1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏25/12/13 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    فضيلت علم بر ثروت

    العلم خير من المال، العلم يحرسك، و انت تحرس المال، و المال تنقصه النفقه و العلم يزكو على الانفاق، و صنيع المال يزول بزواله.

    ح/ 147- از فرمايشات امام "ع" به كميل بن زياد

    ترجمه:

    دانش، از مال دنيا بهتر است، زيرا دانش نگهبان توست، ولى مال را تو بايد نگهبانى كنى. مال دنيا با بخشش كاسته مى شود، ولى دانش، بر اثر بخشش، رشد و فزونى مى يابد، و آنچه با مال دنيا ساخته و پرداخته شده و بدست آمده، با تمام شدن مال، از بين مى رود.

    شرح:

    امام عليه السلام، بارها در سخنان خود، دانش را با مال دنيا مقايسه فرموده، و همواره دانش را برتر و گرانبهاتر شمرده است. در اين كلام ارزنده نيز، امير مومنان "ع"، از برترى دانش نسبت به مال دنيا سخن مى گويد، و در اين مورد سه دليل بيان مى فرمايد:

    اول آنكه: دانش، انسان را از مشكلات زندگى و گرفتاريهاى آخرت نگهدارى مى كند، و از خسارتها و زيانهايى كه به سراغ اشخاص جاهل مى روند، در امان مى دارد.- ولى مال دنيا، نه تنها نگهبان صاحب خود نيست، بلكه صاحب مال، ناچار است قسمتى از وقت و فكر و نيروى خود را به خاطر نگهدارى مال، از دست بدهد، تا از تلف شدن و از بين رفتن آن جلوگيرى كند.

    دوم آنكه: صاحب مال، وقتى مقدارى از مالش را به ديگرى ببخشد، به مقدارى كه بخشش كرده است، از مال او كم مى شود. ولى صاحب علم، هر چه از علم خود به ديگران ببخشد، يعنى هر چه علم خود را بديگران بياموزد، بر علم او افزوده مى شود. چون با هر بار آموزشى كه به ديگرى مى دهد، خود او نيز ورزيده تر مى شود و در رشته علمى خود، مهارت و تسلط بيشترى پيدا مى كند.

    سوم آنكه: وقتى مال و ثروت از بين برود، تمام چيزهائى هم كه به واسطه آن مال و ثروت ساخته و پرداخته شده و بدست صاحب مال آمده است، از بين خواهد رفت. مثلا اگر كسى مقامى را به خاطر ثروت خود به دست آورده است، يا اگر به خاطر مال خود، بين عده اى احترام و اعتبار ظاهرى پيدا كرده است، يا اگر كسانى بخاطر ثروت با او دوست شده و گردش را گرفته اند، همينكه ثروت او به هر علتى، از بين برود، مقام و احترام و دوستان او هم از دست خواهند رفت.

    در حاليكه آنچه شخص عالم، به خاطر علم خود به دست مى آورد، هيچگاه از بين نخواهد رفت، زيرا علمى كه باعث بدست آمدن آن چيزها شده، هميشه براى صاحب خود باقى مى ماند
     
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    آنچه بر خود نمى پسندى بر ديگران مپسند

    فاحبب لغيرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها.


    نامه/ 31


    ترجمه:


    آنچه كه براى خود دوست مى دارى، براى ديگران نيز دوست بدار، و آنچه را كه براى خود نمى پسندى، براى ديگران هم مپسند.

    شرح:

    يك ضرب المثل فارسى مى گويد: 'آنچه به خود نمى پسندى، به ديگران روا مدار'. و ضرب المثل ديگرى مى گويد: 'يك سوزن به خودت بزن، يك جوالدوز به مردم'. اين دو ضرب المثل، و دهها ضرب المثل ديگر، و شعرها، و كلمات كوتاه و بلند بسيارى كه در زبان و ادبيات ما، درباره همين موضوع صحبت مى كند، همه، با الهام گرفتن از سخن امام عليه السلام، و در توضيح و تشريح آن گفته شده و رواج پيدا كرده است.

    و منظور از تمام اين سخنان، آن است كه درباره يكى از دستورات عميق و پر معنى اسلام، به شكلهاى گوناگون، توضيح داده شود. بر اساس اين دستور و الا و زندگى ساز اسلام، ما انسانها وظيفه داريم كه در هر كارى، رعايت حال ديگران را نيز بكنيم. يعنى هميشه خودمان را به جاى ديگران بگذاريم، و با مردم طورى رفتار كنيم، كه دوست داريم ديگران با ما همانطور رفتار كنند.

    كسيكه به مشكلات و ناراحتيهاى ديگران اهميت نمى دهد، بايد حساب كند كه آيا خودش مى تواند همان مشكلات و ناراحتيها را تحمل كند، يا نه، به زبان ساده تر بايد گفت: هر كس راضى شود كه يك جوالدوز به تن ديگرى فرو رود، بايد با انصاف و مروت حساب كند كه آيا خودش حاضر است يك سوزن به تنش فرو رود، يا نه؟

    مسلمان مومن واقعى، كسى است كه براى ديگران نيز به اندازه خودش، راحت و آسايش و حق استفاده از مواهب زندگى را بخواهد و اصولا آسايش و خوشبختى خود را، در آسايش و خوشبختى ديگران جستجو كند.

    [HR][/HR]
     
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    اندرز پذيرى

    و لا تكونن ممن لا تنفعه العظه الا اذا بالغت فى ايلامه، فان العاقل يتعظ بالاداب و البهائم لا تتعظ الا بالضرب.

    نامه/ 31

    ترجمه:


    از كسانى مباش كه اندرز نمى پذيرند مگر هنگامى كه آزار و عذابى به آنها برسد. شخص عاقل، با ادب و ملايمت اندرز مى پذيرد، و چهارپايان هستند كه جز با كتك، فرمان نمى برند و به راه نمى آيند.

    شرح:

    انسان كه برترين مخلوق خداوند است، و بهمين جهت 'اشرف مخلوقات' نام گرفته، با ساير جانداران، تفاوتهاى بسيارى دارد. يكى از مهمترين تفاوتهاى انسان با حيوانات، اين است كه انسان اندرز و راهنمايى افراد بزرگتر و داناتر از خود را مى پذيرد. در حاليكه حيوانات، اندرز پذير نيستند، و صاحب يا نگهبان حيوانات و چهارپايان، ناچار مى شوند كه به ضرب چوب و شلاق، آنها را به راه بياورند و از خطر و ناراحتى ها دور سازند.

    انسان عاقل، مى داند كه پدر و مادر، يا معلم، يا ساير بزرگترها، كه بيش از او دانش و تجربه دارند، جز خير و صلاح او را نمى خواهند و به همين دليل، هر گاه ببينند كه كودك خردسال يا شاگرد كوچكشان به راه خطا مى رود، او را اندرز مى دهند و سعى مى كنند با ارشاد و راهنمايى، از خطاها و خطرها، دورش كنند.

    در چنين مواقعى، انسان اگر عاقل باشد، با زبان خوش و ملايم، اندرز بزرگترها را مى پذيرد و مودبانه به راهنمايى آنها گردن مى گذارد. اما، گاهى، كسانى هم پيدا مى شوند كه بر خلاف انتظار، اندرز افراد خيرخواه را نمى پذيرند و به راه خطاى خود، ادامه مى دهند.

    حتما شما هم ديده ايد كه گاهى، پدر و مادرى، مجبور مى شوند فرزند خود را، به خاطر آن كه با زبان خوش اندرز نپذيرفته است، با تنبيه بدنى و كتك و خشونت تربيت كنند. در حاليكه انسان عاقل، هرگز كارى نمى كند كه با او مانند حيوانات و چهارپايان رفتار كنند و با كتك به راهش بياورند. بلكه با ادب و ملايمت، اندرز بزرگترها را مى پذيرد، و با خوبى و خوشى، به راهى مى رود، كه سعادت و خوشبختى او، در آن است.

    [HR][/HR]
     
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    دوستى و خردمندى

    التودد نصف العقل.


    ح/ 142

    ترجمه:


    دوستى و مهربانى با مردم، نيمى از عقل است.


    شرح:


    شخص عاقل، با شخص نادان، تفاوتهاى زيادى دارد. اما اين تفاوتها، هميشه و همه جا معلوم و آشكار نمى شود، بلكه موارد بخصوصى هست كه عقل شخص عاقل، و نادانى شخص نادان، جلوه گر مى شود، و آشكار مى گردد كه كداميك عاقل و كداميك نادان هستند.

    يكى از اين موارد، طرز رفتار با مردم است. شخص نادان، ارزش دوستى و مهربانى را نمى داند، و بهمين دليل، با مردم دوستى نمى كند و محبت كسى را در دل خود جاى نمى دهد.

    اما شخص عاقل، چون به نيروى عقل خود، قدر و قيمت دوستى و محبت را درك مى كند، براى خود دوستان خوب و فراوان انتخاب مى كند و با دوستانش نيز، هميشه با مهر و محبت رفتار مى كند. يكى از راههائى كه ما مى توانيم تشخيص دهيم چه كسى عاقل و چه كسى نادان است، همين است كه ببينيم آيا شخص مورد نظر، با مردم دوستى و محبت مى كند، يا با هيچكس از در مهر و محبت و دوستى وارد نمى شود.

    از آنجا كه دوستى و محبت با مردم، يكى از مهمترين نشانه هاى عقل و شعور است، امام عليه السلام، براى دوستى ارزش فراوانى قائل شده است، تا جائى كه فرموده است: همينكه شخصى با مردم دوستى و محبت كند، نشانه ى آن است كه دست كم، نيمى از عقل طبيعى يك انسان در او وجود دارد
     
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    پرهيز از دوستى با...

    اياك و مصادقه الا حمق، فانه يريد ان ينفعك فيضرك، و اياك و مصادقه البخيل، فانه يبعد عنك احوج ما تكون اليه، و اياك و مصادقه الفاجر، فانه يبيعك بالتافه، و اياك و مصادقه الكذاب، فانه كالسراب: يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القريب.

    ح/ 38

    ترجمه:

    از دوستى با نادان بپرهيز، چون او مى خواهد به تو سود برساند، ولى از روى نادانى زيان مى رساند، از دوستى با شخص تنگ نظر بپرهيز، چون او تو را، هنگامى كه به شدت نيازمند او باشى رها مى كند، از دوستى با شخص بد كاره بپرهيز، چون او به ناچيزترين قيمتها تو را مى فروشد، و از دوستى با دروغگو بپرهيز، چون او، مانند سراب، فريبت مى دهد. دور را در نظرت نزديك نشان مى دهد، و نزديك را دور جلوه گر مى سازد.


    شرح:


    يكى از دستورات مهم اسلامى، كه هم پيامبر اكرم "ص" و هم امام عليه السلام، درباره آن بسيار سفارش كرده اند، مسئله انتخاب دوست و همنشين است. كسانى كه خصوصيات زشت و ناپسند، و صفات بدو نامطلوب دارند، بر روى دوستان و معاشران خود نيز تاثير منفى مى گذارند، و به آنان، زيانهاى جبران ناپذير مى زنند. از اين رو، در انتخاب دوست، بايد كمال مراقبت را به عمل آوريم و دست كم، كسانى را كه داراى چهار خصوصيت زشت 'نادانى'، 'بخل'، 'بدكارى' و 'دروغگويى' هستند، به عنوان دوست انتخاب نكنيم.

    شخص نادان، هر چند هم كه مهربان و صميمى باشد، از آنجا كه عقل كافى ندارد، موارد سود و زيان را نيز تشخيص نمى دهد. به همين جهت، حتى وقتى مى خواهد به دوست خود، سودى برساند، از روى نادانى، كارى مى كند كه به زيان دوستش تمام شود.

    شخص بخيل، يا تنگ نظر، نيز چون به مال دنيا بيش از هر چيز ديگر دلبستگى دارد، و حاضر نيست ذره اى از مال خود را از دست بدهد. تا زمانى به دوستى خود با ديگران ادامه مى دهد، كه به او نيازمند نباشد. اما همينكه يكى از دوستانش به او نيازمند شود، حتى اگر در اوج نيازمندى باشد و تمام زندگى اش به اندكى گذشت و بخشش از سوى او بستگى پيدا كند، باز حاضر به گذشت و چشم پوشى از مال دنيا نمى شود، و دوست خود را، در آن اوج احتياج، رها مى كند و به حال خود مى گذارد.

    بدكاره، يا كسى كه در روى زمين به فسق و فجور و فساد دست مى زند، نيز از كسانى است كه بايد از دوستى با او پرهيز كرد. شخص بدكاره، عزت و شرافت انسانى خود، و سعادت و رستگارى آخرت خود را، در برابر كم ارزش ترين چيزها از دست مى دهد. بنابراين، مسلم است كه چنين كسى، براى دوستانش نيز، ارزشى قائل نخواهد شد، و آنها را در برابر اندك چيزى خواهد فروخت.

    دروغگو نيز، شايسته دوستى نيست. چون او نيز، مانند سراب كه از دور به شكل آب ديده مى شود و از نزديك چيزى جز خاك و ريگ بيابان نيست، هميشه به فكر فريب دادن است. شخص دروغگو، هميشه با دروغهاى خود، كارهاى خوب را به صورت كارهاى 'بد' وا نمود مى كند. و كارهاى بد را بصورت 'خوب' نشان مى دهد. در نتيجه، كسيكه با شخص دروغگو دوستى كند، فريب حرفهاى او را مى خورد، و دو عيب بزرگ در زندگى پيدا مى كند: نخست آن كه از كارهاى خوب رويگردان مى شود، چون خيال مى كند كه آن كارها 'بد' است. و ديگر آنكه به انجام كارهاى بد مى پردازد، چون بخاطر حرفهاى دوست دروغگوى خود، گمان مى كند كه آن كارها 'خوب' است.

    فرزند عزيز، وقتى مى خواهى با كسى دوست شوى مراقب باش كه او، جزو هيچكدام از اين چهار گروه نباشد. چون امام عليه السلام، به خاطر خير و صلاح مسلمانان، سفارش كرده است كه از دوستى با اين گونه افراد، دورى ك
    نند

    [HR][/HR]
     
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    هشدار مژده است
    من حذرك، كمن بشرك.

    ح/ 59


    ترجمه:


    كسى كه تو را هشدار مى دهد مانند كسى است كه به تو مژده مى دهد.


    شرح:


    گاهى پدر و مادرها، و بزرگترها، و دوستان خوب و دلسوز، از روى خيرخواهى، و براى آن كه ما را از انجام كارهاى بد باز دارند، مجبور مى شوند به جاى نرمش و ملايمت، با لحنى تند و درشت، هشدار دهند و ما را، از كارى كه مى خواهيم انجام دهيم، بر حذر و بيمناك سازند.

    ممكن است بعضى افراد، اينگونه بر حذر داشتن را خوش نداشته باشند، و از لحن تند و هشدار دهنده كسى كه با درشتى از انجام كار بد آنها جلوگيرى مى كند، ناراحت شوند.

    ولى، فرزند عزيز، اين را بدان كه: وقتى كسى با درشتى و تندى، به تو هشدار مى دهد و از انجام كارهاى بد تو جلوگيرى مى كند، مثل كسى است كه با لحنى ملايم و مهرآميز، به تو مژده يى را مى دهد. به عنوان مثال: وقتى كسى تو را از تنبلى در مدرسه و بازيگوشى در خانه باز مى دارد، و با لحنى تند مى گويد: 'در خواندن درسهايت تنبلى نكن، چون بيسواد و بيكاره بار مى آيى و بدبخت مى شوى'، مثل كسى است كه به تو مژده مى دهد و مى گويد: 'شاگرد اول شده اى و بزرگترين جايزه نصيب تو شده است'.

    پس، از هشدار و انتقاد سازنده ناراحت نشو بلكه خوشحال و متشكر باش زيرا انتقاد بجا، انسان را متوجه اشتباه خود مى كند و باعث برطرف شدن عيب و ايراد مى گردد
     
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    خودپسندى

    الاعجاب يمنع من الازدياد

    ح/ 167


    ترجمه:


    خودپسندى، مانع از پيشرفت و رسيدن به كمال است.


    شرح:


    يكى از بزرگترين عيبهايى كه بعضى افراد دچار آن هستند، غرور و خودپسندى است. خودپسند، يعنى كسى كه خود را، در همه چيز، برتر و بالاتر از همه مردم مى داند، و خيال مى كند كه هيچ كس در علم و دانش و درك و شعور، به پاى او نمى رسد.

    شخصى كه دچار اين عيب بزرگ باشد، از دو جهت لطمه مى خورد و صدمه مى بيند. نخست، از اين جهت كه: چون خود را بزرگترين و برترين عاقلان و دانشمندان مى داند، ديگر لازم نمى بيند كه دنبال تحصيل علم و دانش، برود. به اين صورت، از آموختن باز مى ماند، و در همان مرحله يى كه هست، در جا مى زند، و ديگر بالاتر و پيش تر نمى رود.

    علاوه بر اين، شخص خود پسند، چون كسى را عاقل تر و و دانشمندتر از خود نمى داند، هنگامى كه برايش مسئله و مشكلى پيش مى آيد، با هيچكس مشورت نمى كند، و از افراد عاقل تر و دانشمندتر از خودش، راهنمايى نمى خواهد. و به اين صورت، از حل مسائل و مشكلات، و گشودن راههاى بسته زندگى اش، عاجز مى ماند، و همواره، در ميان گرداب مشكلات و گرفتاريها دست و پا مى زند، و هيچگاه نمى تواند راههاى پيشرفت و ترقى را پيدا كند و به سوى كمال گام بردارد
     
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    همت عالى و شكم پرورى

    لا تجتمع عزيمه و وليمه.

    ح/ 241


    ترجمه:


    همت عالى، با سورچرانى و شكم پرورى، سازگار نيست.


    شرح:


    كسى كه صاحب همت عالى است به شكم پرورى و سور چرانى، توجه و اعتناء نمى كند و كسى كه در پى سورچرانى و شكم پرورى برود، نمى تواند همت عالى داشته باشد. و به عبارت ديگر، ممكن نيست كه همت عالى، و شكم پرورى، در وجود انسان، يكجا جمع شده باشد.

    زيرا شخص سورچران، بيش از هر چيز، در بند شكم خويش است، و تمام فكر و كوشش او صرف آن مى شود كه چطور و از چه راهى، خود را به سفره يى رنگين برساند و شكمش را از خوراكيهاى لذيذ انباشته كند. آشكار است كه چنين كسى، نه فرصت آن را دارد و نه اصولا در فكر آن است كه ذهن و انديشه اش را در راه كارهاى با شكوه به كار اندازد، و تصميمهاى عالى و والا بگيرد، و اراده و همت خود را در انجام كارهاى با ارزش و انسانى نمايان سازد. شخص شكم پرور و سورچران، از آغاز صبح، دائما به اين فكر مى كند كه ظهر، چگونه ناهار لذيذى بدست آورد، و از ظهر به بعد، ذهن و انديشه اش در اين جهت كار مى كند كه براى شب، از كجا و چگونه شام چرب و شيرينى فراهم كند. و طبيعى است كه چنين شخصى، شب هم با اين فكر به بستر مى رود كه صبح، چه خوراكيهايى سر سفره صبحانه در انتظارش خواهد بود.

    اما كسى كه همت عالى دارد، فكر و ذهنش، آنقدر مشغول مسائل مهم و كارهاى عالى و انسانى است، كه اصولا فرصتى براى فكر كردن به شكم پيدا نمى كند. و تازه وقتى هم سر سفره بنشيند، غذايش، ساده ترين غذاها خواهد بود. نمونه درخشان اين افراد، خود حضرت على عليه السلام است كه غذايش، بيشتر اوقات، چيزى جز نان خالى، يا نانى همراه با كمى خرما، يا كمى پياز، يا كمى نمك نبوده است. تا جايى كه اگر اندكى بيش از اين برايش غذا مى آوردند، به شدت اعتراض مى كرد
     
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    آنچه دارى قدر بدان

    و حفظ ما فى يديك احب الى من طلب ما فى يدى غيرك.

    نامه/ 31

    ترجمه:

    نگهدارى از آنچه خود، در دست دارى، در نظر من، از خواستن و جستجوى آنچه در دست ديگرى است، بهتر و دوست داشتنى تر است.

    شرح:

    كسانى هستند كه هيچگاه به آنچه دارند، راضى و قانع نمى شوند، دائما در فكر بدست آوردن مال و ثروت بيشتر هستند، و تمام نيروى آنها، بجاى آنكه صرف خود سازى و پيشرفت به سوى ايمان و تقوى شود، صرف كسب مال مى شود. اينگونه افراد، تازه هر چقدر هم كه بيشتر بدست مى آورند، باز چشم و دلشان سير نمى شود و نگاهشان به مال ديگران است. و گاهى، كار را به جايى مى رسانند كه شخصيت و عزت نفس خود را زير پا مى گذارند، تا براى مدتى كوتاه از آنچه ديگران دارند، استفاده كنند.

    شايد شما هم ديده ايد كه: بعضى افراد، وقتى مى خواهند به مهمانى بروند، با آن كه خودشان لباس تميز و قابل استفاده دارند، چون پارچه و دوخت آن ساده و معمولى است، به سراغ همسايه مى روند و لباس گرانقيمت او را قرض مى گيرند، تا در مهمانى، بيشتر خودنمايى كنند.

    يا وقتى مهمان در خانه دارند، كاسه و بشقاب معمولى و ارزان قيمت خود را كنار مى گذارند، و در عوض، ظروف چينى و بلور گرانقيمت همسايه را قرض مى گيرند و جلوى مهمان مى آورند.

    اين دسته از افراد، براى شخصيت انسانى و عزت نفس خود ارزش قائل نيستند و كارى هم كه مى كنند، بر خلاف دستورات اسلام است.

    امام عليه السلام نيز، در همين مورد توضيح داده و اين چند نكته را، در يك جمله كوتاه، بيان فرموده است:

    1- قناعت: به آنچه دارى اكتفا كن و چشم طمع به مال ديگران نداشته باش.

    2- عزت نفس: شخصيت انسانى و عزت نفس خود را حفظ كن، و از آنچه دارى خشنود باش، تا از رنج خواهش و تمنا و ذلت درخواست و تقاضا از ديگران، آسوده باشى.

    3- حفظ آبرو: بادورى كردن از زياده طلبى و چشم حسرت دوختن به مال ديگران، آبروى خود را به باد مده.

    4- شكر نعمت: نسبت به آنچه خداوند به تو داده است، كفران نعمت مكن، بلكه شكر نعمت خداوندى را- به هر اندازه كه باشد- بجاى آور، تا به آنچه دارى راضى باشى و در حفظ نگهدارى آن بكوشى. نه آن كه مال خود را، بخاطر ناچيز و كم قيمت بودن، خوب حفظ نكنى و آن را از بين ببرى، و بعد، محتاج ديگران بشوى
     
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    تنگدستى و پاكدامنى يا ثروت و زشتكارى

    و الحرفه مع العفه خير من الغنى مع الفجور.

    نامه/ 31

    ترجمه:


    كارگرى، همراه با پاكدامنى، بهتر از داشتن ثروتى است كه با گناهكارى به دست آمده باشد.


    شرح:

    بسيارى از ثروتمندان هستند، كه به خاطر داشتن مال و دارايى فراوان، ظاهرا همه گونه وسايل راحت و آسايش را در اختيار دارند. اما در حقيقت، آنها، نه تنها آسوده و راحت نيستند، نه تنها در خوشى و خوشبختى به سر نمى برند، بلكه روز و شب خود را، با رنج و اضطراب مى گذرانند، و عمرشان در دلهره و نگرانى طى مى شود. زيرا بيشتر ثروتمندان، مال و دارايى خود را، از راههاى حرام و آلوده به گناه، به دست آورده اند. امام عليه السلام، در جايى ديگر فرموده است: 'هر جا ثروتى هنگفت انباشته شده باشد، حتما در كنار آن، حق پايمال شده گروهى از محرومان جامعه، دفن شده است'.

    معنى اين سخن آن است كه: كمتر ممكن است ثروتى پيدا شود كه تمام آن، از راه حلال بدست آمده باشد. بيشتر كسانى كه به ثروت هاى هنگفت مى رسند، حق مردم محروم و مستضعف را پايمال كرده و مال ديگران را خورده اند يعنى از راههايى مانند دزدى، كم فروشى، گران فروشى، احتكار "يعنى: انبار كردن و مخفى نگاه داشتن اجناس مورد نياز مردم، و به وجود آوردن قحطى، و سپس فروختن آن اجناس به چند برابر قيمت"، يا خوردن مال افراد ضعيف، بيوه زنان، يتيمان و امثال آنها، و خيانت كردن به افراد ملت و مملكت به مال و دارايى رسيده اند.

    چنين ثروتى، كه از راههاى ناپاك و نادرست به دست آمده، آلوده به گناه است و كسى كه چنين ثروتى دارد، اگر هم در ظاهر، راحت و آسوده زندگى مى كند، در باطن، آرامش و آسايش ندارد و تمام ساعات روز و شبش، در وحشت و اضطراب مى گذرد. از يك طرف، ترس از خدا، و حساب و كتاب روز قيامت او را مى ترساند و آرامشش را بهم مى زند، و از طرف ديگر، دائما وحشت آن را دارد، كه مبادا مردم محروم و ستمديده، راز دزدى و مال مردم خورى و خيانت او را بفهمند، و براى گرفتن حق خود، بر سرش بتازند و حكم عدالت اسلامى را، درباره اش اجراء كنند.

    اما كسى كه كار كم درآمدى دارد، ولى با تقوى و پاكدامنى آنرا انجام مى دهد، و به خيانت و ظلم آلوده نمى شود، دل راحت و فكر آسوده دارد. چنين كسى، چون درآمدش حلال و پاك است، حقى را پايمال نكرده و مال كسى را نخورده است، كمترين نگرانى و دلهره و وحشتى هم ندارد. اگر سفره اش رنگين نيست ولى در عوض با وجدان پاك و فكر آسوده بر سر آن مى نشيند، و شب كه به بستر مى رود، دچار كابوسهاى وحشت آور نمى شود و راحت و آسوده مى خوابد، و سحرگاه، آرام و سبكبار بيدار مى شود، و خوشبختى واقعى را با تمام وجودش حس مى كند.

    بخاطر همين است كه امام عليه السلام نيز، كار كم درآمد، ولى همراه با پاكدامنى را از ثروتى كه همراه با گناه باشد، بهتر شمرده اند