستاني را نقل مي كننند. يك روز توماس واتسون مرد قدرتمند و رئيس هيات مديره شركت آي بي ام مي خواست وارد يكي از بخشهاي شركت شود.. سر نگهبان اين بخش يك خانم 22 ساله بود.. اين خانم 22 ساله مانع از ورود توماس ميشه. زيرا هر كسي كه ميخواست به آن مكان وارد شود بايد بازوبند نارنجي داشته باشد . اما اين ريس قدرتمند بازوبند آبي داشت . اين نگهبان خانم ميدانست كه اين آقا آقاي واتسون ريس شركت آبي ام است ولي در حالي كه او با ساير مقامات ميخواست وارد آن بخش شوند سر تگهبان طبق دستور العملي كه به او داده شده بود. به آقاي واتسون گفت ....شما نمي توانيد وارد اين بخش شويد زيرا بازوبند نارنجي نداريد.آقاي واتسون با ساير مقامات همانجا ماندن همراهان آقاي واتسون گفتند اين خانم همين الان اخراج مي شود. يكي از همراهان واتسون رو به خانم كرد و گفت: شما ميدانيد ايشان كي هستند هان؟ شما ميدانيد؟ در اين موقع آقاي واتسون دست خود را بالا برد و مقصودش اين بود سكوت كنند. و طولي نكشيد يكي از كاركنان با عجله بسيار زياد برگشت و بازوبند نارنجي آورد و به بازوي اقاي واتسون بست. پيامي كه آقاي واتسون به همه اعضاي سازمان داده بود بسيار روشن بود. همه اعضاي سازمان بايد قوانين و مقرارات رعايت كنند.