1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اخرین فیلمی که دیدی چی بود ؟

شروع موضوع توسط Αli язza ‏5/3/14 در انجمن سینما

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/15
    ارسال ها:
    702
    تشکر شده:
    5,314
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    سلام.
    بله موافقم که نقش اول مرد بازی فوق العاده ای داشت. و خیلی نقاط مثبت دیگه.

    من اصولا زمانی نقدهای مربوط به یک فیلم رو میخونم که یاخیلی ازش خوشم اومده باشه. یا برعکس.
    و از آنجایی که این فیلم برام کاملا خنثی بود. نقدهاشو هم نخوندم که بدونم چه چیزی راجبش گفته شده.
    خود شما فرمودید که فیلم سرشار از احساس و القای بی کلام عواطف و افکار کارگردان بوده .وازطرفی با توجه به نقدی که خوندید میفرمایید فیلم از حس و القای اون خالی بوده.
    بهرحال یا حرف خودتان یا.نقد مربوطه؟
    میبینید که نظر خودشما هم با اون نقد متفاوته.
    پس حرف من راجع به القای حس سرما تعجب برانگیز نیست.:-)
    نظرها کاملا شخصی ست.و قرار نیست از نقدهاى دیگر تبعیت کنه.
    و یا حرفی گفته بشه که سایرین هم گفتن.
    همونطور که مسلما تعریف شاهکار از دیده من بادیگران متفاوت هست .
    ممنونم از نظرجامعتون و این که فرصت شد این میان از نقد خوب حضرتعالی نیز بهره مند شم.
     
    آخرین ویرایش: ‏9/4/16
    سایه های بیداری و وضعیت سفید از این پست تشکر کرده اند.
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/15
    ارسال ها:
    60
    تشکر شده:
    280
    امتیاز دستاورد:
    53
    من هم این فیلم رو شاهکار نمیدونم. ولی بازی لئو رو چرا!
    در هر صورت دوس دارم با کاربران اهل سینمای سایت دیالوگ کنم. باور کن نه جبهه گیری میکنم و نه اصلا جدالی دارم. به نقد نشستن یک فیلم هم بنظر من مثل دیدنش لذت بخشه!!

    من در مورد "حس وحشت و حس سرما" نه اینجا نظر خودم رو گفتم و نه در مورد کارگردانی حرف زدم. چون به نظرم کارگردانی معمولی ای داره فیلم و کارگردانی فیلم room خیلی بهتر از این فیلم بود و اون فیلم حقش اسکار کارگردانی بود.

    فقط گفتم منتقدین گفتن حسی از سرما و وحشت در فیلم نگرفتن.

    حالا نظر من اینه:

    صحنه های حمله خرس اصلا تعلیق ندارن. یعنی نفس تو سینه حبس نمیکنن. اشکال اصلیشم علاوه بر ضعف کارگردانی،اینه ایده ی این فیلم تو خلاصه داستانش همه جا اومده و همه میدونن" خرسی به گلس حمله میکنه و گلس برای انتقام از گور برمیخیزه"! وقتی تو این یک جمله رو بدونی میدونی خرس به لئو حمله میکنه و لئو زنده میمونه! البته این توجیه فقط تو بار اول مشاهده فیلم درسته و در نهایت همه چیز به کارگردانی برمیگرده!
    وگرنه در مورد وحشت، که من با طرح این موضوع کاملا مخالفم . اصلا قرار نبوده صحنه حمله خرس ترسناک باشه و ما احساس وحشت کنیم


    یه پستی در مورد این فیلم تو اینستا گذاشتم در مورد دوربین این فیلم. به این قاب ها داخل فیلم یکم دقت کن:



    [​IMG]


    نفس گرم لئو شیشه دوربین رو بخارالود میکنه! برف های اب شده میریزن رو لنز دوربین!! خون موقع درگیری گلس و فیتزجرالد میریزه رو دوربین. از همه عجیب تر سکانس پایانی که لئو برمیگرده تو دوربین نگاه میکنه!!!! دوربین و قاب و کارگردان اینجا فقط راوی هستن!! دوربین اینجا شخصیت داره...ممکنه خیس شه خونی شه یا بهش نگاه شه. در نتیجه قرار نیست این راوی حس ایجاد کنه. قراره روایت کنه! و این روایت نباید لزوما ترسناک باشه وقتی حرف از حمله خرس میشه!

    در مورد سرما هم، منم با منتقد ها موافقم. نظر من اینه فیلم گرمای خوبی نشون نداده پس سرمایی نمایش داده نمیشه! مثل فیلمی که توش شری نداره و بخوای خیر نمایش داده شه. وقتی یه حسی تو سینما بخواد اصل موضوع باشه، باید روی حس متضادش خوب کار بشه. اگه چند تا صحنه که لئو واقعا گرم شده تو یه میزانسن پر از نور داشتیم( چون همه فیلم هوا گرفته و ابریه تقریبا و نورپردازی فیلم با اینکه تحسین شده به نظر من ایراد داره) .... یه مکثی هم کارگردان روی این اسودگی و گرمائه میکرد ما خیلی بهتر هم سختی کشیدن لئو رو میفهمیدیم هم سرمایی که بخاطرش مجبور شده شکم اسب رو پاره کنه و داخلش بخوابه!


    در هر صورت خیلی خوشحالم از این که باهات بحث کردم اونم رو فیلمی که بیشترین تعداد نامزدی اسکار رو اونهم تو اغلب رشته ها داشت و این نشون دهنده ی اینه که از دیدگاه منتقدین این فیلم در کل ارزشمنده
     
    مـرجانه، Mrs.Xiii و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/15
    ارسال ها:
    702
    تشکر شده:
    5,314
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    سلام مجدد.
    لطفا اگر تاپیکی برای ادامه این گفتگو ها هست بفرمایید تا نظم اینجا بهم نریزه.

    ببینید من بازی خوب نقش اول و فیلمبرداری قوی، جلوه های طبیعی ، و ارزشمندی فیلم رو زیرسوال نبردم. بلکه به نظرم باهمه نکات قوت فیلم دارای چند ضعف اساسی بود که به قدر کافی رتبه اش را برای من نزول بده.
    از دیدگاه من فیلم باید ازهمه جهات به کمال رسیده باشد تا با شگفتی ازش یاد کنم.و شاید این عیب من باشه که حد وسطی برای چیزی قائل نیستم.
    فیلم با یک جنگ و خشونت خاص جمعی شروع میشود و توقع میرود که هدف فیلم پرداخت به جنگ و علت آن باشد. و ناگهان آن جنگ به کناری زده میشود و ما با رد و بدل همان چند کلمه مابین فیتزجرالد و گلس متوجه میشویم که تا آخر فیلم باید شاهد جدل بین چه کسانی باشیم بی هیچگونه توضیح اضافه که علت نفرت فیتزجرالد را مشخص کند. و ما به حسادت بسنده میکنیم.
    در نبرد با خرس من نفهمیدم علت تعلل خرس برای کشتن گلس چه چیزی بود. یک مقدار ضربه میزد یک مقدار مکث میکرد خسته میشد باز میزد خوب. خرس مهربانی بود و احتمالا از خشونت بدش میامد.
    گلوی گلس توسط خرس پاره شد. در سکانسی که فیتزجرالد از او میخواهد که جان پسرش را نجات دهد از او میخواهد که برای نشان دادن موافقتش پلک بزند. این صحنه القا میکند که گلس قادر نیست یک کلمه بیان کند و یا حتی خرناس بکشد.
    وقتی پسرش کشته شد گلس با سختی یک جمله بگوید: تو پسرم را کشتی!
    خوب فرض میگیریم نیروی نفرت کمی حنجره اش را باز کرد . وقتی پسرک میاید باز گلس قادر نیست جنایت فیتزجرالدرا اعلام کند.
    کمی بعد تر گلس از درد و ناراحتی ناله فریاد مانند میکشد.
    خوب اخر حنجره از کار افتاده یا خیر؟
    بلاخره نالیدن و فریاد جزو اصوات هست . گلس قادر بود سروصدایی از خودش دربیاورد یا خیر .
    یکی از ضعیفترین سکانسها برای من سکانسی بود که گلس سینه خیز از بالای دره پر درخت به پایین ان نگاه کرد بعد صحنه کات شد و گلس بدون برداشتن آسیب جدیدی به دست و صورتش داشت آب میخورد. خوب چطور؟
    چطور از آن بالا به پایین آمد؟ سینه خیزاز بین سنگلاخ و کاجها رد شد؟ قل خورد ؟ پرواز کرد؟ اینجای فیلم یک لبخند کج گوشه لبان بیننده ظاهر میشود.
    چراکه به نظر میاد کارگردانی که در تمام مدت فیلم با وسواس باذکر جزییات وچگونگی نجات یافتن گلس از سرما و سیر کردن خودش سعی دارد از واقع گرایی فیلم صحبت کند اینجای کار فراموش میکند گلس چطور باید از ارتفاع پایین بیاید.
    چنانکه به دید بنده اگر به این صحنه می پرداخت احتمالا از زیباترین سکانسهای فیلم میشد.
    شخصیت پردازی در فیلم خیلی کم بود.
    از همان ابتدای فیلم ما میفهمیم که گلس مردنی نیست .و دیگر کاری به اینکه گلس کیست و چه باوری دارد نداریم و باخیال راحت به ادامه فیلم چشم میدوزیم. قهرمان ما میتواند زنده بماند اگر هم نتوانست یک نفر هست که نجاتش بدهد و بعد خودش بمیرد این که این اتفاق بیشتر از یکبار در فیلم تکرار شد خود حالت ضدقهرمان داشت .‌و شخصیت گلس را در عین قوی بودن محتاج و ضعیف نشان میداد.
    لااقل برای من.
    فیلم به خوبی مفهوم خانواده و عشق به فرزند را بیان میکند. امادر حالیکه گلس حتی تلاشی برای گذاشتن جسد پسرش توی گور کنده شده برای خودش نکرد . خوب گلس اسیب دیده بود ولی قادر بود از دره پایین بیاید.
    گویا اگر کمی تلاش میکردو نمیتوانست خیال بیینده کمی راحت میشد که تلاشی برای برداشتن جسد پسرش انجام داده.
    اینکه جسد پسر به طبیعت وحشی سپرده شد القای این بود که او بیشتر سرخپوست بود تا پسر گلس و برای همین به طبیعت بازگردانده شد.
    شخصیت فیتزجرالد که زمین و زمان سعی در کشتن و منفور کردنش داشتند. انگار اصلا هدف زنده ماندن گلس نبود بلکه کشتن فیتزجرالد بود حالا توسط هرکسی که شد و فیتزجرالد خیلی بدتر از اینها بود که به این راحتی بمیرد.
    سکانس اخر دیالوگ انتقام در دست خداست و بیانش توسط گلس به چه معنا بود؟یعنی خدا فقط خدای گلس بود و انهمه ادم را بسیج کرده بود تا انتقام کلس را بگیرند؟ گلس به سرخپوست نگاه کرد و این جمله را تکرار کرد؟ یا سرخپوست نماد خدا بود که در نهایت کینه جویی و بدون هیچگونه ترحمی دربه در دنبال گرفتن انتقام از فیتزجرالد بود.
    یا گلس با اطمینان به اینکه سرخپوست صددرصد فیتزجرالد را میکشد این جمله را گفت! اگر یک درصد احتمال میداد که سرخپوست اورا نمیکشد ایا بازهم همین را میگفت؟ یا این جمله یک دلخوشکنک برای خوشایند قشر مذهبی پسند فیلم بود؟
    اگر اعتقاد گلس این بود پس از ابتدای فیلم به دنبال چه بود ؟
    گویا انتقام که در بدو هدف فیلم هست در اخر رنگ می بازد و میفهمیم گلس برخلاف انتظار فقط میخواسته زنده بماند تا درگیر انتقام باشد.
    من برعکس خیلی ها به جای اینکه اول به جلوه های هنری و فیلم برداری و غیره فیلم توجه کنم به دنبال مفهوم و موضوعدهستم.
    این فیلم از بعد پرداخت به موضوع با همه ی جزیی پردازی هایش درنگاه من دارای ضعف بود.
    چرا که اگر قصد بیان زنده ماندن و میل به بقا و زندگی در طبیعت وحشی بود خیلی از مستندها با زیبایی همین کاررا انجام میدهند. اما قصد کارگردان ارائه یک مستند نبود . بلکه قصد داشت خیلی موضوع ها را با عمق کم و در یک فیلم بیان کند. و این ضعف بود. پرداختن نصفه و نیمه به موضع امریکا و فتحش با خون سرخپوستها و نه با کشف شدنش. خیانت فرانسوی ها. نابودی طبیعت . اینکه عده ای باید برای زندگی جان بکنند و بمیرند تا پوستها بدست افراد ثروتمند برسد.و چه و چه و در نهایت موضوع انتقام که نفهمیدیم در دست خداست یعنی چه.و اگر در دست خداست پس چرا فیتزجرالد را رها نکردند که خدا کار خودش را بکند.
    هرکدام از این اهداف میتوانید خودش یک فیلم کامل باشد و چندمنظوره بودن فیلم باعث شد که بی هیجان و بدون هیچ نقطه اوجی به پایان بسته اش برسد.
    این دیدگاه من بود.
    موفق باشید.
     
    مـرجانه، سایه های بیداری و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/15
    ارسال ها:
    60
    تشکر شده:
    280
    امتیاز دستاورد:
    53
    من فکر نمیکنم اسم اتفاقی که داره میفته رو بشه گفتگو گذاشت!
    چون این پست اخرتون دقیقا پاسخ به چه بخشی از پست من بود؟
    همواره هم بیان میکنید از نگاه من یه فیلم به کمال رسیده یا یه فیلم شاهکاره... والا بنده چندین بار گفتم جز بازی لئو چیزی رو شاهکار نمیدونم تو فیلم. از جمله کلیت فیلم.

    من که نپرداختن به شخصیت های دیگر فیلم از جمله فیتزجرالد رو در پست ما قبل اخرم ضعف فیلم دونستم. بیشتر از این چیزی که شما در مورد فیتزجرالد گفتید، معتقدم به سرخپوستها پرداخته نشده.

    دو نکته قابل بحث در پستتون بود که بعنوان اخرین پستم در این گفتگو (!) خدمتتون تقدیم میکنم

    یکی اینکه شما در مورد سکانسی صحبت کردید که گلس بالای کوه داره نگاه میکنه و کات میخوره کنار اب. و میگید اگه رسیدن گلس به اب نمایش داده میشد به فیلم کمک میکرد!
    کات یه ابزاره تو سینما . که باهاش از گزافه گویی میشه جلوگیری کرد. سوال من اینه که مخاطب وقتی بفهمه گلس چجوری از بالای اون بلندی اومد پایین چه کمکی به فیلم کرده؟!
    جز یه سری تصویر زائد. چون همین سختی کشیدنه برای بازگشت از گور به فراوونی تو فیلم نمایش داده شده

    بنظرم فیلم های ایرانی خیلی باید باب طبع شما باشن.
    مثال میزنم برات . جدایی نادر از سیمین. سکانسی که پدر نادر تو حموم گیر افتاده. و نادر محکم به در میزنه و پدرش رو روی زمین پرت میکنه ! تا بتونه نجاتش بده
    خب اگه کات میداد رو صورت دختره و بعد میدیم در حموم باز شده بهتر بود یا اینکه این جزئیات انقدر زائد و انقدر لو دهنده تو فیلم ظاهر شن؟ نادری که عاشق پدرشه و به خاطر اون به خارج نرفته و داره طلاق میگیره، جای اینکه لولای در رو در بیاره میکوبه به در و پدرش رو نقش بر زمین میکنه!چه کمکی به ما کرد اینکه فهمیدیم نادر در رو چجوری باز کرده؟ این تازه فیلم اسکار گرفتمون بود!!!

    در کل شما عنوان کردید "من برعکس خیلی ها به جای اینکه اول به جلوه های هنری و فیلم برداری و غیره فیلم توجه کنم به دنبال مفهوم و موضوعدهستم." نگاه شما به زعم بنده خیلی محتوا زده س

    دو . صحنه اخر فیلم رو اصلا خوب متوجه نشدید! سرخپوستها دنبال دختر رئیس قبیله هستن که سفید پوست ها ازشون دزدیدن. و این سر اغاز فیلمه. دلیل اصلی جنگ سرخپوستها با این قبیله سفید پوست... گلس در میانه های فیلم دختر سرخپوست رو نجات میده که شما احتمالا ندیدید! و این دختر سرخپوست هست که انتهای فیلم باعث میشه سرخپوست ها از کنار گلس به سادگی بگذرن و یه چشمک ریز هم بهش میزنه!
    پس من براتون توضیح میدم. گلس جون اون دختر رو نجات داد . و همراهیان اون دختر هم انتهای فیلم فیتزجرالد رو کشتن و از کنار لئو گذشتن!

    در اینجا لئو وقتی با سرخپوست ها مواجه میشه به هیچ وجه اطلاع نداره که اون دختر پیششونه. اینجا میدونه که احتمالا قراره خودشم کشته شه. و دیالوگ اون سرخپوست رو میگه" انتقام در دستان خداست" و فیتزجرالد رو رها میکنه تو اب...اونها فیتزجرالد رو میکشن... لئو منتظره مرگه ولی اون دختر رو میبینه و بعدشم زنده میمونه

    بنظرم از این بهتر نمیشه جمله " انتقام در دستان خداست" رو تو سینما بیان کرد. کسی که بهش خیانت کرده رو رها کرد و به سزای عملش یعنی مرگ رسید و خودش که اون دختر سرخپوست رو نجات داده بود و پسرش به ناحق کشته شده بود نجات پیدا کرد. بنظر من خیلی زیباست!




    به هر حال هنر روش علمی نداره. تکثر داره خوانش و نگرشِ بهش. میشه برداشت های متفاوتی ازش کرد
    ولی در کل من دیگه این بحث رو ادامه نمیدم. خوشحال شدم از اشنایی و صحبت با شما. توصیه میکنم اگر در صدد پاسخگویی به این پست هم هستید به حرفهای زده شده در این پست پاسخ بدید و نه اینکه دوباره از ابتدا شروع کنید و نظرتون رو در مورد پلان به پلان فیلم بگید!!

    خدانگهدار
     
    Mrs.Xiii و وضعیت سفید از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/5/15
    ارسال ها:
    215
    تشکر شده:
    969
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    انتقام گیر
    سلام
    ابراهیم, اون کسی که فکر میکنه دانشمند هست و ساشا .
    ولی ابراهیم بیشترین احتمال رو داره
     
    وضعیت سفید و اشک قلم از این پست تشکر کرده اند.
  6. Founder

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    13,002
    تشکر شده:
    13,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    چند روز پیش فصل 6 رو هم تموم کردم.

    به نظر من ریک و دریل بهترین شخصیت های سریال هستن. از اون طرف هم مورگان و کارول خیلی رو اعصاب بودن. کارول ناگهانی میذاره میره به دلایل خیلی الکی.

    سریال در از ابتدا هیجان داشت و هیجانشو حفظ کرد به جز چند اپیزود که فلش بک میزد به گذشته که یکم کسل کننده بود ولی لازم بود. مخصوصا در مورد مورگان که معلوم نشد چجوری یهو پیدا شد.

    گنگ ترین اپیزود مربوط به S 6 - E 16 بود که معلوم نشد Negan کیو کشت. اکه ریک باشه که بعید میدونم دیگه سریال بی مزه میشه. با توجه به دیالوگ های 10 دقیقه اخر، حدس من درمورد اون فردی که در قسمت اخر کشته شد آبراهامه.

    اپیزود 16 سیزن 6 هم قشنگ مخاطب رو 6 ماه تشنه نگه میداره. رفت تا 19 مهر :d
     
    کاتیا، .AffectioN.، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏25/8/15
    ارسال ها:
    1,367
    تشکر شده:
    8,688
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    "عهد جوانی" محصول سال 2014 انگلستان
    [​IMG]

    Testament of Youth is a 2014 British biographical drama film based on the First World War memoir of the same name written by Vera Brittain. The film stars Alicia Vikander as Vera Brittain, an independent young woman who abandoned her Oxford studies to become a war nurse. The film was directed by James Kent and written by Juliette Towhidi

    فیلم زیبایی بود
     
    اشک قلم، .AffectioN.، *Mitra* و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/15
    ارسال ها:
    60
    تشکر شده:
    280
    امتیاز دستاورد:
    53
    [​IMG]


    scent of a woman 1992
    بوی خوشِ زن


    فیلمی که هیچوقت کهنه نمیشه
    تنها جایی که آل پاچینوی شهیر اسکار گرفت
    در نقش یه نابینا و افسر سابق ارتش آمریکا

    من این فیلم رو به هر کسی و با هر سلیقه ای در سینما، پیشنهاد میکنم

    سکانس های بی نظیر و ماندگاری داره این فیلم
    مثل صحنه رقص تانگوی ال پاچینو (تصویر بالا) که بدون شک ماندگارترین رقص به تصویر کشیده شده در سینماست

    یا سکانس صحبت های پاچینو تو کمیته انضباطی مدرسه
    که یکی از ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما رو میگه:


    الآن من در زندگیم به یه دوراهی برخوردم
    اما همیشه راه درست رو میدونستم

    بدون استثناء میدونستم چیه ولی هیچوقت انتخابش نکردم
    میدونین چرا؟

    برای اینکه خیلی سخت بود



    [​IMG]

     
    lord of dakness، سایه، Mrs.Xiii و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏25/8/15
    ارسال ها:
    1,367
    تشکر شده:
    8,688
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    مکانیک
    محصول سال 2011 آمریکا
     
    7080، سایه، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏25/8/15
    ارسال ها:
    1,367
    تشکر شده:
    8,688
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    قسمت اول فصل ششم

    بازی تاج و تحت


    خیلی فاصله افتاد با فصل قبلی
    هیچی ازش یادم نبود
    این قسمت بیشتر یادآوری بود یه جورایی!
     
    سایه، پــــــــــــرهام، Mrs.Xiii و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.