[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]حجت الاسلام قرائتی آیتالله بروجردی بالای منبر بود. بالاخره پای درس ایشان هم چند صد نفر بودند. درس كه تمام شد و رفتند، یك پیرمرد رفت بالای منبر و چند نفر هم دورش جمع شدند. پرسیدم او كیست؟ گفتند این آیتالله زاهدی است. گفتم چه میگوید؟ گفتند تفسیر میگوید. این خاطرهی تلخ از آن روز در ذهن من ماند كه عجب! صدها عالِم پای درس فقه نشستهاند، ولی وقتی مفسری به منبر میرود، پنج یا شش نفر مینشینند.[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]نكتهی دیگر این است كه در عملِ خیلیها دین از سیاست جدا است. بیشتر ما قرآن را كتاب مقدس میدانیم و نه كتاب زندگی. یعنی فكر میكنیم قرآن چون كتاب مقدسی است، سر سفرهی عقد، برای فاتحه یا برای استخاره و ... باشد، اما باور نداریم كه قرآن كتاب زندگی است. كتاب حقوق است. حدود دو هزار نكتهی حقوقی در قرآن وجود دارد. كتاب مدیریت است. صدها آیه راجع به مدیریت داریم. بسیاری از اساتید رشتهی مدیریت این را نمیدانند. كتاب نور و ارتباطات و كتاب هدایت و بصیرت است.[/FONT] [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]البته دستهایی هم در كار هست كه یا خواب هستند یا خائن. انشاءالله كه خواب هستند. مثلاً زبان عربی كه در دبیرستانها تدریس میشود، عربیای نیست كه به فهم قرآن منجر شود. به عقیدهی من ممكن است خیانت هم باشد[/FONT]