1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خطيب خردسالِ مادر

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏14/7/14 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    دوان دوان از مسجد برگشت و مثل هميشه نزد مادرش رفت . دو عدد متكا روى هم گذاشت تا شكل منبر شود و در عالم كودكى اش بر منبر بنشيند و سخنرانى كند.
    اين كار هر روز تكرار مى شد، يعنى آنچه را كه در مسجد بر پدربزرگش نازل شده بود تمام و كمال براى مادرش تعريف مى كرد و آيات قرآن را براى او مى خواند و به اين شكل مادر را از وحى الهى كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده بود مطلع مى كرد. مادر نيز به حافظه پسر هفت ساله اش ‍ مى نازيد و به شيوايى كلام فرزند خردسالش افتخار مى كرد.
    گويا آن روز اتفاقى افتاده بود. سخنران كوچك ما مثل روزهاى قبل عادى و روان صحبت نمى كرد، گاهى در سخنانش وقفه ايجاد مى شد و گاهى نيز مطلب را به درستى نمى رساند... مادر پرسيد:
    - پسرم ، چه شده امروز نمى توانى راحت حرف بزنى ؟
    - مادر، مثل شاگردى شده ام كه در حضور استادش باشد و نتواند راحت صحبت كند، گويى شخص بزرگى حرف هاى مرا مى شنود... راستش مادر جان ، هول شده ام .
    در اين هنگام على (عليه السلام ) از پشت پرده بيرون آمد و پسرش (حسن ) را در آغوش گرفت و بوسيد. سپس گفت : احسنت ، مرحبا، پس تو بودى كه هر روز آيات خدا را براى مادرت مى خواندى ...(1)

    صلی الله علیک یا امام حسن مجتبى (عليه السلام )


    1- مناقب ، ج 4، ص 7.