پاسخ : سلام عشقم خوبی ؟ میگم منم هی نیگاه کردم گیج شده بودم گفتم نظر بدم ندم اخرش منصرف شدم گفتم شاید من هنگم کلا
به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت من به این معجزه ایمان دارم منتظر باید بود تا زمستان برود غنچه ها گل بکنند
” هیچ گاه “ به خاطر ” هیچ کس “ دست از ” ارزشهایت ” نکش چون … زمانی که آن فرد از تو دست بکشد تو می مانی و یک ” منِ ” بی ارزش
همیشه شعرهای مرا با لهجه ی گل ها شنیده ای حالا از کدام باغچه قافیه بدزدم وقتی نفس هایم نفس هایت را کم می آورد
گاهی باید احساس نکنی، تا احساست کنند! گاهی باید کسی باشی که نیستی، تا کسی که بودی باشی! گاهی باید چشم ها را بست، تا تو را ببینند! گاهی باید خوابید، تا شاید بیدارت کنند! گاهی باید رفت، تا بودنت احساس شود…
درپیش چشم همه… برای من دست نیافتنی بودی! حرفی نیست… امالااقل بی انصاف! در پیش چشم من… برای همه دم دستی نباش
دلتنگــی هایــــَم را زیر بغـل زده اَم نشسته اَم در انتظار ِ روز های ِ مبـادا سهم ِ من از تــو همـین دلتنگـی ها ییست که بی دعوت می آینـد و خیال ِ رفتن نـدارند…
آموخته ام که خدا عشق است و عشق تنهاخداست آموخته ام که وقتی ناامید می شوم خدا با اتمام عظمتش عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوار شوم آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا برایم بهترش را درنظر گرفته آموخته ام که زندگی دشوار است ولی من از او سخت ترم…