1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

با رضا یزدانی و کارن همایونفر درباره «خاطرات مبهم»

شروع موضوع توسط panTea ‏18/2/14 در انجمن بیوگرافی هنرمندان

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5/11/12
    ارسال ها:
    327
    تشکر شده:
    148
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    مدیریت
    [TABLE]
    [TR]
    [TD] با رضا یزدانی و کارن همایونفر درباره «خاطرات مبهم»

    یک اثر موسیقایی با وجوه سینمایی!
    رضا یزدانی و کارن همایون فر می‌گویند آلبوم «خاطرات مبهم» با توجه به پیشینه سینمایی هنرمندان آن، یک اثر موسیقایی با وجوه سینمایی شده است.

    [/TD]
    [TD="align: left"] [​IMG] [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]

    به گزارش خبرسينما و به نقل از خبرآنلاين،خاطرات مبهم که اول اسفند 91 منتشر شد، ششمين آلبوم رضا يزداني است. آهنگسازي و تنظيم 10 قطعه اين آلبوم را کارن همايون فر انجام داده است و ترانه‌هاي آن‌ها را احسان گودرزي، انديشه فولادوند، عليرضا باران و عليرضا کمارجي‌نژاد سروده‌اند.
    «بلاتکليف»، «حرف‌هاي بي‌مخاطب»، «کجا گمت کردم»، «شک مي‌کنم»، «حرف آخر»، «فيلم کوتاه»، «گرامافون»، «نوار»، «طهران، تهران» و «ادامه بده» قطعات اين آلبوم هستند که در طول چند سال گذشته با همکاري رضا يزداني و کارن همايون فر پديد آمده و اينک در قالب يک مجموعه منتشر گرديده‌اند.
    خاطرات مبهم به دليل تنوع موسيقايي و محتوايي‌اش، آلبومي متفاوت در کارنامه رضا يزداني به شمار مي‌آيد که مي‌توان آن را تلفيقي از سبک‌هاي مختلف دانست.
    يکي از شب‌هاي اسفند، با حضور در يک استوديوي موسيقي که ميزبان تمرين‌هاي ارکستر اين خواننده بود، پاي صحبت‌هاي رضا يزداني و کارن همايون فر نشستيم و به بررسي و تحليل آلبوم خاطرات مبهم پرداختيم.

    يکي از ويژگي‌هاي مثبت آلبوم «خاطرات مبهم»، تنوعي است که 10 قطعه آن از نظر ترانه، ملودي، آهنگ و تنظيم دارند. در واقع اين آلبوم يک رنگين کمان موسيقايي است که شنونده را خسته نمي‌کند. مي‌خواهم بدانم اين مجموعه متنوع و متفاوت چگونه کنار هم قرار گرفتند؟

    کارن همايون فر: اين واريته (گوناگوني) نتيجه آن است که قطعات اين آلبوم در طول چند سال و با فاصله از هم شکل گرفته‌اند. چند سالي مي‌شود همکاري من و رضا شروع شده و کارهايي را با هم انجام داده‌ايم که تعدادي از آن‌ها موسيقي فيلم بوده است. دو سال پيش بود که تصميم گرفتيم آن کارهاي قبلي را جمع نماييم، چند قطعه به آن‌ها بيافزاييم و به صورت آلبوم منتشر کنيم.

    يعني پشت اين تنوع قطعات، فکري نبود؟

    رضا يزداني: رويش فکر شده بود و اتفاقي نيست. اين تنوع از ابتدا هدف گذاري شده بود و براي همين جمع آوري و توليد آلبوم «خاطرات مبهم» دو سال زمان برد.من سالهاست که در حوزه موسيقي فعاليت مي‌کنم، بازار را مي‌شناسم و مي‌دانم مخاطب چه مي‌خواهد. قطعات اين آلبوم هم فکر شده دور هم گرد آمدند و از ابتدا روي تنوع محتوايي و موسيقايي آن هدف گذاري کرده بوديم.

    همايون فر: در انتشار يک آلبوم خيلي مهم است بتوانيم اثري را بيرون دهيم که دامنه مخاطبانش افزايش پيدا کند. از اين نظر «خاطرات مبهم» به لحاظ گستره وسيع موضوع و مضمون ترانه‌هايش، ملودي، آهنگ و ساز بندي، يک آلبوم متفاوت و متنوع است که شنونده‌هاي زيادي را توانسته جذب خود سازد.


    با تنوعي که در آهنگ‌ها و ترانه‌هاي اين آلبوم وجود دارد، من شنونده دوست دارم قطعات آن را پشت سر هم گوش دهم. مي‌خواهم بگويم «خاطرات مبهم» با وجود تنوعش، آلبومي يک دست است که باعث مي‌شود من از اول تا آخرش را يک نفس بروم و از روي هيچ قطعه‌اش نپرم.

    همايون فر: در واقع شما مثل يک منظومه صدايي بهش نگاه مي‌کنيد.

    بله. فکر مي‌کنم چيدمان قطعات هم خيلي به آلبوم کمک کرده است. اين ترتيب چگونه شکل گرفت؟

    همايون فر: بجز قطعه اول که رويش مطمئن بوديم، اما بقيه را با فکر و بحث زياد انتخاب کرديم.
    يزداني: من قطعات را خيلي حسي مي‌چينم. در اين آلبوم هم من دو سال با آن زندگي کردم و چيدنش کار سختي نبود.

    قطعات هم از نظر طول زماني به قاعده و متناسب هستند و شنونده را خسته نمي‌کنند.

    همايون فر: البته ما قطعه‌اي داريم که 8 دقيقه طول مي‌کشد.

    کدام يکي؟

    همايون فر:
    گرامافون.

    جالب است، چون من اصلاً وقت نگرفتم. به نظرم تصوير سازي و داستان سرايي اين قطعه باعث مي‌شود گذر زمان به نظر نيايد. اين ويژگي در بقيه ترانه‌هاي «خاطرات مبهم» هم ديده مي‌شود و تنها مربوط به کلام نيست و آهنگ‌ها نيز از آن بهره‌مند هستند.

    همايون فر:
    ساختار موسيقايي و کلامي قطعات اين آلبوم اصلاً شلخته نيست و‌‌ همان طور که گفتيد، بيشتر ترانه‌هاي ما يک داستان تصويري را بازگو مي‌کنند.

    در سينما، داستان گويي وظيفه اصلي تدوين (مونتاژ) است؛ اينکه با چينش درست نما‌ها، ربتم مناسب و اوج و فرود منطقي، قصه‌اش را خوب پيش ببرد. به نظرم در قطعات آلبوم «خاطرات مبهم»، شما از اين تکنيک سينمايي بهره گرفته‌ايد و پلان‌هاي تصويري و موسيقايي را پشت سرهم به درستي تدوين کرده‌ايد.

    يزداني:
    وقتي يک گروه سينمايي آلبوم موسيقي توليد کنند، خود آگاه و نا‌خود آگاه خيلي از تکنيک‌هاي فيلمسازي را وارد اين حوزه مي‌کنند.

    مثل تصويرسازي، پلان بندي، شخصيت دادن به اشياء، کاربرد دراماتيک واژه‌ها، داستان گويي و... که در اين آلبوم ديده مي‌شود؟

    يزداني:
    بله. اگر به آلبوم‌هاي منتشر شده در سال‌هاي اخير نگاه کنيد، تا حالا چنين مجموعه سينمايي کنار هم قرار نگرفته‌اند. آهنگسازش (کارن همايون فر) 30 سال است که موسيقي فيلم مي‌سازد، ترانه سرايش (انديشه فولاد وند) شغل اصلي‌اش بازيگريست و من هم علاوه بر ساخت و خواندن تيتراژهاي سينمايي و تجربه بازيگري، يک عاشق سينه چاک هنر هفتم هستم.
    به اين جمع، علي اوجي را هم اضافه کنيد که از سينما آمده و تهيه کننده آلبوم «خاطرات مبهم» شده است. اين ترکيب سينمايي، کار را هم سينمايي کرده است.

    با اينکه در ترانه‌هاي اين آلبوم، احساساتي چون حسرت، غم گذشته، فرصت‌هاي از دست رفته، هجران و... موج مي‌زند، اما کلام و موسيقي جوري دست به دست هم داده‌اند که کار بيش از آنکه تراژيک يا ملودرام شود، حماسي شده است. منظورم اين است وقتي هر قطعه به پايان مي‌رسد، اين حس به شنونده دست نمي‌دهد که همه چيز تمام شده و راهي براي اصلاح گذشته يا اميد به آينده روشن وجود ندارد.


    همايون فر: ما به عنوان هنرمندي که در يک دوران نامناسب زندگي مي‌کنيم، يابد بارقه‌اي از اميد را در دل شنونده نگاه داريم. من مخالف آن هستم که همه در‌ها و روزنه‌ها را به روي مخاطب ببنديم ويک فضاي سياه و تاريک و بي‌هدف را برايش ايجاد کنيم. يک قطعه موسيقايي نبايد جوري باشد که با تمام شدنش، مخاطب را نااميد کند و به فکر بيندازد که همه چيز به انتها رسيده است. در اين کار هم ما نخواسته‌ايم اميد را در شنونده‌هايمان بکشيم.
    يزداني:
    ما هم در کلام و هم با موسيقي، خواسته‌ايم اميد را زنده نگه داريم. وقتي در يک ترانه بعد از بيان همه سختي‌هاي زندگي امروزه مي‌خوانم «ادامه بده» يا در يک قطعه ديگر ترانه سرا گفته «بي‌خيال بد بياري، زنده باد اين عاشقانه»، همه تاکيد بر اميد دارند. همچنين با استفاده از ملودي‌هاي خاص، بهره گيري از گروه کر و... ديگر تمهيدات موسيقايي هم خواسته‌ايم حس مقاومت، مبارزه و اميد به آينده را به شنونده منتقل کنيم.

    آقاي همايون فر، شما آهنگ تمام قطعات اين آلبوم را ساخته‌ايد و خودتان هم آن‌ها را تنظيم کرده‌ايد. چرا مثل خيلي موسيقي دانان ديگر، کار تنظيم را حداقل در برخي قطعات به ديگران نسپرديد؟

    همايون فر:
    ملودي، ريتم، هارموني و ارکستراسيون (ساز بندي) عناصري هستند که يک اثر موسيقايي را مي‌سازند. فکر مي‌کنم همه اين‌ها بايد در دست‌ يک نفر باشد تا قطعه به کمال استحکام ساختاري و زيبايي هنري برسد.

    اما در همين کار ملودي تعدادي از قطعات را رضا يزداني ساخته است.


    همايون فر: بله، اما ما از‌‌ همان ابتدا با هم مشورت و همکاري داشته‌ايم و به تفاهم رسيده‌ايم. در اين آلبوم، ملودي‌ها بر اساس شعر و ترانه ساخته و بعد از نظر سازبندي رنگ آميزي شده‌اند. براي همين آن تنوع که ابتداي گفت‌و‌گو به آن اشاره کرديد، در تنظيم قطعات اين آلبوم ديده مي‌شود و در عين حال کل مجموعه يک دست هم به نظر مي‌رسد.

    اين طوري به نظر مي‌رسد شما براي آهنگساز، نقشي شبيه کارگردان فيلم قائل هستيد. در اين وضعيت، اجرا گرفتن از خواننده هم جزو وظايف آهنگساز است؟


    همايون فر: اصلاً نمي‌توانم خواننده را خارج از سازبندي خودم فرض کنم، من‌‌ همان رفتار را با خواننده دارم که با يک ساز سلو دارم.

    صداي رضا يزداني يک تشخص خاص دارد. اين را چگونه در کار لحاظ کرديد؟

    همايون فر: قدرت صداي رضا و تکنيک و شعوري که پشت آن نهفته، بي‌نظير است. براي همين من ملودي، آهنگ و رنگ آميزي ساز‌ها را با آن هماهنگ مي‌سازم.

    آقاي يزداني، نسبت شما با ترانه و موسيقي چيست. کدام يک براي شما در درجه اول اهميت قرار دارد؟


    يزداني: براي من ترانه در درجه اول اهميت قرار دارد. اينکه ملودي را اول بسازند و بعد رويش شعر و ترانه بگويند، قبول ندارم. در موسيقي پاپ، ملودي بايد روي ترانه ساخته شود.

    براي همين است که خيلي وقت‌ها واژه‌هاي ترانه‌هاي شما تغيير شکل مي‌دهند، معني متفاوت مي‌يابند، کش مي‌آيند، خورده مي‌شوند و... بافت صداي شما را پيدا مي‌کنند؟

    يزداني: من هميشه دوست داشته‌ام مثل يک هنرپيشه با واژه‌هاي ترانه‌هايم بازي کنم. در واقع بايد بتوانم روح واژه‌هاي ترانه‌ها را با تشديد‌ها، تخفيف‌ها و... به شنونده منتقل کنم.

    همايون فر: رضا براي خواندن هر ترانه، مثل يک بازيگر زحمت مي‌کشد. او به جاي نقش، کلام را از صافي خودش مي‌گذراند و هويتي دوباره به آن مي‌بخشد.

    گويا از هر طرف وارد بحث شويم، باز به وجوه سينمايي اين آلبوم مي‌رسيم.

    يزداني: (با خنده) فکر مي‌کنم اين گفت‌و‌گو بيشتر سينمايي شد.

    ما هم استقبال مي‌کنيم. به همين خاطر مي‌خواهم بپرسم شما چرا اين قدر دوست داريد تا به اشياء کارکرد دراماتيک (نمايشي) بدهيد؟

    يزداني: يک حس نوستالژيک نسبت به اشياء دارم. فکر مي‌کنم آن‌ها بيش از آنچه ما تصور مي‌کنيم، در زندگي و شکل دادن به شخصيت ما آدم‌ها نقش دارند.

    همايون فر:
    رضا به اشياء هويت مي‌دهد.

    يزداني: البته فراموش نکنيد که ترانه سرايان اين آلبوم هم در هويت بخشي به اشياء نقش عمده‌اي دارند. با اين حال خودم خيلي به اين کار علاقمندم و مطمئن باشيد در آينده هم شاهد وفور اشياء و ابزار در کارهاي من خواهيد بود.

    اين روز‌ها انتشار آلبوم موسيقي از لحاظ اداري و اقتصادي کار سختي شده است. براي «خاطرات مبهم» شما با مشکلي روبرو نشديد؟

    يزداني: مهم انتشار آلبوم بود که اتفاق افتاد؛ بي‌خيال بد بياري، زنده باد اين عاشقانه.

    و شما آقاي همايون فر؟

    همايون فر: من هم با رضا موافقم.