سلام. بلاخره یکی اسم این سریال رو برد. این جزو محبوب ترین ها برای من هست. و نمیتونم جلوی پرسیدن این سوال مقاومت کنم. به نظر شما در قسمت اخر کی کشته شد؟
ضمن سلامو احترام به نظرات دوست گرامی. من هم این فیلم رو به خاطر امتیازاتش دیدم. درکل بنظرم اصلا فیلم فوق العاده ای نبود. بیشتر شبیه مستندی از زمستان و روش زنده ماندن در آن بود. فیلم نقطه اوج نداشت. به صورت یکنواخت نقش اول مدام زخمی میشد مدام سردش بود مدام یکنفر نجاتش میداد و مدام کسی که نجاتش داده بود میمیرد. حداقل این جریان سه بار در فیلم رخ داد. فیلم نسبت به طولانی بودنش دیالوگ کمی داشت و از این جهت باید موسیقی قوی میداشت که نداشت. باید دیالگوهای قوی و ماندگار میداشت که نداشت. کل فیلم منتظریم که اوج داستان و پیامش چی هست. و البته پیامش در چنددقیقه آخربه طورواضح به بیننده وصال میده. با هردست بدی با همون دست میگیری. تمام حرفش همین بود. و این بود که دو گروه بی جهت داشتند خون هم رو می ریختند و دشمن واقعی فرانسوی ها بودند. به نظر من خیلی خسته کننده بود و اگر احتمالامن داوربودم و مراسم اسکار رو توی زمستان برگزار میکردند که فکرمیکنم فوریه بود و زمستان، هیچ امتیازی نمیدادم. چون مدام احساس سرما و زمستان رو منتقل میکرد چنانکه من واقعا زیر پتو مچاله شده بودم. من به شدت علاقمند به فیلم و بحث راجب اون هستم که بنابه دلایلی یکسالی از این موضوع بیرون کشیدم. در نهایت بنظر من از سینمای اخیر یک فیلم لایق امتیاز نه بود که کمترهم گرفت، و اون هم فیلم آرتیست بود.
سلام عزیزجان، مرسی بابت نقل قول و حرفای خوبی که گفتید خب ببینید در درجه اول پسندیدن یک فیلم سلیقه شخصی هست. هرکسی با توجه به روحیات و شخصیت خودش ممکنه از فیلمی خیلی خوشش بیاد در حالی که اعداد و ارقام چیزه دیگه ای بگه .. موافقم که به دید کلی فیلم حالت ملو داشت. اما من بُعد روانی فیلم رو بشدت پسندیدم. میدونی چرا؟ چون بنظرم این فیلم شبیه یه زندگی بود. درباره گذشته آدم ها، موندن پای انتخابی که کردی، ارزش داشته ها، اتفاقات ناگهانی که مثل طوفان یهو میاد و از پا میندازتت و جلوی چشمت حتی ممکنه با ارزش ترین داراییت رو ازت بگیرن و تهش باز خودت هستی و خودت که باید بمونی و سرپا بشی و یه مفهوم جدید به زندگیت بدی، نه برای زنده ماندن بلکه برای زندگی کردن! اونم نه به هر قیمتی! که با عقل با وجدان و با تمام احساسات ناب درونی .. صحنه ای که خرس گلس رو از پا انداخت چقدر به واقعیت زندگی ماها نزدیک بود .. آدمی که مثل کوه بود یکهو حتی توانایی اب خوردنم نداره و زندگیش میفته دست آدمهایی که با محصلحت خودشون برای تو تصمیم میگیرن .. بعله موسیقی متن هم آنچنان قوی نبود. دیالوگ کوبنده جز همون دیالوگی که من نوشتم نداشت. اما سرشار بود از زندگی و درس زندگی .. شاید روی ورق از هر جهت حساب کنیم و بگیم فلانش اینطور بود و بهمانش در حد انتظارات نبود و بگیم نه .. فیلم تاپی نبود. اما بنظر من تنها چیزی که باعث جذابیت فوق العاده فیلم میشد فقط واقعیت محضی بود که آدم به وجودش احساس میکرد .. واقعیت تلخ و شیرین زندگی .. شما فقط اکت دی کاپریو و نگاه های گلس و تمام دردی که کشید رو تصور کن .. ببین چقدر زیبا به تصویر کشیدن صحنه درد رو .. تمام صحنه های موندن و جنگیدن، زنده موندن و دلیلی برای زندگی پیدا کردن .. انسانیت رو حتی .. میتونم ساعت ها دربارش حرف بزنم. با سلیقه شخصی من کاملاً سازگار بود. شما هم میتونی از هر بُعدی که خواستی نقدش کنی عزیز، نظرتون کاملا محترمه
بله مسلما فیلم نقاط قوت بخصوصی هم داشته که چنین رایی اورده و مسلما کسانی که رای دادن قدرت ادراک ، شناخت و سواد سینمایی لازم رو داشتن. چیزی که بنده گفتم تماما یک دید شخصی و پرسنال بود و تنها از نوع سلیقه سینمایی بنده سرچشمه میگرفت. همونطور که گفتم من از گفت و شنود راجب فیلم ها و درک نظرات و سلیقه های مختلف لذت زیادی میبرم. الان هم از خوندن نقطه نظرات شما دوست گرامی بهره مند و سیراب شدم. متشکرم که پاسخ دادید. و منتظر نقدهای دیگر شمانیز هستم.
سلام بله یکی از جذاب ترین سریال هاست من فصل 5 هستم هنوز به آخر فصل 6 نرسیدم ترجیح میدم خودم ببینم چه اتفاقی میوفته تا جذابیت سریال از بین نره
عرض سلام بعنوان یه علاقه مند به سینما و کارهای ایناریتو فکر میکنم باید پاسخ کوتاهی به فرمایشاتتون بدم یکی از انتقادات اصلی ای که به فیلم شده تو نقدهای مختلف اینه که منتقدای اصلی میگن این فیلمیه که حس نداره...یعنی با دیدنش سرما رو حس نمیکنی... یا با دیدن حمله خرس احساس وحشت نمیکنی جالبه شما حس گرفتید از فیلم و قصد داشتید بید زیر پتو و مچاله شید! فیلم دیالوگ عمیق و یا کلا فیلمنامه شاهکاری نداره. منم موافقم. همونطور که در بخش فیلمنامه به هیچ وجه تحسین نشد. برخلاف کار قبلی ایناریتو یعنی بردمن ایده های تکراری و کهنه ای داره فیلم مثل خوابیدن دیکاپریو تو شکم اسب...که برداشت شده از یکی از قسمت های جنگ ستارگان بود... رویارویی با خرس که کم ندیدیم نظیرشو تو سینما... یا حتی میزانسن ها که یه فیلمی منتشر شد از اینکه خیلی از سکانس ها میزانسنشون برداشت شده از فیلم های یک کارگردان روس بوده... البته ایناریتو قبلا نسبت به این کارگردان اظهار علاقه کرده بود و بعضی این رو ادای دین کارگردان دونسته بودن: دانلود این کلیپ کوتاه تنها چیزی که این فیلم داشت نمایش احساس و رفتار یک انسان بود که تو طبیعت رها شده بود دقت کنی باقی شخصیت های فیلم به قدر کافی بهشون پرداخته نشد. مثل تام هاردی و سرخ پوستها و...که اینم ضعف فیلمه ولی لئو کاری کرد که بن نظر من هم تو کارنامه خودش و هم تو سینمای جهان بی سابقه بود اینکه به قول شما با دیالوگ های کم، در کنار موسیقی بسیار کمرنگ، با زبان بدن ((که استاد این نوع بازی خودشه... اینجا فقط با زبان بدن بود... ولی مثلا تو فیلم چه کسی گیلبرت را ازار می دهد در نقش یه عقب مونده، تو فیلم هوانورد در نقش یک مبتلا به وسواس جبری، تو فیلم جزیره شاتر در نقش یه متوهم که واقعا تا اخرین لحظات هم با بازی شاهکارش مخاطب رو فریب میده!که تو همه این فیلمها از زبان بدن به بهترین شکل ممکن استفاده میکنه)) و در کنار موسیقی طبیعت! صدای اب صدای پرنده ها... سکوتِ موقع باریدن برف (که بهتر و کارساز تر از هر موسیقی ایه به اعتقاد من تو این فیلم) یک تنه این فیلم رو جاودانه کرد! امانوئل لوبزکی هم که فیلمبرداریش فعلا هیچ رقیبی نداره. هم تو جاذبه هم بردمن هم اینجا....واقعا اکت های لئو رو خوب به تصویر میکشه در هر حال من معتقدم اگر کسی به جز لئو این نقش رو بازی میکرد، به هیچ وجه این فیلم دیده نمیشد. ایناریتو انتخاب بسیار دقیق و هوشمندانه ای کرده.
Moon امتیاز IMDB: 8.0 سال ساخت: 2009 ژانر: درام علمی تخیلی بازیگر: کوین اسپیسی دومنیک مک الیگوت سم راک ول نویسنده: نیتن پارکر کارگردان: دانکن جونز ماه فیلمی درام ، علمی-تخیلی محصول سال 2009 کشور بریتانیا است. کارگردانی این فیلم بر عهده "دانکن جونز" بوده است از بازیگران این فیلم میتوان به "سم راک ول" ، "کوین اسپیسی" و "دومنیک مک الیگوت" اشاره کرد.این فیلم با فروش جهانی 9 میلیون دلار مواجه شد. ماه نامزدی دو جایزه "بفتا" را در کارنامه خود دارد. داستان فیلم : سم بل با بازی "سم راک ول" فضانوردی است که سال سوم ماموریت خود را همراه با کامپیوترش "گرتی" بر روی ماه میگذراند او با گذشت سال ها دور از زمین از لحاظ شخصیتی دچار تغییر شده است ، او بسته ی تحقیقاتی که باعث کاهش مشکلات انرژی سیاره مان می شود را به زمین می فرستد...