تو با منی هر جا برم مهر تو بند جونمه عشقت نمیره از سَرم تو پوست و استخونمه یه دم اگہ نبینمت یه دنیا دلتنگت میشم نگاه دریایی تو آبی روی آتیشم واست دلم واست تنم واست تمام زندگیم از تو دوباره منع شدم با تو تموم شد خستگیم رضا صادقی
nothing else matters خاطرات خوب دوران نوجوونی.... پاییز و دم غروب که تابش آفتاب کاملن مایل بود و بچه ها تو کوچه جمع میشدیم تا فوتبال بزای کنیم و شبم یکی بیاد دنبالمونو با چک و لگد ببرتمون خونه، اونم خیس و عرق کرده
دلـم برات تنگ شده جونـم میخوام ببینمتـ نمیتونم بین ما دیوارای سنگے فاصلہ یه عمره میدونـم بغض ترانَمـو شکستَم میخوام بگم عاشقت هستـم تو عینـ ناباورے یکـ شب خالے گذاشتے هر دو دستم رضا صادقے
تـو از شهر غریب بی نشونی اومدی تو با اسب سفید مهربونی اومدی تو از دشتـ های دورو جاده های پرغبـار برای هم صدایـی هم زبونـی اومدی تو از راه میرسی پر از گرد غبار تموم انتظـاز میاد همرات بهار چه خـوب دیدنتـ چه خوبه موندنت چـه خوبه پاک کنم غبار از تنت غریبه آشنا دوست دارم بیـا منو همرات ببر به شهـر قصه ها بگیر دست منو تو اون دست ها چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم بمونم منتظر برگردی پیشـم تو زنـدونم با تو من آزادمــ گوگوش
داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی شهر خاموش دلم رو تو پرآوازه کردی آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود به عشق تو زنده بودم منو کشتی دوباره زنده کردی دوستت داشتم دوستم داشتی منو کشتی دوباره زنده کردی تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم؟ عشقت به من داد عمر دوباره معجزه با تو فرقی نداره تو خالق من بعد از خدایی در خلوت من تنها صدایی به عشق تو زنده بودم منو کشتی دوباره زنده کردی دوستت داشتم دوستم داشتی منو کشتی دوباره زنده کردی رفته بودیم هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من من فراموش کرده بودم همه روزای خوبو اومدی آفتابی کردی تن سرد غروبو عشقت به من داد عمر دوباره معجزه با تو فرقی نداره تو خالق من بعد از خدایی در خلوت من تنها صدایی به عشق تو زنده بودم منو کشتی دوباره زنده کردی دوستت داشتم دوستم داشتی منو کشتی دوباره زنده کردی گوگوش
باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی َتقدیـــر
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه وقته از تو خوندنه ستاره ی ترانه ها اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه بی تو يك پرنده ی اسير بی پروازم با تو اما ميرسم به قله ی آوازم اگه تا آخر اين ترانه با من باشی واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم با یه چشمك دوباره منو زنده كن ستاره نذار از نفس بيفتم تویی تنها راه چاره آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره ستاره