تعریف اسم (noun) اسم کلمهای است که برای نامیدن شخص مکان و یا چیزی بکار برده میشود. باغ = garden میز تحریر = deskدختر = girl پسر = boy مداد = pencil انواع اسم ۱ – اسم عام (common noun) اسمی که در میان اشخاص – مکان ها ویا اشیاء- عمومیت داشته باشد. ۲ – اسم خاص (proper noun) اسمی که نام مخصوص یک شخص- چیز ویا مکان معینی باشد. Ali – Iran – Big Ben 3 – اسم معنی (abstract noun) اسمی که بخودی خود وجود ندارد و وجودش در اشخاص و یا اشیاء دیگر احسا س میشود. درد = pain سرعت = speed ثروت = wealth سلامتی = health ۴ – اسم جمع (collective noun) اسمی است که در صورت مفرد، ولی در معنی بر گروه و دسته ای دلالت میکند. تیم = team دسته = class نیروی دریایی = navy ارتش = army کتابخانه = library ادامه دارد..
پاسخ : زبان انگلیسی | گرامر عمـومی حـآلـآتــِ اسـم ۱-حالات فاعلی nominative case: زمانی است که اسم فاعل جمله باشند. The man opened the door.Steve works here. New York is a big city. The girl can speak a little Persian. My book was lost in the park. The school teacher was looking up in the phone book.2-حالات مفعولی accusative case: وآن هنگامی است که اسم مفعول یک فعل متعدی باشد.He asked the man a question. Rita gave her mom a kiss. I missed my friend’s party. He kicked the ball into the net. The reporter sent me a letter. They will hire an engineer to design a new system.3حالات اضافه اسم : possessive case اسم موقعی در حالت اضافه است که چیزی یا کسی به آن متعلق باشد و یا به او نسبت داده شود .Hassan’s book is on the table. The boy’s room wasn’t clean this morning. Do you see Jaime’s wallet? I haven’t seen Emily’s new car yet. My dad’s lawyer used to work very hard. Her brothers’ friends are going to practice in the garage. اسمهائیکه بحرف (s) ختم شده و یا جمع می باشند مثل boysبا (‘) آنرا بحالت اضافه در می آورند. boys’ bookعبارات زیر را بحالت اضافه اسم در آورید: ۱- The clothes of boys. ……. boy s’ clothes 2-The club of the woman. …… Woman’s club 3- The house of Ali and Hassan. …. Ali and Hassan’s house 4- The hats of Ladies. …… Ladies’ hats 5- The typist of Ali. ……. Ali’s typist ادامه دارد ..
پاسخ : زبان انگلیسی | گرامر عمـومی ضمایر اشاره مانند ( These – That – This ) که هم ضمیر و هم صفت اشاره هستند که اگر به تنهایی بکار روند ضمیر و اگر با اسم همراه باشند، صفت می باشند. - صفتThis book is mine - ضمیر This is what I said تذکر۱: بعد از فعل متعدی و حرف اضافه ضمیر مفعولی ذکر می شود و نه فاعلی تذکر۲: در جملات مقایسه ای که معمولاً با کلمه (than) همراه هستند ضمایر فاعلی بعد از (than) ذکر می شود، البته اگر مقایسه با فاعل باشد. She takes care of me more than you do. در مکالمه از ضمیر مفعولی برای مقایسه استفاده می شود که از لحاظ گرامری غلط است اما بین خود انگلیسی زبانان اینگونه کاربردها عادی می باشند. I’m older than her. You’re taller than him. ادامه دارد..
پاسخ : زبان انگلیسی | گرامر عمـومی ضمایر شخصی الف- ضمایر شخصی فاعلی ب- ضمایر شخصی مفعولی الف- ضمایر شخصی فاعلی: بجای فاعل در جمله قرار می گیرند. مفرد : I – You –He – She – It جمع: We – You – They ب- ضمایر شخصی مفعولی: بجای مفعول در جمله قرار می گیرند. مفرد: Me – you – him – her –it جمع: Us – you them ادامه دارد..
پاسخ : زبان انگلیسی | گرامر عمـومی صفات مالکی صفاتی هستند که چیزی یا شخصی را به شخص یا چیزی نسبت می دهند و همیشه باید با اسم بکار برده شوند. مفرد: (Its – his – her – your – my) جمع: (Their – your – our) Some of my new friends are trying to speak English with me. Here is her profile. What do your family call you? His dorm room is bright and sunny. They just got back from their long, hard day at office. ادامه دارد..
پاسخ : زبان انگلیسی | گرامر عمـومی ضمـآیر انعکـآسی در جای مفعول در جمله (برای تاکید یا بازتاب) می آید و نشان می دهد که مفعول جمله خود فاعل می باشد (shot گذشته shoot است) - The man shot himself مرد به خودش شلیک کرده Myself ~ Ourselves Yourself ~ Yourselves Himself ~ Herself ~ Itself ~ Themselves I went myself. خودم رفتم I know myself how to answer. خودم می دانم چطور جواب بدم I wrote it myself. خودم نوشتم I cut myself. خودم را بریدم I burned myself. خودم را سوزاندم I said to myself, “don’t be afraid!”. به خودم گفتم: نترس The baby hurt herself. بچه به خودش آسیب رساند Dan himself will be at the meeting. دن خودش در جلسه خواهد بود she did it herself او خودش آن کار را کرد she went herself خودش رفت she’ll go herself خودش خواهد رفت she cut herself خودش را برید she is proud of herself او به خودش می بالد he talks to himself او با خودش حرف می زند he broke the cup himself او خودش فنجان را شکست Jane runs the business by herself. There is no need for you to be proud of yourselves. The dog was washing itself. ادامه دارد..
پاسخ : زبان انگلیسی | گرامر عمـومی افعال معین طرز بکار بردن این افعال در جملات با سایر افعال دیگر فرق دارد که اغلب این افعال ناقص می باشد به این صورت که تمام قسمتهای یک فعل معمولی را ندارند و اغلب این افعال را افعال مخصوص هم مینامند البته تمام این افعال معین با کلمه ی (not) منفی می شوند و اگرقبل از فاعل ذکر کنیم جمله بصورت سوالی در می آید. حال ساده فعلam –is –are گذشته ساده was- were I’m Steve Johnson. It’s my first day of school. What floor is Amir on? Don’t be nervous! It’s fun. It’s free. This is me in my new apartment. Are you here on business? The music was pretty bad. They’re not from around here. What movie was it? We aren’t cold. You are both wrong, I mean your answers are wrong. She is here for her sister wedding. Kamal was wonderful in the party. Mark and Kathy are good friends from school. Who is the woman with Mina? Were we right? ادامه دارد ..
پاسخ : زبان انگلیسی | گرامر عمـومی فعل: verb کلمه ایست که بر انجام کاری یا داشتن حالتی دلالت می کند فعل بر دو نوع است ، ۱-لازمIdeas about friendship differ from person to person. Several companies are competing for the contract. My friend is always arguing. She awakened to the sound of birds singing. Have you ordered yet? I don’t really know, I’m just guessing. The rate of inflation increased by 20%.۲-متعدی ۱- فعل لازم :فعلی است که احتیاج به مفعول ندارد وبدون مفعول معنی جمله کا مل است و کلمه ای که بعد از فعل می آید متمم نامیده می شود . I go to school.2-فعل متعدی: که بدون مفعول معنی جمله کا مل نشود. The cat caught the mouse طرز بکار بردن مفعول با متعدی مفعول بر دو نوع است: ۱-مفعول بی واسطه direct object ، ۲-مفعول با واسطه indirect object الف- هر گاه مفعول با واسطه بعد از فعل متعدی آید به حرف اضافه احتیاج نیست . مفعول با واسطه + حرف اضافه+ مفعول بی واسطه+ فعل متعدی ب- هر گاه مفعول با واسطه بعد از مفعول بی واسطه قرار گیرد ما بین دو مفعول حرف اضافه مناسبی احتیاج است . ۱/ مفعول بی واسطه + مفعول با واسطه + فعل متعدی He gave me a book. He gave a book to me. I send her some flowers.بی واسطه باواسطه اگر مفعول با واسطه ضمیر و یا یک کلمه ی کوچک باشد آنرا بعد از فعل متعدی بیان می کنند. ولی اگر مفعول با واسطه چند کلمه ویا کلمه ی طولانی باشد آنرا بعد از مفعول بی واسطه بیان می کنند He will give the book to who ever wants it مثال:Forget him! He fills the post satisfactorily. Her cruel remarks cut him deeply. Payam doesn’t concern himself with the details. For a long time his death was concealed from her. First I’ll explain the rules of the game. Your name has been deleted from the list. Sarah chose her words carefully. Stop pulling her hair! How long has he hold office.