حکم نگاه به رقص چیست؟ آیت الله بهجت (ره) اشکال دارد چون ترویج آن است. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم) آیت الله تبریزی (دام ظلّه) نگاه مرد به رقص زن جایز نیست چه مرد نسبت به زن محرم باشد یا نامحرم. والله العالم استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم) آیت الله خامنه ای (دام ظلّه) اگر به قصد لذّت و ریبه باشد یا موجب تحریک شهوت شود یا مستلزم مفاسد دیگری گردد حرام است. سوال: شرکت در مجالسی که در آن با دایره (حلقه وار یا بدون حلقه می رقصند، چه حکمی دارد؟ حکم نگاه به رقص آنها چیست؟ اگر رقص حرام انجام می دهند (مهیج شهوت) جایز نیست. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم) آیت الله سیستانی (دام ظلّه) اگر نامحرم نباشند و مهیّج نباشد فی حد نفسه مانعی ندارد. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم) آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه) در فرض سوال اگر رقص کننده زن و نامحرم باشد جائز نیست و اگر مرد باشد حرمت آن معلوم نیست مگر اینکه صورت اشتغال به لهو و مجلس لهو پیدا کند. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم) آیت الله فاضل لنکرانی (ره) خلاف احتیاط است نسبت به محرم و در نامحرم که مسلّم حرام است. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم) آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه) تنها رقص زن برای شوهرش جایز است و بقیه اشکال دارد و نگاه به رقص در موارد حرمت اشکال دارد. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم) آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه) سوال: نگاه کردن به رقص کلاسیک در مجلس عروسی (زفاف) چه حکمی دارد؟ جایز نیست. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)
پاسخ : حکم نگاه به رقص چیست؟ اینا درست اما من شخصا این مطالب وکه میخونم کلا سعی درپیشرفت مسائل دینی نمیکنم چون خیلی سخت ومحدود کننده است..
پاسخ : حکم نگاه به رقص چیست؟ سلام خیلی وقت بود حال تایپ کردن نداشتم امروز از شانس بد شما یه کم حال دارم و میخوام یه کم(زیاد) مطلب بنویسم . با بخشی از حرفتون موافقم امور دینی(انجام واجبات و ترک محرّمات) ، باعث محدودیت در زندگی انسان میشن نمیدونم چرا خیلی از مذهبی ها برای اینکه امور دینی رو زیبا نشون بدن و تبلیغ امور دینی رو کنن ، یه حرفای غیر منطقی و بیخودی میزنن مثلا یه نمونش که تقریبا همه دیدیم و شنیدیم ، اینه که حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است خب این حرف خیلی بیخود و بی اساسه حجاب یقینا باعث محدودیت میشه بله باعث مصونیت هست ولی دلیل نمیشه که منکر محدودیتش بشیم تمام امور دینی همینطور هستن حجاب داشتن ، ارتباط با نامحرم ، مراقبت از چشم و گوش و زبان و شکم و شهوت و.... تمام اینها باعث محدودیت میشه امّا... امّا بحث سر اینه که چرا بعضی از مردم ، نسبت به این محدودیتها حسّ خوبی ندارن و باعث میشه از دین و احکام دینی زده بشن ولی خیلی ها هم هستن که نه تنها باعث زدگیشون نمیشه ، بلکه لذّتی ازین امور و دستورات دینی میبرن که برای ما اصلا قابل تصوّر نیست دیگه هممون آیات و احادیث و داستانهای زیادی در مورد نعمتهای عجیب و غریب بهشت شنیدیم و خوندیم یه نمونه ی خیلی کوچیکش همون حدیثیه که حضرت فرمودن نعمتهای بهشتی رو نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه حتی برای مردم قابل درکه !!! خوردنی ها و آشامیدنی های بهشتی ، موسیقی بهشتی ، رفت و آمد با دوستان و اقوام در بهشت و..و...و... هیچ کدوم ازین نعمتهای بهشتی قابل مقایسه با نمونه ی دنیاییش نیست . مهمتر از تمام اینها ، نعمتیست که طبق آیات و روایات ، از هر نعمتی در بهشت ، لذّتبخش تره و اون چیزی نیست جز احساس رضایت خداوند از بهشتیها و احساس رضایت و خوشنودی اونها از خداوند . همه ی اینا رو گفتم که اینو بگم : روایت داریم بعضی از مردم در این دنیا ، لذّتی از عبادت (انجام واجبات و دوری از محرّمات) میبرن که حتی بهشتی ها از نعمتهای بهشت چنین لذّتی نمیبرن خب این خیلی حرف سنگینیه چقدر آدم باید از عبادت کردن ، اونم توی این دنیا لذّت ببره که قابل مقایسه با نعمتهای عجیب و غریب بهشت نباشه . پس اشکال از ماست که این عبادات و محدودیتهای دینی ، برامون سخت و غیر قابل تحمّل و خسته کننده است . چیزی که مسلّمه اینه که احکام خداوند برای تمام انسانهاست . خدا هم احکامش رو طوری قرار نمیده که مردم زده بشن و خسته بشن . بلکه طوری قرار میده که اتفاقا همه ی مردم براشون راحت و قابل اطاعت باشه و حتی لذّت ببرن . پس مشکل کجاست که ما از این دستورات و محدودیتهای دینی لذّت نمیبریم و حتی خیلی اوقات خسته میشیم یا زده میشیم !؟ باید مشکل رو توی خودمون پیدا کنیم . وقتی به آیات و احادیث و همینطور به مردم نگاه کنیم ، دو تا عامل رو میتونیم پیدا کنیم برای این مشکل : عامل اوّل : اینکه ما نمیریم تحقیق و مطالعه و فکر و تامّل کنیم که خب این دستورات و محدودیتها چه فایده ها و ثمراتی برای ما داره . چه برای دنیای ما و چه برای آخرت ما . مسلّما وقتی به اثرات و ثمرات و فوایدشون پی ببریم ، انجام این امور برامون تا حدّ زیادی راحت میشه و انگیزه ی انسان در انجام این امور خیلی بیشتر میشه . شکِّی نیست که دستوارتی که خداوند به ما داده ، برای خود ماست . خداوند که سود و زیانی نمیبینه . اینکه ما امور دینیمون رو انجام بدیم یا ندیم ، ذرّه ای به حال خدا فرق نمیکنه . بلکه تمام اینها به درد خود ما میخوره . خیلی از ماها یادمون میره که این دستورات رو خدا برای سعادت خود ما قرار داده نه برای اینکه خودش نفعی ببره . گاهی نگاه ما به امور دینی اینه که فکر میکنیم الآن داریم به خدا خدمتی میکنیم . فکر میکنیم داریم برای خدا کاری میکنیم . یادمون میره که دو زار هم برای خدا فرقی نداره که ما تکالیفمون رو انجام بدیم یا ندیم . پس باید بشینیم و فکر کنیم که این دستورات چه فایده ای برای ما داره . به عنوان مثال وقتی ما به اثراتی که در انجام واجبات و ترک محرمات هست پی ببریم و بفهمیم که چه نتیجه ی برای خودمون داره ، خیلی بهتر و با انرژی بیشتری اونها رو رعایت میکنیم. مگه خیلی از مردم رژیم غذایی نمیگیرن ، تمرینات سخت ورزشی انجام نمیدن !؟ خب اینها هم محدودیته ! ولی چرا با انرژی و انگیزه و علاقه این محدودیتها رو به جون میخرن !؟ چون میدونن که نتیجه ی این سختی ها و محدودیتها ، بسیار دلچسب و لذّتبخشه . اون ورزشکاری که محدودیتهای سختی رو توی زندگیش تحمّل میکنه ، وقتی فکر میکنه که نتیجش اینه که به قهرمانی میرسه ، اونوقت از این محدودیتها زده که نمیشه هیچ بلکه لذّت هم میبره . اون دختری که خیلی از محدودیتهای غذایی رو به جون میخره ، چرا زده نمیشه . چون به بعدها فکر میکنه که به تناسب اندام دلخواهش میرسه و صورتی صاف و زیبا خواهد داشت . مگه وقتی ما ساعتهای زیادی رو به مطالعه و درس خوندن سپری میکنیم ، این کار ما نوعی محدودیت نیست !؟ پس چرا بازم با لذت و انگیزه انجامش میدیم ؟! چون میدونیم نتیجه ی بسیار عالی در انتهای این محدودیت و سختی وجود داره ، شغل خوب ، مدرک خوب ، حقوق خوب ، آینده ی خوب و... ازین موارد در تمام زندگی ما و برای همه ی انسانها هست . ما هر روز داریم با محدودیتهای بسیار زیادی دست و پنجه نرم میکنیم . امّا عامل دوّم : این عامل دیگه ربطی به مطالعه و تحقیق نداره . بلکه کاملا معنوی و روحیه و به بُعد معنوی انسان مربوط میشه . اونم اینکه وقتی انسان مرتکب گناه میشه ، چه بخواد چه نخواد ، اراده و انگیزش در امور دینی کم میشه . این خاصیتِ گناهه . این خصوصیت گناه و تاریکیِ قلبه که قلب هر چی تاریکتر بشه ، علاقش و انگیزش برای امور معنوی و دینی کم میشه . هیچ وقت نور و تاریکی با هم جمع نمیشن . هر قدر ما مرتکب گناه و امور غیر اخلاقی بشیم ، باید انتظار بی میلی به امور دینی رو هم داشته باشیم . امکان نداره کسی هم مرتکب گناه و امور غیر اخلاقی بشه و هم از طرفی علاقه به امور دینی داشته باشه . کاملا عین دو کفه ی ترازو . هر قدر یک طرف بالا بره ، طرف دیگه پایین میاد . خلاصه اینکه اگر میبینیم در امور دینی رغبتی نداریم و احساس خستگی و کسالت و زدگی میکنیم ، باید این دو عامل رو در خودمون بررسی کنیم . اوّل اینکه مطالعه و تحقیق و مهمتر از اون ، تفکر و تامل کنیم در آثاری که خداوند در احکام و دستورات دینی قرار داده . دوّم اینکه از گناهان و امور غیر اخلاقی دوری کنیم . امکان نداره کسی این دو مورد رو رعایت کنه و از انجام امور دینی لذّت نبره و خسته بشه . ببخشید که طولانی شد . دیگه بعد از مدّتها ، کمی حوصله ی تایپ کردن پیدا کردم موفق باشید