1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

شروع موضوع توسط Amin_110 ‏11/5/14 در انجمن دینی مذهبی

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

    کاریکاتور یک انگلیسی به نفع مسلمانان
    یک راهبه می تواند سرتاپای خود را بپوشاند تا زندگیش را وقف عبادت کند , درست است ؟
    اما چرا وقتی یک زن مسلمان این کار را انجام دهد , مورد ملامت قرارمیگیرد ؟


    [​IMG]
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

    [​IMG]

    حجاب و شرافت زن ( از کتاب مساله حجاب استاد مطهری )

    شرافت زن اقتضا می کند هنگامی که از خانه بیرون می رود متین و سنگین و باوقار باشد ، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچگونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

    [​IMG]

    جدا چه لذتي داره اين حجابي كه منو از تمام نگاه هاي شياطين مصون ميداره
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

    خواهرم گو که چرا رنگ برنگ آمده ای؟
    مگر از عفت و آزرم به تنگ آمده ای؟
    چه بدی دیدی از آیات خداوند رحیم
    که تو با مذهب اسلام به جنگ آمده ای؟​


    این گناه علنی از تو مسلمان زشت است
    تو خوش از اینکه به انظار ، قشنگ آمده ای؟
    عصمت و دین جوانان همه بر باد دهی
    ای که بی چادر و با مانتو تنگ آمده ای​


    خواهرم گو که چرا رنگ برنگ آمده ای؟
    مگر از عفت و آزرم به تنگ آمده ای؟
    چه بدی دیدی از آیات خداوند رحیم
    که تو با مذهب اسلام به جنگ آمده ای؟​


    این گناه علنی از تو مسلمان زشت است
    تو خوش از اینکه به انظار ، قشنگ آمده ای؟
    عصمت و دین جوانان همه بر باد دهی
    ای که بی چادر و با مانتو تنگ آمده ای​


    به کجا می روی از خیمه ی زهرا ، برگرد
    که به راه گنه و فتنه و ننگ آمده ای
    دل به دریای هوسها زده ای،غافل از این
    طعمه ای هستی و در کام نهنگ آمده ای​


    تو چنان صیدی و صیاد هوس در پی توست
    از چه در معرکه ی تیر و خدنگ آمده ای؟
    صید صیاد شود ، کبک خرامنده ی مست
    از چه در دام خطر مست و ملنگ آمده ای؟​


    چون که بودست حجابت،سپر تیر نگاه
    پس چرا بی سپر ای غافل منگ آمده ای؟
    بود تقوای تو زین مَهلَکه ها،پای گریز
    از خطر چون بگریزی تو که لنگ آمده ای ؟​


    تو گلی هستی و گلچین هوس کرده کمین
    شیشه ای هستی و در معرض سنگ آمده ای
    برد گستاخی شهوت همه شیرینی عشق
    نوش بودی تو چرا زهر و شرنگ آمده ای؟​


    رهبرت عشق و وفا بود و کنون نفس و هواست
    در خطر گاه ، چه بی فکر و درنگ آمده ای
    جای غفلت نبود، خواهر من قدر بدان
    که در این دار فنا ، گوش به زنگ آمده ای​
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

    [​IMG]
    ​


    فرض کن اینها بلد نیستند مثل تو باشند.......

    فرض کن اینها عادت کرده اند به این پارچه ی سیاه در این گرما......

    فرض کن گرمشان نمی شود....

    فرض کن تو روشنفکری و اینها اُمُّل...
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif][FONT=arial, helvetica, sans-serif]تو می توانی روسری نصفه نیمه ات را هی برداری و دوباره بزاری...

    می توانی گاهی بادبزنش کنی
    ...

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می توانی مانتوی سفید کوتاه نازک چسبان بپوشی تا گرمت نشود...
    ​
    [/FONT][/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif][FONT=arial, helvetica, sans-serif]
    [/FONT]
    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif][FONT=arial, helvetica, sans-serif]تو می توانی خوش باشی به عرق نکردن در [FONT=arial, helvetica, sans-serif]دنیا...[/FONT][/FONT][/FONT]​
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]فرض کن اینها بلد نیستند مثل تو باشند​
    ...​
    [/FONT]
    [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]فرض کن اینها عادت کرده اند به این پارچه ی سیاه در این گرما...

    فرض کن گرمشان نمی شود...

    فرض کن تو روشنفکری و اینها اُمُّل...

    آخر تو چه می دانی چادر ترنم عطر یاس در فضای غبار آلود دنیاست...


    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]آخرتو چه میدانی روزه گرفتن در گرمای مرداد با حفظ حجاب چه لذتی دارد...[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]آخر تو چه می دانی حجاب خنکای لبخند خدا را به دنبال دارد...[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]آخر تو چه میدانی حجاب زیبایی آسمانی به وجود هر دختر می نشاند...[/FONT][/FONT]


    [FONT=arial, helvetica, sans-serif][FONT=arial, helvetica, sans-serif]خنکای بهشت گوارای وجودتان باد روزه داران محجبه مردادی!

    [/FONT]
    [/FONT]
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]ما اندر خم یک کوچه ایم[/FONT]​
    [/FONT]
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...


    تابستان باشد و گرمای خرما پزان.
    بعد دوست داشته باشی گوش به حرف خدایت بکنی؛
    دوست داشته باشی جوری لباس بپوشی که خواسته،
    تو بمانی با چند متر پارچه که درجه پختن‌ت را هم بیشتر می‌کند!
    اما غمت نیست؛ دل وقتی بخواهد گرما و سرما نمی‌فهمد.

    [​IMG]
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

    نرسد میوه در آن باغ که دیوارش نیست
    دختـــــر سیبی است که باید از درخت سربلندی چیده شود نه در پای علف های هرز..
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

    [​IMG]







    محشر پر از هیاهو بود و زن در اضطراب.
    بی مقدمه فریاد کشید:
    خدایا! خودت مرا زیبا آفریدی ، خودت مرا آراستی و جلوه دادی،
    همین ها بود که دام زندگی ام شد...
    حرفش تمام نشده بود که مریم را آوردند؛ مریم مقدس.
    تا نگاهش کرد، از زیبایی اش مبهوت شد و از عفّتش غرق در خجالت.
    دیگر حرفی برای گفتن نداشت.
    .
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : چادرت را بتکان ، قصد تیمّم دارم...

    از شهدا بیاموزیم:



    برای ماموریت اعزام شدند اهواز.باهم رفتند کنار پل کارون.

    چهره ی محمد حسین درهم رفت.وضعیت نامناسب پوشـــــش خانواده ای نظر او را جلـــــــب کرد.دست دوستش را گرفت و گفت:«بریم عملیات با زبان».

    ​
    کشان کشان دوستش را برد طرف آن خانواده.با چهره ی گشاده رفت سراغ پیــــرمردی که سرپرست خانـــــواده بودو گفت:

    «آقای محترم هیچ میدانید این جا بوی باروت به مشام میرسه؟میدانید اهواز از شهر های مقاوم خط مقدم جنگه؟می دانید شما میزبان خوب رزمندگان هستید؟»

    پیرمرد گفت :«خوب حالا که چی؟باید چکار کنم؟»


    محمد گفت:«ما که از شما چیزی نمیخواهیم فقط پایبندی شما مردم محترم را به ارزش ها و آرمان های اسلامی میخواهیم»


    پیرمرد فهمید .صورت محمد را بوسید و گفت:«به شرطی که ما را هم شفاعت کنی!!!!».


    ----------------------------------------------
    حجاب،نگاه ،شهدا/خاطره ی شهید محمدحسین حسینی
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.