1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مرد فقیر

شروع موضوع توسط سارونه ‏24/6/14 در انجمن داستان

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏16/5/14
    ارسال ها:
    170
    تشکر شده:
    289
    امتیاز دستاورد:
    0
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif] مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت [/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.[/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif] روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد[/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif] و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم،[/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif] تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.[/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم . [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! [/FONT]
    ​
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.