درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــدن مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همه فصلهایِ قشنگِ زندگیم خریده ام تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان دیوانـــــه، خود خــــواه، بی احساس نمیــــفروشــــــــم….!!!!
شب هایم می گذرد بدون اینکـــه دلم هوای آغوشت را داشته باشد آغوشت ارزانی دیگران من مهمان پاهای بغل کرده ام هستم و این آرامشم را حتی با تو عـــوض نمی کنم
و حـتی لیـاقت ایـن رو نـداری که یـادگاریـاتو نــگه دارم … تو هـیچ جایی در خاطرات و ذهن آشـفـته من نـداری … چـقدر ساده بودم که فکر میـکردم با بـقیه فـرق میکنی.. تـو فقـط بــازیگـر بــهتری بــودی ..
بــه راســتــی.. پــایــانــی از ایــن تـــراژدیــکــــ تـر … تـو راهـتـــ را بــگــیـری و بــروی.. مــن راهـــم را بگـیـرم و بــروم.. آنـچــنــان کــه حــتــی چــیــزی بــاقــی نــمـانـد.. برای عـبــرتــــ دیگران..
به بعضیا باید گفت هی فلانی … نردبان هوس را بردار و از اینجا برو … با این چیز ها قدت به عشق نمیرسد … عشق بال میخواد که تو نداری …
پاسخ : سخت تر از انتظار … فراموشش کن پیشنهاد من اینه البته اگه یه درصد احتمال بدی ارزش انتظار نداره بخاطر همون یه درصد فراموشش کن دنیا کوچیکه ارزش این همه اذیت روحی روانی نداره