1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

محورهای اساسی سبک زندگی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏7/4/14 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    آنچه در پی می‌آید بیان 100 خصلت از خصوصیات رفتاری پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است که بازگوکننده بخشی از سلوک فردی و اجتماعی و سبک زندگی آن حضرت می‌باشد.بی‌شک تأسی به سیره و سنت آن حضرت براساس آیه‌‌کریمه «و لکم فی رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در این مطلب به آن اشاره شده، راهگشای مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.1- هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت.2- در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید.3- نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.4- هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.5- وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.6- با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.7- هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمی کرد.8- هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.9-چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.10- سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.11- هرگاه با کسی، هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.12- چون با کسی سخن می گفت کاملا برمی گشت و رو به او می نشست.13- با هرکه می نشست تا او اراده برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.14- در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا.15- هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.16- در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.17- هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد.18- اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.19- اگر در محضر او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.20- اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.21- کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.22- هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.23- هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.24- پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.25- چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟»26- با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.27- دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.28- هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه یک جرعه شیر بود.29- بیش از همه صله رحم به جا می آورد.30- به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.31- کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.32- آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می‌گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.33- هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.34- هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.35- هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.36- هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.37- هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.38- از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.39- هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.40- بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.41- از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه مدینه بود.42- سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.43- اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.44- با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.45- در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است.46- میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.47- وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.48- هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی کرد.49- اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می آمد نمازش را کوتاه می کرد.50- اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.51- عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.52- احدی از محضر او نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند.»53- هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.54- هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد.55- پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.56- غریبان را خیلی مراعات می کرد.57- با نیکی به شروران، دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.58- همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .59- چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.60- اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .61- مزاح می کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمی زد.62- نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.63- بردباری اش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.64- از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.65- از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت.66- هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.67- هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.68- در حال خشنودی و ناخشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.69- هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .70- در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.71- روی خاک می نشست و روی خاک غذا می خورد.72- روی زمین می خوابید.73- کفش و لباس را خودش وصله می کرد.74- با دست خودش شیر می دوشید و پای شترش را خودش می بست.75- هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.76- هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.77- اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.78- چون جامه نو می پوشید جامه قبلی خود را به فقیری می بخشید.79- جامه فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.80- در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد.81- ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.82- همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.83- همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.84- نور چشم او در نماز بود و آسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.85- ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.86- هرگز نعمتی را مذمت نکرد.87- اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.88- هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.89- موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.90- در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.91- بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شد و از همه دیرتر دست می کشید.92- تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.93- معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.94- در غذا هرگز آروغ نزد.95- تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.96- بعد از غذا دستها را می شست و روی خود می کشید.97- وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.98- از دوشیزگان پرده نشین باحیاتر بود.99- چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.100- اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.منابع: کتاب «منتهی الآمال» محدث قمی و کتاب «مکارم الاخلاق» طبرسی به نقل از: سایت کیهان- 16/03/1392- ص6