1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏25/12/13 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پندهای کوتاه علــــــــــــــــــــــی


    اگر خدا شريكى داشت


    لو كان لربك شريك لاتتك رسله.


    نامه / 31

    ترجمه:

    اگر پروردگارت شريكى مى داشت، فرستادگان آن شريك "يعنى پيامبران آن خداى ديگر" نزد تو مى آمدند.

    شرح:

    خداوند توانائى كه ما را، و اين دنياى پهناور و پر از زيبائى را، آفريده است، خدايى يگانه و بى همانند است.

    تمام پيغمبرانى كه براى راهنمايى افراد بشر، به ميان مردم آمده اند، با آن كه دينهاى گوناگون آورده اند، سخنهايشان درباره خدا، يكسان و همانند بوده است. همه آنها، به پيروان خود گفته اند كه: خدا يكى است و شبيه يا شريك ندارد.

    فرزند عزيز، اين را بدان كه اگر غير از پروردگار يگانه و بى شريك، خداى ديگرى هم وجود داشت، او نيز از سوى خود، پيغمبرانى مى فرستاد تا هم وجود او را به افراد بشر اعلام دارند، هم مردم را به سوى او دعوت كنند.

    ولى در طول ميليونها سالى كه از زندگى بشر مى گذرد، و از ميان 124 هزار پيغمبرى كه براى هدايت مردم آمده اند، هرگز پيغمبرى نگفته است:

    من، از سوى خدايى ديگر، غير از خداى يگانه، به سوى شما فرستاده شده ام.

    همين موضوع، دليل آشكارى است براى آن كه بدانى: خداى تو، و آفريدگار و همه افراد بشر، و خالق اين جهان بزرگ، همان خداوند يگانه و بى مانندى است كه تمام پيغمبران، از او سخن گفته اند و همه افراد بشر را، به سوى او دعوت كرده اند.

     
    5 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    انگيزه ى دورى از گناه

    لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه.

    ح / 290


    ترجمه:

    اگر حتى خداوند، بندگانش را، از نافرمانى كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود، باز هم واجب بود كه انسان، مرتكب هيچ گناهى نشود، تا به اين وسيله، در برابر نعمتهاى او، سپاسگزارى كرده باشد.


    شرح:

    كسيكه گناه مى كند و فرمان خداوند را به جاى نمى آورد، در حقيقت، نعمت هايى را كه خداوند به او داده است، تباه مى كند. زيرا چنين كسى، براى آن كه بتواند گناهى را مرتكب شود، ناچار بايد تمام نيروهائى را كه در وجودش هست، به كار ببرد. در حاليكه خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است.

    فرزند عزيز، كسى را در نظر بگير، كه مى خواهد، بر خلاف فرمان خداوند، مرتكب گناه شود، و بطور مثال، دست به دزدى بزند:

    تمام اعضاء بدن آن شخص، بايد وظايف خود را، با تمام نيرويى كه دارند انجام دهند، تا او توانايى انجام چنين گناهى را داشته باشد.

    ششهاى او، بايد بطور مرتب هواى تازه را به خود بگيرند، تا او نفس بكشد و زنده بماند، قلبش بايد بطور منظم در حال تپيدن باشد، تا خون به تمام پيكرش برسد و او را زنده نگاه دارد، چشمهايش بايد توانايى ديدن داشته باشند، تا او راه خود را ببيند، پاهايش بايد قادر به حركت و قدم برداشتن باشند، تا او در مسيرى كه با چشمش مى بيند، پيش برود، گوشهايش بايد توانايى شنيدن داشته باشند، تا او صداى نزديك شدن مردم را تشخيص بدهد و از خطر فرار كند، دستهايش بايد توانايى كار و حركت داشته باشند، تا او درها را باز كند و اشياء را بردارد، مغزش بايد كار خود را انجام دهد، تا ساير اعضاء بدنش از آن فرمان بگيرند، و وظايف خود را اجرا كنند...

    و اگر يكى از اين اعضاء، يعنى يكى از اين نعمتهايى كه خداوند به انسان داده است، كار خود را به درستى انجام ندهد، شخص گناهكار، قادر به انجام گناه نخواهد بود.

    پس مى بينى كه گناهكار، براى آنكه در برابر خداوند، مرتكب گناه و نافرمانى، شود، از همان امكانات و نيروهايى استفاده مى كند، كه خداوند، آنها را، براى انجام كارهاى درست و نيك به او داده است. به اين ترتيب، آيا شخص گناهكار، با انجام هر كدام از گناهان خود، و نعمتها و نيروهايى را كه از خداوند دارد، تباه و حرام نمى كند؟ البته خداوند، به بندگان خود هشدار داده، و آنها را از گناه و نافرمانى، بيمناك كرده است. ولى اگر خداوند چنين بيم و هشدارى هم نداده بود، و اگر انسان آسوده خاطر بود كه به خاطر گناهانش كيفر و مجازات نخواهد ديد، باز هم حق نداشت نعمتهاى خداوند را تباه كند. يعنى در برابر نعمتهاى ديدن، شنيدن، بوئيدن، حركت، تپيدن قلب، تنفس ششها، انديشيدن، توانايى انجام كارهاى گوناگون داشتن، و هزاران نعمت ديگر، انسان بايد قدرشناس باشد، و به شكرانه اين نعمتهاى بزرگ و با ارزش، هرگز مرتكب گناه و نافرمانى خداوند نشود
    .
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    زندگى دنيوى دليل زندگى اخروى

    عجبت لمن انكر النشاه الاخرى و هو يرى النشاه الاولى.

    ح/ 126


    ترجمه:

    در شگفتم، از كسيكه زندگى اين دنيا را مى بيند، و باز زندگى دنياى ديگر "آخرت" را قبول ندارد.

    شرح:

    كسيكه با درك و دانائى، در زندگى اين دنيا نظر كند، سراسر دنيا را، پر از نشانه هايى خواهد ديد كه از قدرت آفرينش خداوند حكايت مى كنند. و كسيكه قدرت آفرينش خداوند را، با عقل و بينش بررسى كند، هرگز مسئله آخرت و زندگى پس از مرگ را انكار نخواهد كرد.

    اگر ما، با دقت و شعور و انصاف، به دنياى خود نگاه كنيم، به روشنى مى بينيم كه انسان و حيوان و گياه، و بالاخره تمام موجودات زنده اين دنيا، از 'نيستى' به وجود آمده اند. پس خداوندى كه قادر بوده است اين زندگى و اين همه موجودات زنده را، از 'نيستى' به 'هستى' بياورد، باز هم قدرت آن را خواهد داشت كه پس از مرگ و نابودى اين موجودات، يكبار ديگر آنها را زنده كند. اگر در زندگى انسان دقت كنيم، از يك نظر، خواهيم ديد كه خداوند، در همين دنيا هم، ريشه و اصل زندگى انسانها را در دل خاك قرار داده، و در وقت لزوم، افراد بشر را، از خاك به وجود آورده است.

    ابتدا، ريشه زندگى و اصل وجود ما، در دل همين خاكهاى بيابانى پنهان بوده است. از دل اين خاكها، گندم و برنج و سبزى و ميوه و ديگر گياهان خوردنى روئيده اند. قسمتى از اين روئيدنيها را، پدر و مادر ما خورده اند. قسمت ديگرى را نيز حيوانات خورده اند، تا زنده بمانند و بزرگ شوند و به صورت غذاى انسان درآيند. يعنى پدر و مادر ما، وقتى گوشت حيوانات را نيز خورده اند، در حقيقت، از غذايى استفاده كرده اند كه اصل آن، باز هم از خاك بوده است.

    به اين ترتيب، پدر و مادر ما، با خوردن خوراكى هايى، كه در هر حال، از زمين بدست مى آيد، به زندگى خود ادامه داده اند و بزرگ شده اند. بعد، وجود ما، همچون يك ياخته، در پشت و شكم آنها، پيدا شده است. آنگاه ما شروع به رشد كرده ايم، صاحب دست و پا و چشم و گوش و مغز و ساير اعضاء بدن شده ايم و سرانجام، به صورت يك انسان كامل، از شكم مادر، به اين جهان قدم گذاشته ايم.

    تمام اين مراحل، از وقتى كه ذرات هستى ما، در دل خاكها بوده، تا وقتى كه اين ذرات به وجود پدر و مادر منتقل شده و سپس به صورت انسان درآمده است، با قدرت آفرينش خداوند طى شده است. پس مى بينيم كه خداوند، قبلا، يكبار قدرت خود را، در همين دنيا، نشان داده و ما را، از خاك به خود آورده است. به اين ترتيب، خدايى كه چنين قدرتى دارد، يكبار ديگر هم، قادر به انجام اين كار خواهد بود. يعنى، وقتى ما بميريم و به مشتى خاك مبدل شويم، دوباره، در روز قيامت، خداوند ما را، از دل خاكها بيرون مى آورد، و به ما 'هستى' و زندگى مى دهد، تا براى رسيدگى به حساب كارهايمان، در صف محشر آماده شويم
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    در خلوت هم از گناه بپرهيزيد

    اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاكم.

    ح/ 324

    ترجمه:


    در خلوت و تنهايى هم، از گناه و نافرمانى خدا بپرهيزيد، زيرا همان كسى كه گناه شما را مى بيند "يعنى خداوند" خودش نيز درباره ى آن، داورى خواهد كرد.


    شرح:


    گروهى از افراد كوته فكر هستند، كه گمان مى كنند اگر در خلوت و تنهايى، مرتكب گناه شوند، و كسى شاهد گناه آنها نباشد، از كيفر و مجازات در امان خواهند بود. غافل از آنكه خداوند، در همه جا حاضر است، و در خلوت و تنهايى هم، شاهد اعمال بندگان خويش است.

    امام صادق عليه السلام مى فرمايد: كسيكه در تنهايى مرتكب گناه مى شود، مثل كسى است كه در يك كشتى، داخل اطاقك خصوصى خود، نشسته است و كف آن را سوراخ مى كند. گرچه كسى شاهد اين عمل زشت و نادرست نيست، تا از آن جلوگيرى كند، يا آن شخص را به مجازات رساند، ولى چنين كسى، مجازات عمل خود را خواهد ديد، زيرا به خاطر كار زشت او، ديگران هم صدمه خواهند ديد. چون سرانجام، آب دريا، از سوراخ آن اتاقك بالا خواهد آمد، و همه كشتى را، با تمام سرنشينان آن غرق خواهد كرد.

    پس گناه، اگر در خلوت و تنهايى هم صورت گيرد، هم شخص گناهكار را به مجازات خواهد رسانيد، هم بر روى جامعه اثر بد خواهد گذاشت.

    از سوى ديگر، انسان در رابطه با خدا، بايد بداند كه: هر چند در خلوت و تنهايى مرتكب گناه شود، و كسى هم شاهد او نباشد، ولى خداوند، او را مى بيند و شاهد گناه اوست. به اين ترتيب، شخص گناهكار، در روز رستاخيز، از داورى خداوند توانا و بينا كه خود، آن گناه را ديده است- هيچ راه فرارى نخواهد داشت
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    رابطه عقل و گفتار
    اذا تم العقل نقص الكلام.

    ح/ 71


    ترجمه:

    هنگامى كه عقل انسان كامل گردد، گفتارش كوتاه مى شود.


    شرح:


    انسان، هر اندازه كه عقل و شعورش بيشتر شود و به سوى كمال برود، به همان نسبت، كمتر حرف مى زند و در عوض بيشتر فكر مى كند.

    كسانيكه زياد حرف مى زنند و جلوى زبان خود را نمى گيرند، عقلشان كم و فكرشان كوتاه است. بهمين دليل، هنگام سخن گفتن، درباره آنچه مى گويند، فكر نمى كنند، و هر چه به زبانشان آيد، بدون فكر و انديشه، بيان مى كنند.

    اما بر عكس، افراد عاقل، تا زمانى كه موضوعى را خوب بررسى نكرده اند، و درباره خوب و بد آن نينديشيده اند، سخنى بر زبان نمى آورند. به همين دليل، شخص عاقل، كمتر حرف مى زند، چون مقدارى از وقت خود را، به فكر كردن درباره گفتارى كه مى خواهد بر زبان آورد، مى گذارند.

    حضرت على عليه السلام، در جمله ى ديگرى مى فرمايد: 'زبان عاقل، در پشت عقل او قرار دارد'.

    يعنى: شخص عاقل، عقل خود را پيش از زبانش به كار مى اندازد. در هر كارى، اول فكر مى كند، عقل و شعور خود را به كار مى گيرد، و هنگامى كه به درستى سخن خود مطمئن شد، زبان به گفتار مى گشايد. در حاليكه شخص نادان، پيش از آنكه فكر خود را بكار اندازد، شروع به حرف زدن مى كند، و چه بسا كه با سخنان بى معنى و حساب نشده اش، هم خود و هم ديگران را بزحمت و ناراحتى دچار مى سازد.
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    حق يكى است

    ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلاله.


    ح/ 183

    ترجمه:


    هرگاه در مورد امرى واحد، دو ادعاى مختلف وجود داشته باشد، ناچار، يكى از آن دو، گمراهى "باطل" است.


    شرح:


    بسيار ديده مى شود كه دو شخص، يا دو گروه، بر سر يك مسئله اختلاف دارند. به اين معنى كه هر كدام، در مورد آن مسئله، ادعايى دارد كه با ادعاى ديگرى مخالف است، و هر يك نيز، ادعاى خود را صحيح و بر حق مى داند و ادعاى ديگرى را غلط و باطل مى شمارد.

    اما، از آنجا كه هميشه حق يگانه است، و هر چيزى كه بر حق باشد، نمى تواند دو صورت و دو شكل جداگانه داشته باشد و هر دو نيز، درست و بر حق باشند، ناگزير بايد قبول كرد كه دست كم، يكى از آن دو ادعا، باطل و گمراهانه است.

    روشن تر بگوئيم: نمى شود كه دو نفر، در مورد يك موضوع دو ادعاى مختلف بكنند، و هر دو نيز درست گفته باشند. يعنى اگر، در چنين مواردى، يقين داشته باشيم كه هر دو نفر در اشتباه نيستند، پس بايد مطمئن باشيم كه بطور قطع، فقط يكى از آنها 'حق' مى گويد و ديگرى بر باطل است.

    وظيفه كسى هم كه با چنين افراد يا گروههايى روبرو مى شود، آن است كه سخن و عقيده و ادعاى هر دو را، به دقت بررسى كند، تا آنچه را كه بر حق است دريابد، و با انتخاب و پذيرش حق، از باطل دورى كند
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    جامعيت قرآن

    و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم ما بينكم.


    ح/ 313

    ترجمه:


    سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات مربوط به امورى كه بين شما جارى است، همه در قرآن آمده است.


    شرح:


    آنچه انسان، در زندگى اين جهانى خود به آن نيازمند است، بطور كلى، خارج از اين سه مورد نيست:

    نخست، مى خواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او، در گذشته، چگونه بوده اند، چگونه زيسته اند، چه ها مى انديشيده اند، چه سرانجامى داشته اند، و در چه وضعى و حالى درگذشته اند.

    آنگاه، مى خواهد بداند كه پس از مرگ او، دنيا چه صورتى خواهد داشت، و نسلهاى آينده در چه اوضاع و شرايطى خواهند زيست، و احوال آنها، در دنياى آينده چگونه خواهد بود.

    و سپس مى خواهد بداند: در حال حاضر، در دوران بين گذشته و آينده، كه خود در آن زندگى مى كند، با مردم چگونه بايد رفتار كند، و امورى را كه بين او و ديگران جارى است، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و در طريق آسايش و رستگارى گام بردارد.

    قرآن مجيد، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان، كتاب سازنده و روشنگرى است كه اين سه موضوع مهم و حياتى را، براى ما، به روشنى و بدون ترديد يا ابهام، توضيح داده است.

    پس ما، اگر مى خواهيم با درك و آگاهى زندگى كنيم و در منجلاب گمراهيها فرو نرويم، و به سوى سعادت گام برداريم، بايد قرآن را به دقت بخوانيم، معنى آن را درك كنيم، و مفاهيم آن را دستور زندگى خويش قرار دهيم، و دستورات و احكام آن را به كار بنديم
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    خشنودى از كار بدكاران

    الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم. و على كل داخل فى باطل اثمان اثم العمل به و اثم الرضى به.

    ح/ 154

    ترجمه:


    هر كس كه به كار گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار، با آنها همراهى كرده است، و هر كس كه در كارى نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست، و گناه رضايت دادن به انجام آن.

    شرح:

    اسلام، دينى است كه پيروان خود را، همواره از زندگى كردن در حصارهاى خلوت و تنهائى و به سر بردن در چهار ديواريهاى در بسته، باز مى دارد. و در مقابل، همه را به زندگى اجتماعى دعوت مى كند. براى يك چنين زندگى اجتماعى برادرانه يى، كه در آن همه نسبت بيكديگر وظايف و مسئوليتهايى دارند قوانين كاملى نيز قرار داده، كه جلوه هاى گوناگون آن، در تعاليم درخشان اسلامى ديده مى شود.

    بر اساس اين قوانين، خوب بودن و خوب زيستن، تنها اين نيست كه ما، خود را از همه كنار بكشيم، و در خلوت و تنهايى مشغول عبادت شويم و كارى به كار ديگران و ساير افراد جامعه نداشته باشيم. چه، در اين صورت، حتى اگر هيچ گناهى از ما سر نزند، باز در گناهى كه ديگران، در كنار ما و مقابل چشمان ما انجام مى دهند، شريك و سهيم خواهيم بود. به بيان ديگر، يك مسلمان مومن و واقعى، نبايد در برابر كارهاى باطل و نادرست ديگران نيز، ساكت بنشيند و هيچ اقدامى نكند. چون اين سكوت، دليل آن است كه او، با انجام آن كارهاى باطل مخالفتى ندارد و كسى كه مخالف امرى نباشد، بطور طبيعى، به انجام آن امر، رضايت داده است. و راضى بودن به انجام كار ديگران نيز مانند آن است كه خود او هم در آن كار، شركت و دخالت داشته است.

    از اين روست كه امام عليه السلام مى فرمايد: مسلمان مومن حق ندارد ساكت بنشيند و شاهد و تماشاگر كارهاى باطل ديگران باشد. چون در آنصورت، از او دو گناه سر زده است. يك گناه همان رضايت دادن به انجام آن كار است، و گناه ديگر آن است كه با چنين رضايتى، خود او نيز، در آن كار نادرست بصورت همكار و همراه درآمده و در حقيقت مثل آن است كه خود نيز، در انجام آن گناه، شركت و همكارى داشته است
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    لزوم شناخت رفيق راه و همسايه

    سل من الرفيق قبل الطريق و عن الجار قبل الدار.

    نامه/ 31

    ترجمه:


    پيش از آنكه درباره راه بپرسى، درباره 'رفيق راه' بپرس، و پيش از آنكه 'خانه' انتخاب كنى درباره 'همسايه' پرس و جو كن.

    شرح:


    بر اساس اين فرمايش امام عليه السلام، در زبان فارسى هم ضرب المثلى رواج يافته است كه مى گويد: 'بگو رفيقت كيست، تا بگويم چگونه آدمى هستى'. و شاعرى، همين معنى را به شعر درآورده است:

    تو، اول بگو: با كيان زيستى؟

    پس آنگه، بگويم كه: تو، كيستى!

    سخن امام، اين هشدار را مى دهد كه: انسان بايد دقت كند و هنگام سفر، از رفيق راه و همسفر بد و فاسد، پرهيز و دورى جويد، و همچنين هنگام انتخاب خانه، مراقبت كند، تا با اشخاصى نادرست و گمراه، همسايه نشود. زيرا، همسفر فاسد و همسايه گمراه، علاوه بر زيانها و ناراحتيهايى كه توليد مى كنند، بر اثر همراهى و همنشينى و معاشرت پى در پى، در روحيه انسان، تاثير بد مى گذارند. و چه بسا كه انسان پس از مدتى معاشرت با افراد گمراه و فاسد، خود نيز، اندك اندك و ندانسته، به فساد و گمراهى كشيده مى شود.

    به همين دليل، ما بايد مراقب باشيم و در هر كارى كه انجام مى دهيم، با كسانى همراهى و همفكرى كنيم كه مطمئن باشيم درستكار و با ايمان و پاك و نيك كردارند.

    اين سخن، مى تواند ما را، در اين جهت نيز راهنمائى كند كه: هرگاه در انتخاب راهى و انجام كارى دچار شك و ترديد شديم، يا اگر ديديم كه خودمان، قادر به انتخاب راه درست نيستيم، بهتر است پيش از آنكه با چشم بسته به راهى برويم يا شروع به كارى كنيم، افراد ديگر را در نظر بگيريم. يعنى ببينيم كسانى كه عقل و درايت و ايمان و پارسايى آنها ثابت شده است، چه كار مى كنند و از كدام راه مى روند، تا ما نيز همان راه را در پيش گيريم. به اين ترتيب، علاوه بر آنكه به گمراهى و فساد دچار نمى شويم، از وجود همراه و همنشين خوب هم بهره مند مى گرديم
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : پندهای کوتاه امام علــــــــــــــــــــــی ع

    خودرايى و مشورت

    من استبد برايه هلك و من شاور الرجال شاركها فى عقولها.


    ح/ 161

    ترجمه:


    شخص خود راى به هلاكت مى رسد، و كسيكه با مردان برجسته و انديشمند مشورت كند، در عقل آنها شريك مى شود.


    شرح:


    كسيكه در همه كارها، تنها عقيده و نظر خود را درست مى داند و به راى و عقيده هيچ كس ديگر، اهميتى نمى دهد، بيش از هر كس، به خودش ظلم مى كند. هيچكس نيست كه همه چيز را بداند و براى همه مسائل و مشكلات، راه حلهاى درست و منطقى و قابل اجراء پيدا كند، و هر كس، هر اندازه هم كه عاقل و دانشمند باشد، باز با مسائلى روبرو خواهد شد، كه راه حل درست و عملى آنها، به فكرش نخواهد رسيد. در چنين حالى، اگر شخصى، خود راى باشد و جز عقيده خود، عقيده هيچكس را نپذيرد، بطور مسلم، در حل مسائل، به راههاى غلط مى رود، و چه بسا دچار اشتباهاتى مى شود كه حتى زندگى اش را به خطر مى افكند و او را به هلاكت و نيستى مى كشاند. اما كسيكه تنها به عقيده خود اتكاء ندارد، و در مسائل گوناگون، مشورت مى كند، به راه سعادت مى رود. مخصوصا اگر شخصى، با افراد عاقل و انديشمند و مردان برجسته مشورت كند، مانند آن است كه در فكر و دانش آنها شريك شده، و از عقل و انديشه هر كدام، براى خود سهمى برداشته است.

    وقتى ما، بار سنگينى داريم كه نمى توانيم از روى زمين حركت دهيم، به كمك چند نفر ديگر نياز پيدا مى كنيم. و هنگامى كه چند نفر آمدند و به ما كمك كردند، مثل آن است كه ما را، در زور بازوى خود شريك كرده اند و هر كدام، از قدرت و توانايى خود، سهمى به ما داده اند.

    در مورد مسائل مربوط به فكر و عقل نيز همينطور است. وقتى با مساله يى روبرو مى شويم كه به تنهايى از حل آن عاجزيم، بايد از عقل و انديشه ديگران هم كمك بگيريم. و در اين صورت، مثل آن است كه خود را، در عقل و شعور آنها شريك ساخته ايم و از نيروى انديشه و فكرشان، سهمى هم به ما رسيده است