آسمان باراني ابرها پي در پي نور را مي شکنند آب را مي شکنند گوئيا صبحت يک طوفان است که برقصد يک گل در ميان بادها در ميان باران ناگهان چتري شد يک تمناي دعا و تمام گل را غرق يک بوسه نمود تا بماند يک گل يا بماند يک دل قصه ها طولاني است قصه ها تکراري است و سرانجام شروعي تازه بازهم آسمان باراني است دل نوشته ای از خودم